تحولات اقتصادی و میزان رشد صنایع در شاهنامه فردوسی

چکیده

بررسی و ضعیت اقتصادی جوامع مختلف راهی است برای شناخت بهتر وضعیت حکومت‌ها و نیز سطح زندگی مردم. نگاهی به نظام اقتصادی حاکم بر ملل در گذشته‌های دور- از طریق آثار ادبی بزرگ هر سرزمین-  انواع صنعت‌ها، زیرشاخه‌ها و فعالان در آن زمینه‌ها و نیز برخی از لایه‌های پنهان گذشته ایشان را تا حدودی آشکار خواهد کرد. بدین منظور در این نوشتار با توجه به شرایط زیست- محیطی و اقلیمی موجود در شاهنامه و نیز نبردهای قومی – قبیله‌ای، همچنین ضرورت توجه دقیق دولتمردان به وضعیت معیشتی مردم به بررسی صنایعی مثل کشاورزی، دامپروری، نساجی، آهنگری و کشتی سازی و میزان رشد آنها و برنامه ریزی‌های دولت‌ها در این زمینه‌هاخواهیم پرداخت.

واژه‌های کلیدی: شاهنامه، جامعه، صنعت، کشاورزی، دامپروری، نساجی، آهنگری، کشتی سازی

 مقدمه

   نگاهی‌ به‌ وضعیت‌ نظام‌ اقتصادی‌ در شاهنامه‌ ما را با برنامه‌ریزی‌ و سیاست‌های‌ اقتصادی‌ مردم‌ و دولت‌ها و چگونگی‌ تحوّل‌ زندگی ‌ایشان‌ آشنا می‌سازد. تلاش‌ افراد در طبقات‌ مختلف‌ در این‌ كتاب‌ برای‌ كسب‌ رفاه‌ بیشتر و آبادانی‌ سرزمین‌شان‌ برگرفته‌ از برنامه‌ریزی‌ ویژه‌ای‌ است‌ كه‌ خود و حاكمانشان‌ دارند.

             شكل‌گیری‌ پیشه‌های‌ مختلف‌هم ناشی‌ از نیازهای‌ گوناگونی‌ است‌ كه‌ در زندگی‌ بشر وجود دارد و تلاش‌ انسان‌ در این اثر‌ برای‌ ایجاد مشاغل‌ تازه نیز نشانی‌ است‌ از پیشرفت‌ در زندگی‌ اجتماعی‌. این‌ حركتِ رو به‌ جلو بهره‌گیری‌ بیش‌ از پیش‌ از طبیعت‌ و محیط‌ پیرامون‌ را در پی‌ خواهد داشت‌ كه‌ با برنامه‌ریزی‌ صحیح‌ اقتصادی‌ میسر خواهد شد. زندگی‌ بشر در شاهنامه‌، تصویر روشنی‌ است‌ از سیر تكاملی‌ حیات‌ اقتصادی‌ جوامع‌ انسانی‌ كه‌ تحت‌ تأثیر نظام‌ سیاسی‌ خود با نظم‌ بیشتری‌ در حركت‌ است‌. بررسی‌ تغییرات‌ وضعیت‌ درآمد و تحوّلات‌ شغلی‌، میزان‌ صعود یا نزول‌ اندیشه‌های‌ پولی‌ و اقتصادی‌ را در این‌ كتاب‌، در دوره‌های‌ مختلف‌ نشان‌ می‌دهد. آنچه‌ در این نوشتار‌ با عنوان‌ بررسی تحولات اقتصادی و میزان رشد صنایع در شاهنامه فردوسی خواهد آمد نظری‌ اجمالی‌ به‌ بررسی‌ سیستم‌ حاكم‌ بر اقتصاد جامعه‌، میزان‌ توجه‌ دولت‌ به‌ پیشه‌ها و صاحبان‌ آن خواهد بود.

 نظام‌ اقتصادی‌ حاكم‌ بر جامعه شرایط‌ خاص‌ زندگی‌ در جوامع‌ ابتدایی‌ شاهنامه‌، بشر را به‌ لحاظ‌ اقتصادی‌‌ خودبسنده بار می‌آورداین‌ خودبسندگی‌ می‌تواند به‌ دلیل‌ توانایی‌ او در حیطه‌ فعالیت‌های‌ كشاورزی‌ و دامداری‌ باشد؛ چرا كه‌ از این‌ طریق‌ غلّه‌ و سایر مواد غذایی‌ مورد نیاز خویش‌ را به‌ راحتی‌ تأمین‌ می‌كند و نیازی‌ به‌ كسب‌ آن‌ از سایر جوامع‌ ندارد. آشنایی‌ انسان‌ با زمین‌ را شاید بتوان‌ بزرگ‌ترین‌ موهبتی‌ دانست‌ كه‌ نصیب‌ وی‌ شده‌ است‌. پی‌ بردن‌ به‌ راز كاشت‌، داشت‌ و برداشت‌ را می‌توان‌ مهم‌ترین‌ كلید ادامه‌ حیات‌ او دانست‌؛ چرا كه‌ از این‌ راه‌ توانست‌ به‌ شیوه‌های‌ مختلف‌ استفاده‌ از ابزار موجود در طبیعت‌ پی‌ ببرد و با سرعت‌ به‌ جلو گام‌ بردارد. با روی‌ آوردن‌ انسان‌ به‌ كشاورزی‌، زندگی‌ در غارها به‌ تدریج‌ به‌ فراموشی‌ سپرده‌ شد و روستاهای‌ كوچك‌ و بزرگ‌ شكل‌ گرفت‌ و یكجانشینی‌ جای‌ كوچ‌ را گرفت‌. به‌ دنبال‌ این‌ كار، بشر به‌ فكر رام‌ كردن‌ حیوانات‌، ساخت‌ مسكن‌ و ابزار مختلف‌ برای‌ تسلّط‌ بیشتر بر طبیعت‌ افتاد و با كمك‌ خلاقیت‌ خود توانست‌ به‌ تدریج‌ این‌ توانمندی‌ها را كسب‌ كند

 برای‌ انسان‌ ابتدایی‌ كشاورزی‌ تنها كاری‌ دنیوی‌ نیست‌؛ بلكه‌ چون‌ به‌ زندگی‌ مربوط‌ می‌شود، و به‌ نموّ شگرف‌ این‌ زندگی‌ كه‌ در دانه‌ها و شیار كشتزار و باران‌ و فرشتگان‌ یا ارواح‌ موكّل‌ نباتات‌ هست‌، نظر دارد، پیش‌ از هر چیز، امری‌ آئینی‌ است‌. به طوری که بر این باورند که كسی‌ كه‌ غلّه‌ بكارد، اَشَه‌ می‌كارد. او دین‌ مَزدا را برتر و برتر می‌رویاند، او دین‌ مَزدا را چندان‌ نیرومند می‌كند كه‌ با صد نیایش‌ توان‌ كرد؛ كه‌ با هزار نیاز توان‌ كرد؛ كه‌ با ده‌هزار پیشكشی‌ توان‌ كرد. هنگامی‌ كه‌ جو ببار آید، دیوان‌ از جای‌ بر می‌جهند. هنگامی‌ كه‌ گندم‌ فراوان‌ بروید، دل‌ دیوان‌ از هراس‌ می‌لرزد. هنگامی‌ كه‌ گندم‌ آرد شود، دیوان‌ ناله‌ برمی‌آورند. هنگامی‌ كه‌ گندم‌ خرمن‌ شود، دیوان‌ نابود می‌شوند. در خانه‌ای‌ كه‌ گندم‌ این چنین‌ به بار آید، دیوان‌ بیش‌ نمی‌پایند. از خانه‌ای‌ كه‌ در آن‌ گندم‌ این چنین‌ به بار آید دیوان‌ دور رانده‌ می‌شوند. هنگامی‌ كه‌ در خانه‌ای‌ انباری‌ از گندم‌ باشد، چنان‌ است‌ كه‌ آهن‌ سرخ‌ گدازان‌ در گلوگاه‌ دیوان‌ به‌ گردش‌ در آید.

 از نوشتار‌ مذهبی‌ بالا بعد دینی‌ كشاورزی‌ كاملاً آشكار است‌ و می‌توان‌ پی برد‌ انسان‌ گذشته به‌ كشاورزی‌ به‌ عنوان‌ عملی ارزشمند و‌ برگرفته‌ از دین‌ می‌نگرد. ‌در باور این‌ مردم‌ زمینی‌ شاد است‌ كه‌ پس‌ از ناآبادانی‌ آن‌ را باز به‌ كشت‌ و آبادانی‌ می‌آورند.

 گذشته‌ از بُعد دینی‌، از آنجا كه‌ این‌ كار منبع‌ درآمد مناسبی‌ برای‌ حاكمان‌ و زمینداران‌ نیز هست ‌توجه‌ ویژه‌ای‌ به‌ آن‌ نشان‌ می‌دهند تا جایی‌ كه‌ به واسطه دارا بودن چنین شاخصه‌ای زبانزد مردمان‌ سایر سرزمین‌ها می‌گردند. نشان این نوع دلبستگی ایرانیان به کشاورزی را می‌توان در کلام سقراط خطاب به شاگردش کریتوبول یافت آنجا که از توجه فراوان شاه ایران به کشت زمین به دست ساکنان هر منطقه و حفاظت آنجا به وسیله لشکریان و گماشتن سالارانی بر ایشان به منظور انجام هرچه بهتر این کار سخن می‌گوید.

