ورزشهای فكری

فكر و اندیشه

یكی از ابزار موفقیت انسان تفكر و اندیشه سالم است. اگر انسان بخواهد رشد فكری پیدا كند باید فكر خود را در مسیر بالندگی و رشد، حركت دهد، كسانی كه انگیزه فرهنگی و علمی والائی دارند باید با ورزش‌های مخصوصی، قدرت تفكر خود را بالا ببرند.

علی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: همانا فكر تو وسعت همه كارها را ندارد پس آن را برای كارهای مهم آزاد بگذار.[1]

و در روایت دیگر فرمودند: وقتی فكرت را بر تمام كارهایت مقدم بداری، آینده‌ات نیكو خواهد شد.[2]

فكر و اندیشه نیاز به مراقبت دارد و انسان باید سعی كند افكار خود را از آلودگیهای فكری پاك كند و قدرت اندیشه و تفكر را در مسائل زیربنائی به كار گیرد.

ادامه نوشته

یادگیری

یادگیری: یادگیری اساس رفتار آدمی است . بیشتر رفتارهای مردم ، حاصل آن چیزی است که فرا گرفته اند. به طور کلی انسان با پدیده ی یادگیری  میتواند رفتار اجتماعی ،عاطفی،روانی، عقلانی و تا حدودی جسمانی خود را بهبود بخشد.چون وضع افراد از لحاظ خصوصیاتی که ذکر شد باهم متفاوت است.به همین جهت جریان یادگیری نیز در افراد مختلف می باشد. علاوه براین موقعیت یادگیری نیز در جریان یادگیری موثر است .

ادامه نوشته

اضطراب امتحان

● مقدمه :‌

هرکس نگران است مبادادر نظر دیگران ، بی خرد، ناتوان و سراسیمه جلوه کند . درجات کمی از اضطراب برای پیشبرد زندگی طبیعی است ولی مقدار زیاد آن مانع پیشرفت بوده و حتی توانایی انجام کاررااز فرد مضطرب می گیرد .

آرکین و همکاران وی (۱۹۹۵) اضطراب امتحان را ناشی از احساس کارآمدی و درماندگی دانسته ، آن را با کاهش عملکرد مرتبط می دانند . وقتی که فرد درخصوص کارایی ذهنی خود درموقعیت امتحان دچار نگرانی گردد به نحوی که موجب کاهش عملکرد واقعی شود می توان گفت که او دچار اضطراب امتحان است .

ادامه نوشته

موتور الکتریکی و مغناطیس

موتور الکتریکی و مغناطیس

 

بعد از خواندن این مطلب شما قادر خواهید بود تا اهمیت مغناطیس برای عملکرد یک موتور الکتریکی را بیان کنید.

ابتدا دو فلش زیر را امتحان کنید و بعد به سوالات زیر پاسخ دهید:

 

 

سوال:

 

1) آیا می توانید طبق آزمایشی که در بالا دیدید، توضیح دهید که موتور الکتریکی چگونه کار می کند؟

2) چرا جریان متناوب برای برق منازل استفاده می شود؟

 

توضیح :

چگونه مغناطیس باعث کار کردن موتور الکتریکی می شود؟

یک موتور الکتریکی، انرژی الکتریکی را به انرژی مکانیکی تبدیل می کند که این نوع انرژی می تواند برای انجام کاری به کار رود. در این آزمایش ابتدا جریان DC برای شارش در سیم به کار می رود.

به یاد داشته باشید که جریان DC تنها در یک جهت شارش دارد مگر این که یک کلید برای معکوس کردن جریان آن وجود داشته باشد. در ابتدا وقتی جریان برقرار می شود، قطب های مغناطیسی همنام در کنار یکدیگر قرار می گیرند، می دانید که قطب های همنام همدیگر را می رانند و نیرویی به آن ها وارد می شود تا دور از همدیگر قرار بگیرند.