زندگی‌ بشر در شاهنامه‌، تصویر روشنی‌ است‌ از سیر تكاملی‌ حیات‌ اقتصادی‌ جوامع‌ انسانی‌ كه‌ تحت‌ تأثیر نظام‌ سیاسی‌ خود با نظم‌ بیشتری‌ در حركت‌ است‌. بررسی‌ تغییرات‌ وضعیت‌ درآمد و تحوّلات‌ شغلی‌، میزان‌ صعود یا نزول‌ اندیشه‌های‌ پولی‌ و اقتصادی‌ را در این‌ كتاب‌، در دوره‌های‌ مختلف‌ نشان‌ می‌دهد. آنچه‌ در این نوشتار‌ با عنوان‌ بررسی تحولات اقتصادی و میزان رشد صنایع در شاهنامه فردوسی خواهد آمد نظری‌ اجمالی‌ به‌ بررسی‌ سیستم‌ حاكم‌ بر اقتصاد جامعه‌، میزان‌ توجه‌ دولت‌ به‌ پیشه‌ها و صاحبان‌ آن خواهد بود.

 این‌كار به‌ دلیل‌ نبود امكانات‌ كافی‌ با سختی‌ صورت‌ می‌گرفته‌ است‌. شخم‌، بذرافشانی‌، برداشت‌ و نگهداری‌ همه‌ و همه‌ با تكیه‌ بر نیروی‌ بدنی‌ افراد كه‌ بیشتر بردگان‌ و مردم‌ طبقات‌ پست‌ جامعه‌ - طبق‌ تقسیم‌بندی‌ حاكمان‌ - بودند صورت‌ می‌گرفته و در حقیقت‌، اقشار مرفّه‌ جامعه‌ با استفاده‌ از نیروی‌ كار ارزان این‌ گروه‌ از مردم‌ می‌توانستند صاحب‌ مزارع‌ سرسبز و پرمحصول‌ باشنددر آثار به‌ جای‌ مانده‌ از تمدن‌های‌ كهن‌ نیز نشانه‌هایی‌ از كشاورزی‌ و تلاش‌ مردم‌ در این‌ زمینه‌ به‌ چشم‌ می‌خورد؛ به طوری که بر قطعه‌ گل‌ دهانه‌ كوزه‌ای‌ اثر مُهری‌ باقی‌ است‌ كه‌ مردانی‌ برهنه‌ را در حال‌ شخم‌ زدن‌ زمین‌ نشان‌ می‌دهد و یك‌ نفر به‌ بذرافشانی‌ مشغول‌ است‌.

 به‌ هر ترتیب‌ در اندیشه‌ انسان‌ دوره‌ باستان‌، روان‌ كشاورز، پس‌ از مرگ‌ به‌ جهت‌ عمل‌ مقدسی‌ كه‌ انجام‌ می‌دهد و تلاشی‌ كه‌ در زمینه‌ آبادانی‌ زمین‌ متحمّل‌ می‌شود در بهترین‌ حالت‌ و جایگاه‌ قرار خواهد گرفت‌ به طوری که به خاطر چنین خدماتی مثل ایجاد کاریز و رود و چشمه برگاه زرین و بر بسترهای خوب و بالش و فرش‌های شایسته قرار خواهند گرفت و فروهر اهلوان با نیرومندی بسیاربر آنها آفرین و ستایش خواهند گرفت و سپاس به جای خواهند آورد در شاهنامه‌ نیز با توجه‌ به‌ ساختار جامعه‌، بیشترین‌ توجه‌ حاكمان‌ و مالكان‌ مناطق‌ مختلف‌ در زمینه‌ اقتصاد، معطوف‌ به‌ كشاورزی‌ و مشاغل‌ وابسته‌ به‌ آن‌ و نیز دامداری‌ است‌. به‌ بیان‌ دیگر بیشترین‌ سرمایه‌گذاری‌ها مربوط‌ به‌ این‌ دو بخش‌ است‌ و حاكمان‌ و اشراف‌ بزرگ‌ترین‌ دامداران‌ و زمیندارانی‌ هستند كه‌ از این‌ راه‌ به‌ اندوخته‌های‌ خود می‌افزایند. با نگاهی‌ به‌ اوستا می‌توان‌ به‌ اهمیت‌ كشاورزی‌ و دامپروری‌ پی‌ برد آنجا كه‌ محصولات‌ دامی‌ و گیاهان‌ كه‌ نماد كشاورزی‌ هستند مورد ستایش‌ واقع‌ می‌شوند و شیر و چربی‌ و آب‌ روان‌ و گیاه‌ بالنده‌ ستایش می‌شود در اندیشه‌ آنان‌ زمینی‌ خوشبخت‌ است‌ كه‌ در آن‌ كشاورزی‌ صورت‌ گیرد و یا دام‌ و گله‌ و رمه‌ پرورانده‌ شود و یا نگهداری‌ شوداگرچه‌ میزان‌ توجه‌ به‌ صنایع‌ كوچكی‌ چون‌ نساجی‌، كشتی‌ سازی‌ و حتی‌ اسلحه‌سازی‌ آهنگری‌ و نجّاری‌ در مرتبه‌ای‌ پس‌ از كشاورزی‌ و دامپروری‌ است‌ ولی‌ جامعه‌ - هر چند به‌ صورت‌ محدود- به‌ این‌ نوع‌ از مشاغل‌ نیز نیازمند است‌

الف‌) كشاورزی‌ آنچه‌ در این‌ كتاب‌ با عنوان‌ كشاورزی‌ از آن‌ یاد می‌شود كشت‌ غلات‌ و مواد غذایی‌ اولیه‌ مورد نیاز مردم‌ با هدف‌ از میان‌ بردن‌ گرسنگی‌ و عدم‌ وابستگی‌ به‌ سایر اقوام‌ است‌. بر اساس‌ تقسیم‌بندی‌ جمشید - در شاهنامه‌ - طبقه‌ كشاورز سومین‌ گروه‌ از مردمندكه‌ بسودی‌ یا بورزی‌ نام‌ می‌گیرند و كارشان‌ كاشت‌‌، داشت‌ و برداشت غلات است‌. پوششی‌ نه‌ چندان‌ مناسب‌ و زندگی‌ سخت‌ و طاقت‌ فرسا دارند و در حقیقت‌ بخشی‌ از طبقه‌ درویش‌ و فقیر جامعه‌ را تشكیل‌ می‌دهند. اگرچه‌ در شاهنامه جایگاه‌ نه‌ چندان‌ مناسبی‌ ‌ از آن‌ كشاورزان‌ است‌ و تحت‌ سیطره‌ اربابان‌ كوچكی‌ كه‌ با نام‌ دهقان‌ بر ایشان‌ حكومت‌ می‌كنند زندگی‌ را با سختی‌ می‌گذرانند امّا در باورهای‌ دینی‌، روان‌ این‌ افراد جایگاه‌ خوش‌ و بلندی‌ دارد و همواره‌ مینوی‌ آب‌ و زمین‌ و گیاهان‌ و گوسفند بر ایشان‌ آفرین‌ می‌كنند

      باورهای‌ دینی‌ و اندیشه‌های‌ مذهبی‌، كشاورزان‌ را به‌ آسانی‌ رها نمی‌كند بلكه‌ بر ایشان‌ وظایفی‌ تعیین‌ می‌كند كه‌ كوتاهی‌ در انجام‌ آنها گناه‌ است. مینوی‌ خرد در پاسخ‌ دانا كه‌ از وظیفه‌ كشاورزان‌ می‌پرسد، كشاورزی‌ و آباد كردن‌ و تا حدّ امكان‌ جهان‌ را راحتی‌ بخشیدن‌ و آبادان‌ داشتن‌ وظیفه‌ هر كشاورز بیان‌ می‌كند. حضور این‌ قشر از جامعه‌ به‌ دلیل‌ پیشه‌ با اهمیت‌ و ارزشمندشان‌ در همه‌ دوره‌های‌ شاهنامه‌ به‌ چشم‌ می‌آید. البته‌ بدون‌ تفاوت‌ چشم‌گیر در وضعیت‌ اقتصادی‌ و پایگاه‌ اجتماعی‌. در رأس‌ این‌ گروه‌ از مردم‌، دهقانان‌ قرار دارند كه‌ معمولاً مالكیت‌ یك‌ یا چند ده‌ را دارند و سالانه‌ به‌ دولت‌ مالیات‌ می‌پردازند. این‌ افراد مالكان‌ خرده‌پایی‌ هستند كه‌ روزگار را در رفاه‌ می‌گذرانند و فقری‌ كه‌ گریبانگیر كشاورزان‌ است‌ به‌ ایشان‌ رخ‌ نمی‌نماید با تكیه‌ بر ابیاتی‌ از شاهنامه‌ می‌توان‌ بر این‌ نكته‌ تأكید كرد که باغ‌های‌ آباد، كاخ‌های‌ وسیع‌، وضعیت‌ مناسب‌ اقتصادی‌ و بندگان‌ و خدمتكاران‌ بسیار از ویژگی‌های‌ این‌ افراد است‌ كه‌ گوشه‌ای‌ از آن‌ در داستان‌ بهرام‌ گور به‌ تصویر كشیده‌ می‌شود

 آغازین‌ زمان‌ كشت‌ دانه‌ها و پراكندن‌ تخم‌ گیاهان‌ و غلات‌ به‌ دوره‌ هوشنگ‌ باز می‌آید وی‌، نخستین‌ كسی‌ است‌ كه‌ مبادرت‌ به‌ این‌ كار می‌كند و به‌ مردم‌ می‌آموزد برای‌ بهره‌گیری‌ بیشتر از طبیعت‌ پیرامون‌ به‌ این‌ كار روی‌ آورند و سهم‌ خود را از زمین‌ بگیرند.

 به جوی‌ و به رود آبها راه‌ كرد                         به فرخنــــدگی‌ رنج‌ كوتاه‌ كرد

 چراگاه‌ مردم‌ بدان‌ برفــــزود                            پراگند پس‌ تخم‌ و كشت‌ و درود

الف‌)1- شیوه‌ كشاورزی

 دراین کتاب درباره‌ شیوه‌ كار در مزرعه‌ نكته‌ای‌ كه‌ به‌ صراحت‌ بازگو كننده‌ باشد نیامده‌ است‌ تنها به‌ ابزاری‌ مثل‌ داس‌ اشاره‌ گردیده‌ كه‌ نشان‌ از ابتدایی‌ بودن‌ روش‌ كشاورزی كه‌ كاملاً معقول‌ است‌ می‌باشد. دیگر اینكه‌ چون‌ افراد بسیاری‌ برای‌ دهقانان‌ كار می‌كرده‌اند پس‌ روش‌ كار به‌ صورت‌ جمعی‌ و گروهی‌ است‌ و معمولاً از كشاورزی‌ كه‌ به‌ صورت‌ فردی‌ كار كند صحبت‌ چندانی‌ به‌ میان‌ نمی‌آید. در داستان‌ خسروپرویز، بهرام‌ چوبینه در گریز از مقابل‌ سربازان‌ شاهنشاه‌ به‌ نیستانی‌ می‌رسد كه‌ مردم‌ بسیاری‌ در آن‌ مشغول‌ دروی‌ نیشكر هستند كه‌ می‌تواند نشانی‌ از كشاورزی‌ گروهی‌ و جمعی‌ باشد.

 ... بره‌ بر یكی‌ نیستان‌ بود نو                             بسی‌ اندرو مردم‌ نی‌ درو

ب‌) باغداری‌ و اهمیت‌ آن

‌  وجود آب‌ و هوای‌ مناسب‌ و تجربه تدریجی‌ بشر‌ در طول‌ زمان گونه دیگری‌ از كشاورزی‌ را در میان‌ مردم‌ شكل‌ می‌بخشد. پرورش‌ انواع‌ درختان‌ میوه‌ و وجود باغ‌های‌ سرسبز، همه‌ و همه‌ نشان‌ از توجه‌ فراوان‌ انسان‌ به‌ باغداری‌ و تولید محصولات‌ گوناگون‌ درختی‌ است‌. بر اساس‌ اظهارات‌ گوردون‌ چایلد پرورش‌ درخت‌ میوه‌ به‌ دوران ماقبل‌ تاریخ‌ برمی‌گردد. انسان‌ از وقتی‌ كشت‌ مو و غرس درختان‌ میوه‌ را شروع‌ كرد كه‌ با تكنیك‌ ابتدایی‌ كشاورزی‌ آشنایی‌ یافته‌ بود. وی‌ به‌ تجربه‌، رموز شاخه‌زنی‌، میوه‌چینی‌، پیوند و تلقیح‌ مصنوعی‌ را فراگرفت‌.(انصافپور،2535، ص60) از روی‌ مُهرهای‌ به دست‌ آمده‌ از تمدن‌های‌ كهن‌ نیز می‌توان‌ به‌ توجه‌ بشر در آن‌ دوران‌ به‌ باغداری‌ و نگهداری‌ از درختان‌ میوه‌دار پی‌ برد. نویسنده‌ «تاریخ‌ مُهر در ایران»‌ از روی‌ تصاویر حك‌ شده‌ بر روی‌ مُهری‌ كه‌ از شهر اور در بین‌النهرین‌ به‌ دست‌ آمده‌ به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسد كه‌ در بعضی‌ مواقع‌ صاحبان‌ باغ‌ها برای‌ برداشت‌ محصول‌ بیشتر، مهری‌ كه‌ در آن‌ طرحی‌ از خدای‌ فراوانی‌ و رستنی‌ها بوده‌ را تهیه‌ می‌كرده‌اند تا باغ‌ها و میوه‌هایشان‌ از آفت‌ در امان‌ بماند.(بیانی،1375، ص 52)  برخی‌ شواهد در شاهنامه‌ نیز ما را درپی بردن به گسترش باغداری‌‌ در میان‌ جوامع‌ مختلف‌ یاری می‌کند. نگاهی‌ به‌ هدیه‌هایی‌ كه‌ میان‌ سران‌ سرزمین‌ها در طی‌ داستان‌ها ردّ و بدل‌ می‌شود این‌ نكته‌ را آشكار می‌سازد كه‌ ظاهراً باغداری‌ و تلاش‌ در پرورش‌ و نگهداری‌ درختان‌ به‌ عنوان‌ كاری‌ زیربنایی‌ در زمینه‌ اقتصاد امری‌ مهم‌ بوده‌ و درخت‌ از چنان‌ ارزشی‌ برخوردار بوده‌ كه‌ در زمره‌ تحفه‌های‌ شاهی‌ و یا طبقات‌ برتر گنجانده‌ می‌شده‌ است‌. سام‌ پس‌ از شنیدن‌ سخنان‌ سیندخت به‌ نشان‌ احترام‌ و پذیرش‌، هدایای‌ فراوانی‌ به‌ او تقدیم‌ می‌كند و پیوند زال و دختر او - رودابه - را می‌پذیرد كه‌ باغ‌ و زمین‌های‌ كشاورزی‌ نیز از جمله‌ آن‌ تحفه‌هاست‌:

 به كابل‌ دگر سام‌ را هر چه‌ بود                             زكاخ‌ و زباغ‌ و زكشت‌ و درود...

 به‌ سیندخت‌ بخشید و دستش‌ به دست                 ‌گرفت‌ و یكی‌ نیز پیمان‌ ببست‌

در داستان‌ بیژن‌ و منیژه‌ از یكسو نگرانی‌ كشاورزان‌ و باغبانانی‌ را شاهدیم‌ كه‌ برای‌ نجات‌ اموال‌ خود به‌ شاه‌ پناه‌ آورده‌اند تا چاره‌ای‌ برای‌ دفع‌ گرازان‌ بجوید و از سوی‌ دیگر اندیشه‌مندی‌ پادشاهی‌ را می‌بینیم‌ كه‌ برای‌ او زمین‌ كشاورزی‌ و باغ‌های‌ مردمش‌ بسیار ارزشمند است‌. دركلام‌ پریشان‌ آنان‌ طلب‌ و نیاز موج‌ می‌زند میزان‌ جایزه‌ای‌ كه‌ كیخسرو برای‌ نجات‌ محصولات‌کشاورزان و از بین‌ بردن‌ آفت‌ گرازان‌ تعیین‌ می‌كند- خوانی زرین با گوهرهای بسیار، ده اسب گرانمایه با لگام‌های زرین و...- نیزنشانی‌ از اهمیت‌ كشاورزی‌ و باغداری‌ در نظر شاهان‌ است

 ظاهراً انواع‌ درختان‌ میوه‌ كشت‌ و نگهداری‌ می‌شود. انار، سیب‌ و به‌ ازآن جمله است‌. پذیرایی‌ از شاهان‌ و بزرگان‌ با این‌ میوه‌ها نشان‌ از گسترش‌ فرهنگ‌ درختكاری‌ و باغداری‌ در میان‌ صاحبان‌ سرمایه‌ است‌. در تصویری‌ كه‌ از دوره‌ بهرام‌ گور داده‌ می‌شود از میوه‌هایی‌ چون‌ انار، سیب‌ و به‌ نام‌ برده‌ می‌شود كه‌ در آن‌ روزگار پرورش‌ می‌یابد.