 

موتور الکتریکی و مغناطیساز آن جایی که  آهنربای الکتریکی به راحتی حرکت می کند، قطب جنوب آن از قطب جنوب آهنربای ثابت دور می شود. با این وجود، هنگامی که می چرخد، به قطب شمال آهنربای ثابت نزدیک می شود و با یک نیروی جاذبه به سمت آن کشیده می شود؛ زیرا قطب های ناهمنام همدیگر را جذب می کنند.
وقتی جهت شارش جریان را معکوس می کنیم، مکان قطب ها تغییر می کند و دوباره دو قطب همنام در کنار همدیگر قرار می گیرند. این ترتیب باعث می شود آهنربای الکتریکی  به دلیل دافعه بارهای همنام دوباره بچرخد و بارهای ناهمنام همدیگر را جذب کنند. این عمل تا جایی ادامه پیدا می کند که جریان معکوس شود و قطب های مغناطیسی در آهنربای الکتریکی جاهای خود را عوض کنند.

 

می توانیم نتیجه بگیریم که هر گاه شارش جریان در سیم، معکوس می شود، آهنربای الکتریکی به دلیل نیروی دافعه قطب های همنام، و نیروی جاذبه قطب های ناهمنام حرکت می کند. این حرکت آهن ربای الکتریکی به چرخش میله کمک می کند و باعث ایجاد انرژی مکانیکی می شود.

این میله چرخان می تواند به اجزای مختلفی متصل شود و قسمت های متحرکی ایجاد کند که هر کدام می توانند کاری را انجام دهند. جریان AC به طور طبیعی و ثابت، جهت شارش جریان را عوض می کند و به کلید معکوس کننده جریان احتیاج ندارد. بنابراین وقتی جریان AC از میان سیم رد می شود، آهنربای الکتریکی به چرخش خود ادامه می دهد و نمی ایستد.

این به دلیل آن است که محل قطب های الکتریکی به طور پیوسته تغییر می کند و قطب های آهنربای دائمی ثابت را جذب و یا دفع می کند.

موتور الکتریکی و مغناطیس

 

برای آن که باطرز کار و ساخت موتور الکتریکی آشنا شوید، حتما مطلب بعدی را ببینید.

 

پیشینه ی شب یلدا و رسم های این شب

پیشینه ی شب یلدا و رسم های این شب

شب یلدا یا شب چله آخرین روز آذرماه، شب اول زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلند تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه تر نشانه یی از غلبه تاریکی.

● پیشینه جشن
یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. این جشن مراسمی آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.

● مراسم و آداب جشن
برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند.
آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.
جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است.
یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده.
در «مهریشت» اوستا آمده است؛ «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید».

● آیین های جشن شب یلدا
یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند.
در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. بازگویی خاطرات و قصه گویی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه اینها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آیند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپیده برسانند.
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزء آداب و شیوه آن نباشد. در جاهای گوناگون ایران، گونه های تنقلات و خوراکی ها به تبع ژیرامون و شیوه زندگی مردم منطقه بهره برده می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا شمار زیادی به این باورند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و برخی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آنها در این شب سفره یی می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه را جای می دهند. گونه های بی شمار آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلواشکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به ویژه هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند.
در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خوردند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را سوگند می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغزگردو و نخودچی و کشمش می خورند. در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می کنند و باورمندند که هرکس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود.
در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه یی خارج از هوای گرم اتاق می گذارند، ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس (ازگیل) در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر زمان هوس کنند ازگیل و تازه و پخته را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.بنا به روایت مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه یی استقبال کنند. قارون در پوشاک هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به زر دگرگون می شوند و برای آن خانواده، ثروت و روزی به همراه می آورند.