 بیامد هم‌ آنگه‌ یكی‌ مردمه                                    ورا میــوه‌ آورد چندی‌   ز ده‌

 شتر بارها نار و سیب‌ و بهی                                 زگل‌ دسته‌ها كرده‌ شاهنشهی‌

 در دوره‌ بهرام‌ چوبینه نیز اینگونه توجه به‌ باغداری‌ مشاهده می‌شود و از میوه‌های‌ گوناگونی‌ كه‌ در آن‌ دوره‌ به بار می‌آید یاد می‌شود كه‌ نشان‌ از توسعه‌ كشاورزی‌ و باغداری‌ در زمان‌ ساسانیان‌ است (9/163/2602) در كنار این‌ درختان‌ می‌توان‌ از باغ‌های‌ زیتون‌، گردو، نخلستان‌ها و تاكستان‌هایی‌ نیز نام‌ برد كه‌ به‌ خاطر شرایط‌ مناسب‌ آب‌ و هوایی‌ در ایران‌ مورد بهره‌برداری‌ قرار می‌گیرند.(8/57/78-80) توجه‌ شاهان‌ به‌ وجود باغ‌های‌ سرسبز تا آنجاست‌ كه‌ هر یك‌ سعی‌ در ایجاد باغی‌ اختصاصی‌ دارند و معمولاً اوقات‌ فراغت‌ خود را در آنجا می‌گذرانند. یكی‌ از باغ‌های‌ زیبای‌ شاهنامه‌ از آن‌ سیاوش‌ است‌ كه‌ در توران‌ برای‌ خود احداث‌ می‌كند خسروپرویز هم هر بهار در باغ‌ خاص‌ خود جشن‌ نوروز را برگزار می‌كند و برای‌ نگهداری‌ و سرسبزی‌ آن‌ باغبان‌ به‌ خدمت‌ می‌گیرد.

 

 

میزان‌ حمایت‌ از طبقه‌ كشاورز

 حمایت از کشاورزان‌ به‌ عنوان‌ قشر آسیب‌پذیر و كم‌درآمد در زمره برنامه‌های اساسی دولت‌ها در شاهنامه است و از آنجا که وظیفه تامین خوراک مردم و سربازان را برعهده دارند ممکن است‌ در مواردی‌ از جنگیدن‌ با دشمنان‌ معاف‌ ‌شوند‌. این‌ حمایت‌ به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ جلوه‌گر است‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ اعطای‌ وام‌ به‌ كشاورزان‌ آسیب‌ دیده‌ از آفات‌ و تأمین‌ امنیت‌ جانی‌ و مالی‌ آنان‌ حتی‌ در جنگ‌ها اشاره‌ نمود. این‌ حمایت‌ اختصاص‌ به‌ دوره‌ خاصی‌ ندارد همان‌ طور كه‌ در دوره‌ پهلوانی‌ و به‌ طور مثال‌ در دربار كیخسرو شاهد تلاش‌ شاه‌ برای‌ ایجاد امنیت‌ جهت‌ كشاورزان‌ ارمانی هستیم در دوره‌ تاریخی‌ نیز طیف‌ وسیع‌تری‌ از این‌ حمایت‌ همه‌ جانبه‌ را از سوی‌ شاهان‌ مشاهده‌ می‌كنیم‌ كه‌ می‌تواند جنبه‌ سیاسی‌ نیز داشته‌ باشد؛ چرا كه‌ شاهان‌ در این‌ دوره‌ به‌ دلیل‌ جنگ‌های‌ پیاپی‌ و سقوط‌ سریع‌ به‌ دست‌ مخالفان‌، نیاز به‌ حمایت‌ افكار عمومی‌ دارند لذا حمایت‌ همه‌ جانبه‌ای‌ را از قشر كم‌درآمد كه‌ اغلب كشاورزند برای‌ ایجاد پشتوانه‌ای‌ محكم‌ ضروری‌ می‌دانند. اردشیر از جمله‌ این‌ شاهان‌ است‌ كه‌ از این‌ دسته‌ از مردم‌ حمایت‌ و پشتیبانی‌ می‌كند  بهرام‌ گور به‌ عنوان‌ یكی‌ دیگر از پادشاهان‌ در این‌ دوره‌ دستوراتی‌ را در زمینه‌ پشتیبانی‌ از طبقه‌ كشاورز صادر می‌كند كه‌ از آن‌ جمله‌ یاری‌ رسانی‌ به‌ ایشان‌ برای‌ مبارزه‌ با آفات‌ نباتی‌ و كشت‌ بهتر محصول‌ است‌:

 چو جایی‌ بپوشد زمین‌ را ملخ                                 برد سبزی كشتمندان‌ به شخ‌

 تو از گنـــــج‌ تاوان‌ او بازده‌                                      به كشور زفرمـــوده‌ آواز ده‌

این‌ گونه‌ حمایت‌ را در فرمان‌ انوشیروان به‌ كاردارانش‌ مبنی‌ بر حفظ‌ حقوق طبقه‌ كشاورز و حمایت‌ همه‌ جانبه‌ از آنان‌ می‌بینیم‌  اگرچه‌ ساختار شاهنامه‌ به‌ گونه‌ای‌ است‌ كه‌ به‌ دلیل‌ حاكمیت‌ قشر برتر- شاه‌ و اطرافیان‌ - جامعه‌ دو قطبی‌ است‌ و قطب‌ فقیر و ضعیف‌، طیف‌ وسیع‌تری‌ از جامعه‌ را دربر می‌گیرد امّا به‌ هر جهت‌ نشانه‌هایی‌ از حمایت‌ از اقشار كم ‌درآمد از جمله‌ كشاورزان‌ نیز به‌ چشم‌ می‌خورد. كیخسرو هنگام‌ روانه‌ ساختن‌ طوس‌ به‌ توران‌ به‌ او و سربازانش‌ تأكید می‌كند كه‌ در طول‌ مسیر به‌ هیچ‌ عنوان‌ به‌ كشاورزان‌ تعرضی‌ نشود و آزاری‌ وارد نشود. این‌ نوع‌ سفارش‌ درباره‌ قشر كشاورز می‌تواند دو نوع‌ طرز تلقی‌ ایجاد كند: نخست اینکه كشاورزان‌ افرادی‌ ضعیف‌، بی‌پناه‌ و درمانده‌اند كه‌ باید به‌ ایشان‌ توجه‌ شود. دیگر اینکه پیشه‌ كشاورزی‌ از آنجا كه‌ با نیازهای‌ اولیه‌ انسان‌ها در ارتباط‌ است‌ دارای‌ اهمیت‌ است‌ و صاحبان‌ این‌ پیشه‌ باید از هرگونه‌ خطری‌ درامان‌ باشند           

پ‌) دامپروری

‌ همانگونه‌ كه‌ كشاورزی‌ به‌ عنوان‌ یكی‌ از مشاغل‌ اساسی‌ سودآور و سرمایه‌ ساز در شاهنامه‌ مطرح‌ است‌ به‌ دامپروری‌ نیز به‌ عنوان‌ ركنی‌ اساسی‌ از حیات‌ اقتصادی‌ جامعه نگریسته‌ می‌شود. زندگی‌ مبتنی‌ بر دامداری‌ و پرورش‌ حیواناتی‌ چون‌ گاو، گوسفند، اسب‌، شتر و... هنگامی‌ شكل‌ می‌گیرد كه‌ بشر زمانی‌ طولانی‌ از حیات‌ خود را به‌ شیوه‌ كشاورزی،‌ تولید غلاّت‌ و شكار می‌گذراند. پس‌ از این‌ زمان‌ است‌ كه‌ روش‌ دیگری‌ را برای‌ رفاه‌ بیشتر و بهره‌مندی‌ بهتر از طبیعت‌ پیرامون‌ خود در پیش‌ می‌گیرد كه‌ نگهداری‌ و استفاده‌ از تولیدات‌ دامی‌ است.‌ این‌ شیوه‌ زندگی‌ را‌ شبانی‌ می‌نامند كه‌ ظاهراً روشی‌ پیشرفته‌ و رشد كرده‌ است‌ كه‌ پس‌ از دوران‌ كاشت‌ غلّه‌ به‌ وجود می‌آید  نكته‌ قابل‌ توجه‌ اینكه‌؛ اگرچه‌ برخی‌ به‌ پیش‌ و پسی‌ در شكل‌گیری‌ زندگی‌ كشاورزی‌ و دامپروری‌ معتقدند اما‌ آن‌ گونه‌ كه‌ از شاهنامه‌ آشكار می‌شود بشر اولیه،‌ زندگی‌ كشاورزی‌ و دامپروری‌ را هرچند به‌ صورتی‌ ابتدایی‌ و كند، به‌ موازات‌ یكدیگر ادامه‌ ‌داده‌ است‌ و از آنجا كه‌ دامداری‌ عاملی‌ مهم‌ در تكامل‌ زندگی‌ او به‌ حساب‌ می‌آمده‌ به‌ آن‌ نیز توجه‌ ویژه‌ نشان‌ ‌داده‌ است‌. در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از دوران‌ كهن‌ در ایران‌ نیز نشانه‌های‌ روی‌ آوردن‌ مردم‌ به‌ دامداری‌ و پرورش‌ حیوانات‌ سودمند به‌ چشم‌ می‌خورد این‌ رویكرد به‌ زندگی‌ شبانی‌ موجب‌ ایجاد دسته‌ دیگری‌ از مردم‌ با موقعیت‌ اجتماعی‌ تقریباً متفاوت‌ ولی‌ همسطح‌ با كشاورزان‌ می‌شود. منظومه‌ درخت‌ آسوریك‌ می‌تواند دیدگاه‌ مردم‌ دوران‌ باستان‌ را در مورد كشاورزی‌ و دامپروری‌ بر ما روشن‌ سازد. در این‌ منظومه‌ درخت‌ را می‌توان‌ نماد كشاورزی‌ و بز را نماد دامداری‌ دانست‌. در مناظره‌ای‌ كه‌ بین‌ آن‌ دو صورت‌ می‌گیرد میزان‌ سود رسانی‌ هر یك‌ از این‌ دو پیشه‌ معلوم‌ می‌گردد چرا كه‌ هر یك‌ از آنها تلاش‌ می‌كند فوایدی‌ را كه‌ به‌ نوع‌ بشر می‌رساند برشمارد.