● جشن شب یلدا
جشن شب یلدا یک جشن کاملاً زنده است و همه مسیحیان جهان این جشن را با نام جشن تولد مسیح برگزار می کنند. یلدا و مراسمی که در نخستین شب بلند زمستان و بلندترین شب سال برپا می کنند سابقه یی بسیار دراز داشته و مربوط می شود به ایزد مهر.
این جشن که یکی از کهن ترین جشن های ایران باستان است در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند. چله بزرگ از یکمین روز دی ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد و آن را چله بزرگ می نامند به آن دلیل که شدت سرما بیشتر است، آنگاه چله کوچک فرا می رسد که دهم از بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود.
چله اول که اولین روز زمستان و یا نخستین شب آن است تولد مهر و خورشید شکست ناپذیر است، زیرا مردم دوره های گذشته که پایه زندگی شان برکشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای طبیعت خو داشتند و براثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتشان را براساس آن تنظیم می کردند و به تدریج دریافتند که کوتاهترین روزها آخرین روز پاییز یعنی سی ام آذر و بلندترین شب ها شب اول زمستان است اما بلافاصله بعد از این با آغاز دی روزها بلندتر و شب ها کوتاه تر می شود.
اقوام قدیم آریایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان می گرفتند خصوصاً ژرمن ها که این ماه را به خدای آفتاب نسبت می دهند و زیاد هم بی تناسب نیست چرا که آغاز زمستان مثل تولد خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو به افزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود. در این شب آتش برمی افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیاطین نابود شده و بگریزند و همچنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پیدا کرده بود آتش نیز همان والایی را نزد مردمان دارا شد.
چون تاریکی فرا می رسید در پرتو روشنایی آتش تاریکی اهریمنی را از بین می بردند. در شب یلدا یا تولد خورشید افراد دور هم جمع می شدند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و خوان ویژه مانند سفره یی که عید نوروز تهیه می کنند اما محتویات آن متفاوت است می گستراندند و هر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند.
این سفره جنبه دینی داشته و مقدس بود و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پربرکت داشته باشند و همه شب را در پرتو چراغ و نور و آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد. سفره شب یلدا سفره میزد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک و آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لرک که از لوازم این جشن بود که به افتخار و ویژگی مهر یا خورشید برگزار می شد.
امروز هم ایرانیان در سراسر جهان این جشن زیبا را در کنار یکدیگر برگزار می کنند و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ می پردازند.

واکنش پرهیزگاران در برابر قرآن مجید   

واکنش پرهیزگاران در برابر قرآن مجید   


آگاه باشید که خیرى در تلاوتى نیست که در آن تدبّر و دقت نباشد، بدانید که خیرى در عبادتى نیست که در آن آگاهى و فهم نباشد»، کدام یک از ما اینگونه عمل به سیره متّقین مى کنیم، کدام یک از ما تأمّل و تدّبر در آیات و احکام الهى مى کنیم.


قرآن

فَاذا مَرّوا بآیة فیها تَشویقٌ رکَنُوا الیها طَمَعاً و تَطَلَّعَت نُفوسُهم الیها شوقاً و ظَنّوا اَنّها نُصْبَ اَعْیُنِهم و اِذا مَرّوا بآیة فیها تَخْویف أَصغَوا مَسامع قلوبِهم و ظَنُّوا انّ زَفیر جَهَنَّم و شَهیقها فى اُصول آذانِهِم):

ترجمه: «پرهیزکاران هرگاه به آیه اى برسند که در آن تشویق باشد با علاقه فراوان به آن روى آورند و روح جانشان با شوق در آن خیره شود و آن را همواره نصب العین خود مى سازند، و هرگاه به آیه اى برخورد کنند که در آن بیم باشد، گوشهاى دل خویشتن را براى شنیدن آن باز مى کنند و صداى ناله و به هم خوردن زبانه هاى آتش با آن وضع مهیبش در درون گوششان طنین انداز است».

* * *

امام علی علیه السلام در خطبه متقین در ادامه برنامه شبانه متّقین، اشاره به تلاوت قرآن و تفکّر و تأمّل آنها بر روى آیات قرآن مى کند، یعنى آنها مثل کسانى نیستند که فقط الفاظ قرآن را لقلقه زبان کنند بلکه تلاوت آنها توأم با تأمّل و تفکّر است آنها این کلام مولى على(علیه السلام) را شنیده اند و به کار بسته اند که: «اَلا لا خیر فى قراءة لیس فیها تدبّر اَلا لاخیر فى عبادة لیس فیها تعقّه»(1): «آگاه باشید که خیرى در تلاوتى نیست که در آن تدبّر و دقت نباشد، بدانید که خیرى در عبادتى نیست که در آن آگاهى و فهم نباشد»، کدام یک از ما اینگونه عمل به سیره متّقین مى کنیم، کدام یک از ما تأمّل و تدّبر در آیات و احکام الهى مى کنیم.