 حمایت از کشاورزان‌ به‌ عنوان‌ قشر آسیب‌پذیر و كم‌درآمد در زمره برنامه‌های اساسی دولت‌ها در شاهنامه است و از آنجا که وظیفه تامین خوراک مردم و سربازان را برعهده دارند ممکن است‌ در مواردی‌ از جنگیدن‌ با دشمنان‌ معاف‌ ‌شوند‌. این‌ حمایت‌ به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ جلوه‌گر است‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ اعطای‌ وام‌ به‌ كشاورزان‌ آسیب‌ دیده‌ از آفات‌ و تأمین‌ امنیت‌ جانی‌ و مالی‌ آنان‌ حتی‌ در جنگ‌ها اشاره‌ نمود. این‌ حمایت‌ اختصاص‌ به‌ دوره‌ خاصی‌ ندارد همان‌ طور كه‌ در دوره‌ پهلوانی‌ و به‌ طور مثال‌ در دربار كیخسرو شاهد تلاش‌ شاه‌ برای‌ ایجاد امنیت‌ جهت‌ كشاورزان‌ ارمانی هستیم در دوره‌ تاریخی‌ نیز طیف‌ وسیع‌تری‌ از این‌ حمایت‌ همه‌ جانبه‌ را از سوی‌ شاهان‌ مشاهده‌ می‌كنیم‌ كه‌ می‌تواند جنبه‌ سیاسی‌ نیز داشته‌ باشد.

 از آنجا كه‌ بشر در جوامع‌ دینی‌ همواره‌ برای‌ اهمیت‌ دادن‌ به‌ امور خود بدانها جنبه‌ آسمانی‌ و مذهبی‌ می‌بخشد لذا باحرفه دامداری‌ نیز به‌ گونه‌ای‌ مقدس‌ برخورد می‌كند. ستایش‌ گله‌های پرواری، چراگاههای‌ وسیع‌ و مهر فراخ چراگاه در کتاب مقدس ایرانیان باستان، نشان‌ از اهمیت‌ این پیشه در میان‌ مردم‌ دارداگرچه شبانان در دوره هایی از شاهنامه به ویژه در دوران نخستین این کتاب ، بهترین امینان برای حفظ جان شاهان وبزرگان هستندچنانچه در داستان فریدون می خوانیم مادرش او را به نگهبان مرغزاری می سپارد تا  جانش را از ستم ضحاک در امان بدارد و از شیرگاوی برمایه نام سیرابش کند:

 به پیش نگهبان آن مرغزار                                خروشید وبارید خون بر کنار

بدو گفت کین کودک شیرخوار                          زمن روزگاری به زنهار دار

پدروارش از مادر اندرپذیر                                  وز این گاو نغزش بپرور به شیر

اما از یاد هم نبریم که ممکن است این حس امنیت به دلیل دوری ایشان از شهرها، زیستن در کوه‌ها و ارتباط اندک با سایرین و نیز به دور بودن از جریانات سیاسی باشد به گونه‌ای که نظام حاکم گمان نمی‌برد که دشمنان خود را در میان ایشان که به شغل گله‌داری مشغولند و با چارپایان در ارتباطند بیابد و یا در صورت یافتن هم احساس خطری از جانب ایشان نخواهد داشت چراکه ایشان را صاحب بصیرت نمی‌دانند. در داستان سنجش میزان درک و فهم کیخسرو که سالیانی دراز را در میان چوپانان گذرانده است شنیدن جواب نابجا از نوجوانی که با شبانان زیسته چندان عجیب نیست:

...بخندید خسرو زگفتار اوی                                   سوی پهلوان سپه کرد روی

بدو گفت کین دل ندارد بجای                                 زسر پرسمش پاسخ آرد زپای

براین اساس شاید بتوان به پایین بودن منزلت اجتماعی این شغل در میان‌ مردم دست یافت به طوری که کیخسرو ایشان را بی مایه می‌داند و اگر بی‌مایگی را بی سرمایگی ندانیم می‌توان چنین استنباط نمود که شغل‌ آنها در زمره‌ مشاغل‌ کم ارزش و با اندکی احتیاط، پیشه‌ای پست‌ محسوب‌ می‌شود:

... مرا زی شبانان بی مایه داد                                  زمن کس ندانست نام ونژاد

نکته دیگری که از سخن کیخسرو دریافت می‌شود بی‌نام و نشان بودن ایشان است که بی ارتباط با شغل آنها نخواهد بود به طوری که نارضایتی وی از بودن در میان چنین گروهی را از کلامش می‌توان دریافت.

   اما در كتاب‌های‌ دینی‌ از پاداش‌هایی‌ سخن‌ گفته‌ می‌شود كه‌ در دنیای‌ پسین‌ به‌ این‌ افراد به‌ خاطر شغل‌ پُر اضطراب‌ و طاقت‌ فرسایی‌ كه‌ دارند تعلق‌ خواهد گرفت‌. به طوری که‌ روان‌ شبانان‌ كه‌ در گیتی‌ چهارپای‌ و گوسفند را مراقبت‌ می‌کنند و آنها را می‌پرورند و از گرگ‌ و دزد و مردم‌ ستمكار نگاه ‌می‌دارند و در زمان مناسب به‌ آنها آب‌ و گیاه‌ و خوراك‌ می‌دهند و از سرما و گرمای‌ سخت‌ نگاه‌ می‌دارند و در زمان‌ خود به‌ آنها نر می‌دهند و آنها را مطابق‌ قانون‌ نگاه‌ می‌دارند و سود بزرگ‌ بسیار و بهره‌ و نیكی‌ و خوراك‌ و جامه‌ به‌ مردمان‌ جهان‌ می‌دهند در کمال رامش ‌و شادی‌ خواهد بود.   از نوشتار بالا می‌توان‌ به‌ وظیفه سنگین شبانان¬-‌ كه‌ ظاهراً موظف به اجرای قوانین دشواری‌ که برایشان‌ وضع‌ می‌شده بوده اند‌- پی‌ برد.

اهمیت‌ دامپروری‌ و هدف‌ از توسعه‌ آن‌

 این‌ پیشه‌ با توجه‌ به‌ درآمدزایی‌ بالا، اهمیت‌ و جایگاه‌ خاصی‌ برای‌ مردم‌ دارد. آب‌ و هوای‌ مناسب‌ و دشت‌های‌ سرسبز به‌ عنوان‌ منبع‌ تغذیه‌ای‌ مناسب‌ بستر خوبی‌ برای‌ از دیاد دام‌ها و از جمله‌ عواملی‌ است‌ كه‌ به‌ رشد و توسعه‌ این‌ بخش‌ از اقتصاد كمك‌ شایانی‌ می‌كند. استفاده‌ از چارپایان‌ با اهدافی‌ چون‌ بهره‌مندی‌ از گوشت‌، پوست‌ و شیر آنها به‌ عنوان‌ منبع‌ غذایی‌ مناسب‌، استفاده‌ از توان‌ بدنی‌ آنها برای‌ حمل‌ بار در مسافت‌های‌ طولانی‌، یاری‌ گرفتن‌ از چالاكی‌ و توان‌ آنها در حملات‌ و جنگ‌ها می‌تواند از جمله‌ علل‌ روی‌ آوردن‌ مردم‌ به‌ پرورش‌ و نگهداری‌ این‌ حیوانات‌ باشد. اگرچه‌ به‌ پرورش‌ گاو، بز، گوسفند و شتر نیز توجه‌ نشان‌ داده‌ می‌شود امّا بیشترین‌ توجه‌ در این‌ كار متوجه‌ اسب‌، پرورش‌ و ازدیاد نسل‌ آن‌ است‌؛ چرا كه‌ این‌ حیوان‌ با توجه‌ به‌ ساختار نظامی‌ شاهنامه‌ كه‌ بروز جنگ‌های‌ متعدد در آن‌ امری‌ گریزناپذیر است‌ به‌ علت‌ دارا بودن‌ توان‌ حركتی‌ بالا در نبردها بسیار مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد. توجه‌ به‌ پرورش‌ این‌ حیوان‌ به‌ گونه‌ای‌ است‌ كه‌ تقریباً هیچ‌ دامدار و سرمایه‌گذاری‌ را نمی‌توان‌ یافت‌ كه‌ به‌ نگهداری‌ آن‌ علاقه‌ نشان‌ ندهد.