آیا جاى نکوهش و سرافکندگى نیست که براى کتاب داستان و قصه و کتابى که داراى حکایات خنده آور است، اینقدر وقت مى گذاریم، و حتى دقت مى کنیم مطلبى از ذهن ما غائب نشود، ولى یک صدم این مقدار را ـ اگر قرآن بخوانیم ـ براى فهم قرآن بکار نمى بندیم، آیا زشت نیست این همه دقت در یک مسئله ریاضى و یا فیزیک و شیمى و غیره مى کنیم و قرآن را به فراموشى سپرده ایم، چقدر بى توجهى است که فلان آقا یا خانم فوق لیسانس خود را گرفته و این همه وقت و فکر صرف کرده تا بتواند به این درجه علمى رسد، ولى هنوز یاد نگرفته چگونه از روى قرآن بخواند، چه رسد به اینکه در معانى دقیق آن تأمّل و تفکّر کند، چقدر قبیح است که گوینده اخبار و برنامه هاى رادیو و تلویزیون ما بعداز سالها که از انقلاب اسلامى گذشته، با توجه به اینکه دوره دانشگاهى را گذرانده وقتى یک آیه کوچک به او مى دهند نتواند صحیح بخواند، اینها درد است که هنوز نتوانیم از روى کتابى که قانون انسان سازى و جامعه سازى است بخوانیم، کتابى که تمام درمان دردهاى ما در آن است، کتابى که اصلاح کننده دنیا و آخرت ما است، چقدر فاصله است بین روش ما با روش متّقین؟! ولى چاره نیست، در ناامیدى بسى امید است باید تلاش کرد تا لااقل خود را به مرز آنها نزدیک کنیم.

کسى که بتواند مانند پرهیزگاران قرآن بخواند، بزرگترین نعمت به او عطا شده است، و شاید این نوع قارى مراد پیامبر باشد که فرمود: «من قرأ القران ثمّ رأى انّ احداً اوُتِىَ اَفْضَل مما اوُتِى فقد استصغَر ما عظّمه الله»: «اگر کسى قرآن بخواند (به بالاترین نعمت اهلى دست یافته است) و اعتقاد پیدا کند که به دیگرى بیشتر نعمت اعطا شده است او آنچه را که خداوند عظیم و بزرگ شمرده، کوچک شمرده است»

تفکّر، حیات قلب انسان بصیراست، اگر تدبّر از بین رفت روح بصیرت رخت برمى بندد، و قلب بینا از بینائى باز مى ایستد، انسانى که داراى باطنى بینا و ضمیرى روشن است، تا مادامى که تفکّر مى کند این بینائى را دارا است، اما بینائى بدون روشنائى به تنهائى در بیابان تاریک و ظلمانى مسائل و حوادث زندگى کارآئى ندارد، زیرا بدون روشنائى امکان وصول به مقصد غیرممکن است. قرآن است که نور هدایت و چراغ تاریکى ها است، و چه جالب این مطلب را امام به حق ناطق، صادق اهل بیت علیهم السّلام مى فرماید: «این قرآن راهنماى هدایت و چراغ شب تاریک است، پس جولان دهد صاحب نظر چشم بصیرت خود را در آن و بگشاید نظر باطنى خود را براى استفاده از نور آن، زیرا که تفکّر زندگى و حیات دلِ بینا است، چنانچه در ظلمات و تاریکى ها به نور استعانت کنند، در ظلمات جهل و تاریکی هاى ظلالت به نور هدایت قرآن باید هدایت جست». (2)

امام صادق(علیه السلام)فرمودند: «القرآن عهد اللّه الى خلقه فقد ینبغى للمرء المسلم ان ینظُرَ فى عهده و اَنْ یَقْرَأ منه فى کلّ یوم خمسین آیة»: «قرآن عهد خداوند به سوى بندگان او است، سزاوار است، براى مسلمان که در عهد خود نظر کند، و در هر روز 50 آیه از آن را تلاوت کند».(3)

در حدیثى دیگر از امام سجاد(علیه‌السلام) آمده است: «آیات القرآن خزائن فکلّما فتِحتْ خزینةٌ ینبغى لک ان تنظر ما فیها»: «آیات قرآن گنجینه‌هائى است که هرگاه گنجینه‌اى باز شد سزاوار است آنچه در آن است دقت و نظر کنى»(4) 