میزان‌ حمایت‌ دولت‌ها از دامپروری‌

حمایت‌ شاهان‌ و طبقه‌ برتر جامعه‌ از این‌ شغل‌ نیز جالب‌ توجه‌ است‌. معمولاً در رأس‌ كار دامپروری‌ در جوامع‌ مختلف‌، شاهان‌ و سپهسالاران‌ و افراد رده‌های‌ بالای‌ حكومتی‌ قرار دارند كه‌ برای‌ نگهداری‌ از گله‌های‌ بی‌شمار خود چوپانان‌ و سربازان‌ را به‌ كار می‌گیرند. در داستان حمله رستم به اسبان افراسیاب با گله‌داران و سوارانی که همراه با ایشان از گله‌های افراسیاب حفاظت می‌کنند روبه‌رو می‌شویم

گله دارچون بانگ اسبان شنید                              سراسیمه از خواب سربرکشید

سواران که بودند با اوبخواند                                  براسپ سرافرازشان برنشاند

گرفتند هر کس کمند وکمان                                  بدان تاکه باشد چنین بدگمان..

با توجه‌ به‌ اینكه‌ بیشترین‌ سرمایه‌گذاری‌ از جانب‌ همین‌ افراد صورت‌ می‌گیرد امری‌ كاملاً طبیعی‌ است‌ كه‌ تمهیدات‌ لازم‌ برای‌ حفظ‌ سرمایه‌ و امنیت‌ شغلی‌ خود ایجاد نمایند بازدیدهای‌ پیاپی‌ شاهان‌ از گله‌های‌ بی‌شمار خود، داغ‌ و نشان‌ نهادن‌ براسبان و تلاش‌ در حفظ‌ و نگهداری‌ آنها نشان‌ از اهمیت‌ بسیار این‌ پیشه‌ درآمدزا دارد که به طور مثال در پادشاهی داراب با این گونه بازدیدهای شاهانه روبه‌رو می‌شویم:

چنان بد که روزی زبهر گله                                 بیامد که اسبان ببیند یله

افراسیاب‌ نیز به‌ شیوه‌ پادشاهان‌ دیگر معمولاً از گله‌های‌ اسب‌ خود بازدید می‌كند تا هم‌ وقتش‌ را به‌ شادی‌ و تفریح‌ گذرانده‌ باشد و هم‌ از سلامت‌ و شیوه‌ نگهداری‌ و تعداد آنها آگاه‌ گردد. با تكیه‌ بر بیتی‌ از داستان‌شکار انوشیروان كه‌ در پی‌ انتخاب‌ اسب‌ نخچیر از اسپان‌ سلطنتی‌ بازدید می‌كند و در میان‌ آنها اسبی‌ با مُهر مهبود می‌بیند می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ كه‌ اسب‌ها را داغ‌ می‌زده‌اند كه‌ در مورد بزرگان‌ - غیر از شاه‌- هم‌ برای‌ نشان‌ دادن‌ میزان‌ ثروت‌ فرد و هم‌ یافتن‌ آنها در صورت‌ گم‌ شدن ونیزاعلام مالکیت‌ بوده‌ است‌.

 ... بفرمود تا اسب‌ نخچیرگاه                                  بسی‌ بگذرانند در پیش‌ شاه‌

 زاسبان‌ كه‌ كسری‌ همی‌ بنگرید                             یكی‌ را بران‌ داغ‌ مهبود دید

 به کارگیری سربازان در کنار شبانان برای حفاظت از گله‌ها- که گاه مجبور به نبردهای خونین می‌شوند همانگونه که در داستان به غارت برده شدن اسبان افراسیاب می‌خوانیم- دلیل دیگری بر اهمیت این پیشه است از دیگر كسانی‌ كه‌ در این‌ بخش‌ سرمایه‌گذاری‌ می‌كنند می‌توان‌ از زال، مرداس ، پیران‌، قیصر  و اسكندرنام‌ برد. همانطور كه‌ پیشتر گفته‌ شد معمولاً ‌ افراد رده‌های‌ بالای‌ حکومتی‌، دامپرورانی‌ بزرگ‌ هم‌ هستند؛ چرا كه‌ این‌ كار علاوه‌ بر آنكه‌ یك‌ پشتوانه‌ محكم‌ اقتصادی‌ است‌ موقعیت‌ اجتماعی‌ این‌ افراد را نیز در سطحی‌ مناسب‌ حفظ‌ می‌كند. اهمیت‌ گله‌های‌ اسب‌ تا بدانجاست‌ كه‌ نستاو- چوپان‌ قیصر- به‌ صراحت‌ با درخواست‌ گشتاسپ‌ مبنی‌ بر چوپانی‌ اسبهای‌ شاه‌ مخالفت‌ می‌كند:

بدو گفت نستاو زین در بگرد                   تو ایدر غریبی وبی پای مرد

بیابان و دریاواسپان یله                          به ناآشنا چون سپارم گله

در دوره‌ تاریخی هم به ویژه دوره ساسانی رمه‌های‌ اسب را به دلیل ارزش‌ فراوانی‌ که دارند هنگام‌ حمله‌ دشمن پنهان می‌کنند و این امر از كارهای‌ واجبی‌ است‌ كه باید‌ انجام گیرد. رستم‌ فرخزاد پس‌ از آنكه‌ از روی‌ وضعیت‌ ستارگان‌ به‌ شكست‌ خود در برابر اعراب‌ پی‌ می‌برد در نامه‌ای‌ به‌ برادرش‌ سفارش‌ می‌كند كه‌ اسب ها را در آتشكده‌ نگهداری‌ كند تا در امان‌ بمانند.

همی تاز تا آذرآبادگان                               بجای بزرگان وآزادگان

همیدون گله هرچ داری زاسپ                  ببر سوی گنجور آذرگشسپ

گذشته‌ از این‌ نوع‌ دامپروری‌ كه‌ معمولاً گله‌های‌ اسب‌ را شامل‌ می‌شود برخی‌ به‌ پرورش‌ چارپایان‌ دوشا با هدف‌ تأمین‌ شیر و گوشت‌ مورد نیاز خود و اطرافیان‌ روی‌ می‌آورند كه‌ از آن‌ میان‌ به‌ پرورش‌ گوسفند و گاو و شتر می‌توان‌ اشاره‌ كرد.گونه‌ محدود این‌ گونه‌ دامپروری‌ را در دوره‌ ضحاك‌ می‌توان‌ دید. افرادی‌ كه‌ به‌ كمك‌ خوالیگرانِ خورشخانه‌ وی‌ به‌ كوه‌ می‌گریزند به‌ نگهداری‌ بز و میش‌هایی‌ كه‌ آن‌ دو‌ برای‌ امرار معاش‌ دراختیارشان قرار می دهند مشغول‌ می‌گردند:

 ... چو گرد آمدی‌ مرد ازیشان‌ دویست               بران‌ سان‌ كه‌ نشناختندی‌ كه‌ كیست‌

 خورشگر بدیشان‌ بزی‌ چند و میش                   سپردی‌ و صحرا نهادند پیش‌

 مردی‌ گرانمایه‌ و خداترس‌ است‌ كه‌ به‌ شغل‌ رمه‌داری‌ مشغول‌ است‌. وی‌ علاوه‌ بر پرورش‌ اسب‌، چارپایان‌ دیگری‌ چون‌ گاو و میش‌ و بز را نیز نگهداری‌ می‌كند این کار خاص ایران نیست. دشت‌های‌ فراخ‌ توران زمین‌ نیز مكان‌ مناسبی‌ برای‌ پرورش‌ گله‌های‌ گاو است‌ كه‌ از آنها برای‌ باركشی‌ نیز استفاده‌ می‌شود. كیخسرو پس‌ از پیروزی‌ بر افراسیاب‌ گله‌های‌ گاو‌ به‌ غنیمت‌ گرفته شده را‌ به‌ ایران‌ منتقل‌ می‌كند:

زگاوان گردونکشان چل هزار                          همی راند پیش اندرون شهریار

 انوشیروان هم به‌ پرورش‌ رمه‌های‌ گاو و گوسفند اهمیت‌ بسیار می‌دهد به‌ طوری‌ كه‌ دشت‌های‌ وسیع‌ ایران‌ پر از این‌ گونه‌ دام‌هاست  در زمان‌ پادشاهی‌ بهرام‌ گور نیز به‌ پرورش‌ گوسفند در سطحی‌ گسترده‌ بسیار توجه‌ می‌شود به‌طوری‌ كه‌ شمار گوسفندان‌ برخی‌ سرمایه‌داران‌ بیش‌ از حدّ تصوّر است‌. فرشیدورد  و افرادی که به طور گمنام از آنها یاد می‌شود مثل مرد گوهرفروشی که گله‌های بی شمار گوسفندانش سراسر مرغزاران پیرامون را پوشانده است

 شترهم از جمله ‌چارپایانی‌ است‌ كه به دلیل توان بالای جسمی برای‌ حمل‌ بارهای‌ سنگین‌ آن‌ هم‌ در مسافت‌های‌ طولانی‌ عامل بسیار مؤثری‌ در زمینه‌ حمل‌ و نقل‌ و جابجایی‌ است‌ بدین‌ علت‌ در همه‌ سرزمین‌ها به‌ پرورش‌ آن‌ توجه‌ زیادی‌ نشان‌ داده‌ می‌شود. به‌طور مثال‌ در داستان‌ سیاوش به‌ استفاده‌ از توان‌ جسمی‌ شتر اشاره‌ می‌شود كه‌ از دشت‌های‌ دور و نزدیك‌ هیزم‌ می‌آورد شتران سرخ موی در داستان اسفندیار نیز با ویژگی توانمندی در حمل بار توصیف می‌شوند:

...بدو گفت صدبارکش سرخ موی                             بیاور سرافراز با رنگ وبوی

همین بهره وری رادر دوره شاپور ذوالاکتاف،داستان ناهید و دارابو در حکومت خسروپرویز هم می‌توان دید. وضعیت مناسب جغرافیایی روم نیز شرایط ویژه‌ای برای پرورش این حیوان ایجاد می‌کند

ت) سایر صنایع‌ و گستره‌ آنها‌

 با وجود بخش‌های‌ پراهمیت‌ و گسترده‌ كشاورزی‌ و دامداری‌ و با توجه‌ به‌ سیستم‌ ابتدایی‌ زندگی‌ در جوامع‌ موجود در شاهنامه‌، به‌ ویژه‌ در دوره‌های‌ نخست‌ آن‌، سایر صنعت‌ها‌ جایگاه‌ چندان‌ چشم‌گیری‌ در میان‌ مردم‌ ندارند اگرچه در بین همه آنها آهنگری وضعیت بهتری را داراست و نسبت به سایر مشاغل افراد بیشتری را به خود جذب می‌کند به طوری که دارندگان این پیشه از مکان ویژه جهت کار برخوردارند. درحقیقت‌ در زمینه صنایعی جز کشاورزی و دامپروری علیرغم‌ تلاش اقوام مختلف،‌ بشر هنوز در ابتدای‌ راه‌ است ‌‌و به آرامی در جاده پرپیچ و خم پیشرفت حرکت می‌کند. وجود جنگ‌های‌ پیاپی‌، نبود امنیت‌، حضور همیشگی‌ قشر عظیمی‌ از نیروهای‌ جوان‌ و كارآمد در میدان‌های نبرد، از میان‌ رفتن‌ سرمایه‌های‌ جوان‌ كشور و فقر حاكم‌ بر طبقات‌ فرودست‌ جامعه‌ از جمله‌ عواملی‌ است‌ كه‌ مانع توسعه‌ صنعت‌ در این‌ نوع‌ اجتماعات‌ ابتدایی‌ می‌شود. به‌ بیان‌ دیگر صنعت‌ به‌ مفهوم‌ امروزی‌ كه‌ نشان‌ از پیشرفت‌ بشر در جنبه‌های‌ علمی‌ برای‌ ایجاد رفاه‌ بیشتر است‌ به‌ چشم‌ نمی‌خورد. بلكه‌ آنچه‌ وجود دارد برخی‌ صنایع‌، آن‌ هم‌ در سطحی‌ ابتدایی‌ است‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ نساجی‌، آهنگری‌ و ضرب‌ سكه‌ یا صنعت‌هایی‌ از این‌ دست‌ را می‌توان‌ نام‌ برد كه‌ با توجه‌ به‌ سطح‌ پایین زندگی‌ بشر در دوران‌ كهن‌ بازهم‌ ارزشمند و قابل‌ توجه‌ است‌.

با وجود بخش‌های‌ پراهمیت‌ و گسترده‌ كشاورزی‌ و دامداری‌ و با توجه‌ به‌ سیستم‌ ابتدایی‌ زندگی‌ در جوامع‌ موجود در شاهنامه‌، به‌ ویژه‌ در دوره‌های‌ نخست‌ آن‌، سایر صنعت‌ها‌ جایگاه‌ چندان‌ چشم‌گیری‌ در میان‌ مردم‌ ندارند اگرچه در بین همه آنها آهنگری وضعیت بهتری را داراست و نسبت به سایر مشاغل افراد بیشتری را به خود جذب می‌کند به طوری که دارندگان این پیشه از مکان ویژه جهت کار برخوردارند. درحقیقت‌ در زمینه صنایعی جز کشاورزی و دامپروری علیرغم‌ تلاش اقوام مختلف،‌ بشر هنوز در ابتدای‌ راه‌ است ‌‌و به آرامی در جاده پرپیچ و خم پیشرفت حرکت می‌کند.

●آهنگری

‌ این صنعت‌ آن‌ گونه‌ كه‌ در كتب‌ تاریخی‌ آمده‌ است‌ نخستین‌ بار در دوره‌ هوشنگ‌ شكل‌ می‌گیرد. بر اساس‌ تاریخ‌ ثعالبی‌ او اولین‌ كسی‌ است‌ كه‌ آهن‌ از دل‌ زمین‌ بیرون‌ می‌كشد و از آن‌ دست‌ افزارها در صنعت‌ می‌سازد(ثعالبی‌ نیشابوری‌، ص‌ 8) در شاهنامه‌ نیز نخستین‌ بار در داستان‌ پادشاهی‌ هوشنگ‌ از صنعت‌ آهنگری‌ سخن‌ به‌ میان‌ می‌آید و اقدامات‌ شایسته‌ این‌ پادشاه‌ اساطیری‌ در زمینه‌ گسترش‌ این‌ صنعت‌ برشمرده‌ می‌شود. كشف‌ آهن‌ موجب‌ می‌شود كه‌ این‌ پادشاه‌ صنعت‌ آهنگری‌ را در سرزمین‌ خود و در میان‌ مردم‌ گسترش‌ دهد و ابزار آهنین‌ بسازددر دوره‌ جمشید نیز این‌ صنعت‌ ادامه‌ می‌یابد و وسایل‌ جنگی‌ چون‌ زره‌، خود و سایر ابزار به‌ كمك‌ آن‌ ساخته‌ می‌شود كه‌ می‌تواند به‌ دلیل‌ احساس‌ نیاز بشر ابتدایی‌ برای ایجاد امنیت‌ جامعه‌ به منظور‌ مقابله‌ با دشمنان‌ و پیروزی‌ بر عوامل‌ خطرآفرین‌ باشد چرا كه‌ تنها راه‌ زندگی‌ را در غلبه‌ بر دشمنان‌- كه‌ می‌توانست‌ انسان‌ یا غیر آن‌ باشد- می‌دانست‌ و در این‌ راه‌ ابزار و وسایل‌ جنگی‌ مهمترین‌ یاریگر او به‌ شمار می‌آمد.

به‌ مرور این‌ صنعت‌ به‌ عنوان‌ پیشه‌ معمول‌ در سطح‌ جامعه‌ گسترش می یابد به‌ طوری‌ كه‌ دوره‌ ضحاك‌ با آهنگری‌ كاوه‌ نام‌ روبه‌رو می‌شویم‌ كه‌ از این‌ طریق‌ امرار معاش‌ می‌كند  این‌ پیشه‌ به دلیل ضرورتی که به علت بروز نبردهای بسیار، در ساخت ابزار جنگی احساس می‌شود در دوره‌های‌ دیگر نیز كمابیش‌ وجود دارداین‌ صنعت‌ در سایر جوامع‌ نیز مورد توجه قرار می‌گیرد و در آن میان روم‌ از سرزمین‌هایی‌ است‌ كه به‌ این‌ صنعت ‌اهمیت بسیار می‌دهد و درآن کشور در سطحی گسترده به آموزش این پیشه پرداخته می‌شود.

نكته جالب‌ توجه اختصاص‌ مكان‌های‌ ویژه‌ از سوی‌ دولت‌ها به‌ این‌ گونه‌ مشاغل‌ است‌. در داستان‌ كاوه‌ آهنگر از بازارگاهی‌ سخن‌ گفته‌ می‌شود كه‌ وی‌ در آنجا به‌ شغل‌ آهنگری‌ مشغول‌ است‌ و پس‌ از فریاد برآوردن‌ او همه‌ به‌ نشان‌ قیام‌ برمی‌خیزند

 اگرچه‌ رشد به طور آشکار از پیشرفت این صنعت یاد نمی‌شود امّا با توجه‌ به‌ میزان‌ رشد جوامع‌ در دوران‌ گذشته‌، داشتن‌ شاگردان‌ بسیار و مكان‌ ویژه‌ اقتصادی‌ را می‌توان‌ از نشانه‌های‌ توجه‌ به‌ این‌ گونه‌ پیشه‌ها و تلاش‌ در گسترش‌ آنها دانست‌. علاوه‌ بر جنگ‌افزارهایی مثل‌ زره‌، خود و... از جمله‌ وسایلی‌ كه‌ به‌ كمك‌ این‌ صنعت‌ ساخته‌ می‌شود می‌توان‌ به‌ زنجیرهای‌ گران‌ برای‌ به بندکشیدن افراد اشاره‌ نمود.

 ● نسّاجی‌

 اعتقاد بشر اولیه‌ به‌ وجود نیرویی‌ فرابشری‌ در وجود شاهان‌ كه‌ فرّ و فروغ‌ آسمانی‌ نام‌ می‌گیرد باعث‌ می‌شود‌ به‌ این‌ نكته‌ باور راسخ‌ داشته‌ باشند كه‌ شكل‌گیری‌ تمام‌ صنعت‌ها و پیشه‌ها برای‌ نخستین‌ بار باید به‌ دست‌ شاه‌ باشد تا وی به‌ ایشان‌ بیاموزد؛ چرا كه‌ شروع‌ چنین‌ كارهایی‌ باید با تأییدات‌ آسمانی‌ باشد. به‌ همین‌ جهت‌ است‌ كه‌ طهمورث برای ‌نخستین‌بار، ریسندگی‌ را به‌ همگان‌ می‌آموزد این‌ صنعت‌ در روزگار جمشید كه‌ در واقع‌ بر اساس‌ شاهنامه‌ می‌توان‌ آن را دوره‌ تحوّل‌ ابتدایی‌ زندگی‌ بشر دانست‌ به‌ وسیله‌ خود او ادامه‌ می‌یابد و گسترده‌تر می‌شود به‌ طوری‌ كه‌ ریسندگی‌ و بافندگی‌ و دوخت‌ لباس‌ به‌ عنوان‌ یك‌ پیشه‌ به‌ میان‌ مردم‌ راه‌ می‌یابد. در پنجاه‌ سال‌ دوم‌ حكومت‌ این‌ پادشاه‌، لباس‌ - كه‌ می‌تواند پوشش‌ رزم‌ هم‌ باشد - و دوخت‌ آن‌ به‌ عنوان‌ كاری‌ مهم‌ تلقی‌ می‌شود و زمان‌ زیادی‌ از دوران‌ حكومت‌ وی‌ را به‌ خود اختصاص‌ می‌دهد

 در حقیقت‌ برای‌ بشری‌ كه‌ در برهنگی‌ به‌ سر می‌برد بافتن‌ و دوختن‌، تحولی‌ شگفت‌آور است‌. آن هم‌ از سوی‌ پادشاهی‌ كه‌ تأییدات‌ آسمانی‌ همیشه‌ با اوست‌. یكی‌ از عوامل‌ ایجاد صنعت‌ نساجی‌ را می‌توان‌ تأمین‌ پوشاك‌ سپاهیان‌ دانست‌كه‌ به‌ تدریج‌ با بالا رفتن‌ تجربه ‌بشربه‌ صورتی‌ گسترده‌تر و متنوع‌تر در می‌آید. به‌طوری‌ كه‌ در دوران‌ پهلوانی‌ و تاریخی‌ جزو هدایای‌ خاص‌ كه‌ ارزش‌ ویژه‌ای‌ نیز دارند قرار می‌گیرد. این‌ صنعت‌ اگرچه‌ نه‌ به‌ اندازه‌ كشاورزی‌ و دامپروری‌ ولی‌ به‌ گونه‌ای‌ گسترده‌ برای‌ شاهان‌ و بزرگان‌ درآمدزا و سودآور می‌شود. این‌ صنعت‌ ظاهراً بیشتر به‌ وسیله‌ زنان‌ دنبال‌ می‌شود و رونق‌ می‌یابد؛ چرا كه‌ با توجه‌ به‌ دقت‌ و ظرافت‌ كار كه‌ نیازمند حوصله‌ و وقت‌ بسیار است‌ زنان‌ در این‌ كار موفق‌تر جلوه‌ می‌كنند. البته‌ این‌ به‌ آن‌ معنی‌ نیست‌ كه‌ در این‌ صنعت‌ مردان‌ وارد نمی‌شوند بلكه‌ از آنجا كه‌ به‌ صراحت‌ از نساجی‌ مردان‌ سخن‌ به‌ میان‌ نیامده‌ و با تكیه‌ بر داستان‌ كرم‌ هفتواد كه‌ در آن‌ دختران‌ هر روز به‌ دامنه‌ كوهی‌ می‌روند و به‌ دوك‌ ریسی‌ - كه‌ می‌تواند مقدمه‌ بافت‌ پارچه‌ باشد- مشغول‌ می‌شوند می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ كه‌ در این‌ صنعت‌ زنان‌ بیش‌ از مردان‌ گام‌ می‌نهند وجود پارچه‌های‌ زربافت‌ و ذکر آنها در ضمن‌ هدایایی‌ كه‌ شاهان‌ به‌ دربارهای‌ یكدیگر می‌فرستند- در شمار زیادی‌ از داستانها می‌آید- نشان‌ از رشد و شكوفایی‌ صنعت‌ نساجی‌ داردكه‌ با دوخت‌ و بافت‌ این‌ گونه‌ پارچه‌ها سعی‌ در نشان‌ دادن‌ نبوغ‌ خود در تولید پارچه‌های‌ زیباتر و گران‌قیمت‌تر دارند. در میان‌ تحفه‌هایی‌ كه‌ كیقباد به‌ رسم‌ خلعت‌ نزد زال‌ می‌فرستد پارچه‌های‌ زرین‌ گران‌بهایی‌ نیز به‌ چشم‌ می‌خورد كه‌ نشان‌ از سرعت‌ پیشرفت‌ بافت‌ پارچه‌ از ابتدای‌ شكل‌گیری‌ تا دوره‌ پادشاه‌ مورد نظر دارد  این‌ صنعت‌ به‌ طور همزمان‌ در همه‌ جای‌ دنیا گسترش‌ می‌یابد و پیشرفت‌ می‌كند به طوری که به‌ عنوان‌ ثروتی‌ بزرگ‌ بدان‌ نگریسته‌ می‌شود.و تا بدانجا رونق‌ می‌یابد كه‌ برخی‌ از مناطق به‌ داشتن‌ پارچه‌هایی‌ خاص شهرت می‌یابند. حریر یا دیبای‌ چین‌، جامه‌های‌ پهلوی‌ یا ششتری و...‌ از این‌ دست‌ است‌ که در شمار هدایای‌ خسروپرویز قرار می‌گیرند

●كشتی‌سازی

‌ اگرچه‌ بر اساس‌ شاهنامه‌ جمشید نخستین‌ پادشاهی‌ است‌ كه‌ با كشتی‌ به‌ سرزمین‌های‌ دور و نزدیك‌ سفر می‌كندو ظاهرا از صنعت‌ كشتی‌سازی‌ سخنی‌ به‌ میان‌ نیامده‌، ولی‌می‌توان‌ تاریخچه صنعت‌ كشتی‌سازی‌را اگرچه‌ به‌ صورت‌ ابتدایی‌ به دوره‌ این‌ پادشاه‌ اساطیری‌ بازگرداند.

 در داستان‌های‌ شگفت‌انگیز اسكندر می‌خوانیم‌ به‌ دستور وی سربازان‌كشتی‌ها‌ و زورق‌هایی برای عبور از رودخانه می‌سازند و ظاهرا این کار از اموری بوده که نظامیان می‌آموخته‌اند تا هنگام ضرورت به کار آید. وی در ادامه‌ سفربه‌ جزیره‌ زنان‌ می‌رسدکه با توجه به موقعیت جغرافیایی آن- جزیره بودن- وجود کشتی و بالطبع ساخت آن ضروری می‌نماید نشانه‌های توسعه‌ صنعت‌ كشتی‌سازی‌ در توران‌ راهم می‌توان‌ در داستان‌ فرار كیخسرو، فرنگیس‌ و گیو از آن‌ سرزمین و سخن گفتنشان هنگام گرفتن کشتی از باژخواه‌ یافت‌با توجه‌ به‌ اشاراتی‌ كه‌ در هر سه‌ دوره‌ به‌ كشتی‌ و زورق می‌شود می‌توان به این نکته دست یافت كه‌ تلاش‌ بشر در ساخت‌ این وسیله‌ برای‌ سیر در دریاها با انگیزه‌های‌ مختلف‌ از جمله‌نبرد با دشمنان‌ می تواند باشد.

نتیجه

    از آنچه در این نوشتار بیان شد می‌توان به نکات ذیل در زمینه اقتصادی و نیز جایگاه صنایع در جوامع در شاهنامه پی برد:

1- با توجه به شرایط اقلیمی سرزمین‌ها در شاهنامه و ابتدایی بودن جوامع، کشاورزی، اساس اقتصاد همه ممالک است و باغداری نیز به عنوان یکی از زیرشاخه‌های مهم آن مورد توجه است.

2- دامپروری که نشان از یک جامعه در حال تحول - در زمینه اقتصادی - است صنعت دوم در جوامع محسوب می‌شود؛ در این بخش، جهت رفع نیاز غذایی مردم دام‌هایی از قبیل بز و گوسفند پرورش داده می‌شود؛ نگهداری گله‌های بزرگ اسب و شتر نیز برای امور حمل و نقل، استفاده در جنگ و... نیز حائز اهمیت است.

3- صنایع دیگر مثل نساجی، آهنگری و کشتی/ قایق سازی- اگرچه در سطحی ابتدایی- وجود دارد که این امر نشان از جامعه رو به رشد دارد. نیاز به تنوع در پوشاک، لزوم ساخت سلاح‌های جدید برای نبرد و ضرورت سفرهای دریایی از عوامل شکل‌گیری چنین صنایعی در سرزمین‌های دور و نزدیک است.

4‌- از آنجا که بیشترین سرمایه - در این کتاب- متعلق به طبقه حاکم است لذا باید بزرگترین سرمایه‌گذاران را در بخش صنایع به ویژه کشاورزی و دامداری در میان افراد این طبقه جست‌وجو نمود.