عبادت

نحوه مواجهه پرهیزکاران با قرآن

پرهیزکاران چنان به آیات مشتمل بر تشویق توجه دارند گویا نعمتها در برابر دیدگان آنهاست، گویا بهشت را مى بینند، و از طرفى چنان گوش به آیات مشتمل بر عذابهاى الهى مى سپارند، که گویا زفیر و شهیق جهنم را مى شنوند. «زفیر و شهیق» دو موجود زنده اى هستند که تنفس مى کنند مثل انسان و اسب و غیره، به درون بردن هوا را نیز زفیر و بیرون کردن آن را شهیق گویند، و به تعبیر دیگر دم و بازدم. آیا نمى شود از این استفاده کرد که جهنم هم موجودى زنده است که داراى زفیر و شهیق است، دم و بازدم دارد، به طورى که صداى آن محسوس است، و چنانکه ما تنفس یک انسان یا اسبى را که دویده به خوبى مى شنویم، اهل معرفت هم دم و بازدم جهنم را مى شنوند، آنچه ما از بهشت و جهنم در نظر خود ترسیم کرده ایم بسیار متفاوت است. ما نعمتهاى بهشت را تشبیه به باغهاى پرمیوه و جهنم را تشبیه به گودالى آتشین مى کنیم، ولى حقیقت غیر از آن چیزى است که ما تصور مى کنیم، اینکه قرآن مى فرماید: (وَجِىءَ یَوْمَئِذ بِجَهَنَّم)(4): «جهنم آورده مى شود» یعنى چه، جهنم به سوى گنهکاران مى آید چه مفهومى دارد؟ یا اینکه مى فرماید: (وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ)(5) «بهشت براى پرهیزکاران نزدیک آورده مى شود» یعنى چه؟ حرکت جهنم و بهشت چه معنى دارد؟ آتش جهنم از درون مى سوزاند و اول قلب را سوزانده و بعد جسم را یعنى چه؟ (نَارُ اللهِ الْمُوقَدَةُ ـ الَّتِى تَطَّلِعُ عَلَى الاَْفْئِدَةِ)(6) آیا این آتش معمولى دنیوى است، نه هرگز، آتش دنیوى آتش سرد شده است، اول جسم را مى سوزاند، و بعد دِل را و قابل مقایسه با آتش اخروى نمى باشد.

آیا جاى نکوهش و سرافکندگى نیست که براى کتاب داستان و قصه و کتابى که داراى حکایات خنده آور است، اینقدر وقت مى گذاریم، و حتى دقت مى کنیم مطلبى از ذهن ما غائب نشود، ولى یک صدم این مقدار را ـ اگر قرآن بخوانیم ـ براى فهم قرآن بکار نمى بندیم، آیا زشت نیست این همه دقت در یک مسئله ریاضى و یا فیزیک و شیمى و غیره مى کنیم و قرآن را به فراموشى سپرده ایم

کسى که بتواند مانند پرهیزگاران قرآن بخواند، بزرگترین نعمت به او عطا شده است، و شاید این نوع قارى مراد پیامبر باشد که فرمود: «من قرأ القران ثمّ رأى انّ احداً اوُتِىَ اَفْضَل مما اوُتِى فقد استصغَر ما عظّمه الله»: «اگر کسى قرآن بخواند (به بالاترین نعمت اهلى دست یافته است) و اعتقاد پیدا کند که به دیگرى بیشتر نعمت اعطا شده است او آنچه را که خداوند عظیم و بزرگ شمرده، کوچک شمرده است»(7) یعنى خداوند قرآن خواندن را نعمت بسیار عظیم دانسته بطورى که بالاتر از آن نعمتى نیست اگر کسى آن را کوچک شمارد، نعمت بزرگ خدا را کوچک شمرده است.

این برنامه متّقین مَحَکى براى شناختن خود ماست، آیا ما هم در موقع تلاوت آیات الهى یا شنیدن آن چنین هستیم؟ آیا در موقع شنیدن آیات عذاب تفکّرى نسبت به قیامت داریم؟ آیا به مقام عین الیقین رسیده ایم، که اینگونه بهشت و جهنم را ببینیم، و صداها را بشنویم؟

اى برادرى که هنوز سنّى از تو نگذشته، سعى کن تا جوانى، قرائت قرآن را براى خود ملکه کنى، تا نورانیّت قرآن با خون و گوشت و پوست تو درآمیزد، و زیبائیهاى قرآن در قلب تو مستقر شود به طورى که قرآن باطن تو شود، گاهى انسان به جائى مى رسد که مثل امام على(علیه السلام)و معصومین علیهم السّلام دیگر خود، قرآن جامع و فرقان قاطع و کلام الله ناطق مى شود، اینها آیة الله عظماى الهى هستند، و این تعجب ندارد که گاهى مى شود انسان به جائى رسد که باطن او عین ذکر و عبادت مى شود.

آرى تا جوانى بکوش که قلب جوان بسیار پذیرش دارد، بذر را مى گیرد، چه بذر خدا باشد، چه بذر شیطان، ولى سعى کن قلب تو محل رشد بذر شیطان نشود، و به همین جهت مبادا با اهل فسوق و عصیان و معصیت نشست و برخاست کنى، که هر چه در زمین قلب تو کِشْتند، همان برداشت کنى، و دیدیم که هر که نالید از رفیق و یار بد نالید.

 

پی نوشت ها :

1. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 211 معانى الاخبار، جلد 2، صفحه 49 میزان الحکمة، جلد 8، صفحه 88.

2. کافى، جلد 2، کتاب فضل القرآن، حدیث 5.

3. کافى، جلد 2، کتاب فضل القرآن، باب فى قراءته، حدیث 1 و 2.

4. کافى، جلد 2، کتاب فضل القرآن، باب فى قراءته، حدیث 1 و 2.

4. سوره الفجر، آیه 23.

5. سوره الشعراء، آیه 90 و سوره ق، آیه 31.

6. سوره الهمزة، آیه 6 و 7.

7. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، جلد 10 ـ 9، صفحه 143.

راز نمازهای طولانی و عبادت‌های زیاد پیامبر(صلی الله علیه وآله) چه بود؟


در حالات پیامبر(صلی الله علیه وآله) می‌خوانیم که آن قدر براى نماز و عبادت مى‌ایستاد که پاهایش ورم مى‌کرد. به آن حضرت(صلی الله علیه وآله) عرض شد: چرا خود را این‌گونه زحمت مى‌دهى؟ پیغمبر(صلی الله علیه وآله) در پاسخ فرمود: آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟!


حضرت محمد

نقش و اهمیت نماز در دین نشان دهنده عظمت و استحکام این حبل متین و ریسمان استوار میان زمین و آسمان است. ریسمان دیگر اعمال ارزشی برای صعود انسان به افق بلند سعادت کافی نیست، ولی نردبان نماز، افزون بر آن که به تنهایی وسیله عروج است، می‌تواند ثقل و سنگینی بقیه اعمال را نیز متحمل شود.

هیچ وسیله‌ای مستحکم‌تر و دائمى‌تر از نماز براى ارتباط میان انسان با خدا نیست، خداوند در قرآن می‌فرماید: برای یاد من و ذکر من نماز بپادارید، «اقم الصلوة لذکری»، ناآشناترین انسان‌ها رابطه خود را با خدا به وسیله نماز آغاز مى‌کنند و برجسته‌ترین اولیاى خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز مى جویند.

مرغ ماءلوف که با خانه خدا انس گرفت/ گر به سنگش بزنی جای دگر می‌ نرود (سعدی) 

 

* تقویت خداباوری و دلدادگی

همه ما آفریده خدا هستیم و بنده او، خدایی که تار و پود وجود ما را با لطف و عنایت خود به هم پیوند زده و بند بند وجودمان را با کرَم خویش آراسته است، خدایی که برای زندگی بهتر بندگان خود عجایب و شگفتی‌های فراوانی در زمین و آسمان تعبیه کرده که با مرور زمان، یافته‌های دانشمندان، عظمت خالق و عجز و کوچکی انسان را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

نیز شگفتی‌هایی که در بدن و خلقت خاکی انسان تعبیه شده که اگر بشر دو پا بخواهد نسخه‌ای مشابه آن بسازد، نیازمند تجهیزات و فضایی گسترده و با صرف هزینه‌های هنگفتی است که به فرض موفقیت، قطعاً بسیاری از کارکردها و مۆلفه‌های آن نسخه اصلی را نیز دارا نخواهد بود، شگفتی‌هایی که در زمین و آسمان و دریا و خشکی حیرت و تعجب همگان را برانگیخته است.

وقتی انسان به این عظمت‌ها بنگرد، به حقارت و ناچیزی خود بیشتر واقف شده، از اینکه خدای بزرگ با تمام عظمت و قدرت و شوکت خود، به او فرصت زندگی و انتخاب و شناخت داده است، جبهه شکر می‌ساید و محبت و دوستی او را به دل خواهد گرفت و عاشق او خواهد شد.

این دلدادگی و عشق و محبت، زمانی بیشتر رخ خواهد داد که بداند خدای قادر متعال با تمام بزرگی و عظمتش، بیشتر از هر کس و هر چیزی به انسان نزدیک بوده و به او عشق می‌ورزد و منتظر مراجعه انسان و مشتاق شنیدن صدای اوست، چه افتخاری از این بالاتر که خدای مهربان، از میان تمام مخلوقات خود، انسان را برای همنشینی و هم سخنی با خود برگزیده است و فرصت و رخصت خلوت کردن و خواندن او را در هر زمان و مکانی را به او داده است.

یکی از ویژگی‌های بارز انسان، فقر ذاتی و نیازمندی همیشگی او نسبت به خالق هستی است، به فرموده پروردگار «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»؛ شما به خداوند نیازمند هستید و او از شما بى نیاز است. حال که او «غنی» است که هست، «غنی» و هیچ نیاز و احتیاجی ندارد، امر، فعل و رهنمود او، به جز حکمت و کرم به مخلوق نیست

خالق با عظمتی که منتظر انسان است و مشتاق شنیدن صدای مناجات او، مگر نه این است که هر عاشقی از خلوت با معشوق و سخن گفتن با او لذت می‌برد؟ پس ما چگونه عاشقی هستیم که حتی لحظات و دقایقی را برای معشوقش صرف نمی‌کند و در پیشگاهش به نماز نمی‌ایستد؟

نمازی که محکم‌ترین رشته الفت بین بندگان و خداست و تجلی بخش محبت و انس به خدای کریم و لحظه‌های عاشقی با معبود و محبوبی که همنشینی و قرابت با او با هیچ لذتی همسان نیست، به همین سبب است که سید ساجدان و زینت عابدان، می‌فرمایند: حق نماز این است که بدانى نماز، در آمدن به پیشگاه معبود یگانه است و تو در نماز پیش روى او ایستاده‌اى، پس آن‌گاه که بر این حقیقت آگاه شدی، سزاوار آنى که در نماز ایستى، ایستادن کسى که خواهنده و ترسنده، بیمناک و امیدوار و مستمند و زارى کننده است و خداى را بزرگ مى‌دارد.

و چه دردناک و تلخ است، وقتی خدایی با آن همه عظمت به سوی ما می‌آید و مشتاق دیدار و حضور ما بوده، ولی ما از او فاصله می‌گیریم، چه زیبا می‌فرماید امام سجاد(علیه السلام): «یَا رَبِّ إِنَّکَ تَدْعُونِی فَأُوَلِّی عَنْکَ وَ تَتَحَبَّبُ إِلَیَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَیْکَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَیَّ فَلا أَقْبَلُ مِنْکَ کَأَنَّ لِیَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ...»؛ ای پروردگارم تو مرا می‌خوانی ولی من از تو رو می‌گردانم و تو با من دوستی می‌کنی ولی من با تو دشمنی می‌کنم و تو به من محبت کنی و من نمی‌پذیرم، گویا من منتی بر تو دارم.

نماز

مهم‌ترین راهکارهای انس با نماز

یکی از بهترین راهکارهای انس با نماز، شناخت خالق و آشنایی با الطاف و مراحم کریمانه اوست که هر لحظه به سوی انسان روان می‌سازد و زندگی انسان را در سایه مهر و محبت خود هدایت می‌کند.

از مهم‌ترین راهکارهای انس با نماز و چشیدن لذت نمازگزاری تقویت خداباوری و دلدادگی می باشد.

یکی از ویژگی‌های بارز انسان، فقر ذاتی و نیازمندی همیشگی او نسبت به خالق هستی است، به فرموده پروردگار «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»؛ شما به خداوند نیازمند هستید و او از شما بى نیاز است.

حال که او «غنی» است که هست، «غنی» و هیچ نیاز و احتیاجی ندارد، امر، فعل و رهنمود او، به جز حکمت و کرم به مخلوق نیست.

زبان حال مخلوق

همه انسان‌هایی که با حقیقت وجود خود آشنا هستند، نیاز خود را می‌دانند و موظف به سپاسگزاری و تشکر از کسی که به آنان نعمت و تحفه‌ای عطا کرده می‌دانند و این قدرشناسی نوعی زبان حال است که نشانگر لیاقت هدیه گیرنده است..

این قدرشناسی و درخواست تداوم عنایت، زمانی رنگ جدی‌تری به خود می‌گیرد که همه چیز انسان وابسته به او باشد و بر پایه عنایات و توجهات او قرار داشته باشد.

خدایی که ولی نعمت ماست و هرچه داریم از لطف و عنایت و احسان اوست و همه جیره خوار خوان کَرَم او هستند و اگر لحظه و آنی دست عنایت خویش را از سر بندگان بردارد، همه به فلاکت و بدبختی خواهند افتاد.

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟/ یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟...

الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت/ اسباب راحتی که نشاید شمار کرد

 

تلألۆ قرآن

سوره‌های فراوانی همانند «الرّحمن» و «روم» پر است از یاد  نعمت‌های الهی «قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللهُ»؛بگو چه کسی از آسمان‌ها و زمین روزی‌تان می‌دهد؟ بگو: خدا! (سوره سبا، آیه 24)

سید ساجدان و زینت عابدان، می‌فرمایند: حق نماز این است که بدانى نماز، در آمدن به پیشگاه معبود یگانه است و تو در نماز پیش روى او ایستاده‌اى، پس آن‌گاه که بر این حقیقت آگاه شدی، سزاوار آنى که در نماز ایستى، ایستادن کسى که خواهنده و ترسنده، بیمناک و امیدوار و مستمند و زارى کننده است و خداى را بزرگ مى‌دارد

سخن نهایی را خداوند در این آیه بیان کرده است: «وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا»؛ و اگر نعمت‌های خدا را بشمارید، هرگز نمی‏توانید آن را احصا کنید، خداوند غفور و رحیم است.

امیرمۆمنان(علیه السلام) در ناتوانی انسان از حمد خدا و شمارش نعمت‌هایش می‌فرماید: «اَلْحَمْدُلِلَّهِ اَلَّذِی لاَ یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ اَلْقَائِلُونَ وَلاَ یُحْصِی نَعْمَاءَهُ اَلْعَادُّونَ»؛ خداوندی را سپاس که گویندگان هرگز به کنه مدح و ثنای او نمی‌رسند و شمارندگان، نعمت‌های او را نمی‌توانند بشمارند»

مهربانی و لطف و کرم الهی، از زبان مبارک امام عارفان امام حسین(علیه السلام) شنیدنی است: «مرا نشو و نما دادى و پیش از این نیز بـه من مهر ورزیدى، به وسیله رفتار نیکویت و نعمت‌هاى شایانت که پدید آوردى خلقتم را از منى ریخته شده و جایم دادى در سه پرده تاریکى (مشیمه و رحم و شکم) میان گوشت و خون و پوست و گـواهـم نساختى در خلقتم و واگذار نکردى به من چیزى از کار خودم را سپس بیرونم آوردى بدانچه در علمت گذشته بود، از هدایتم به سوى دنیا خلقتى تمام و درست و در حال طفولیت و خردسالى در گهواره محافظتم کردى و روزیم دادى از غذاها شیرى گـوارا و دل پرستاران را بر من مهربان کردى و عهده‌دار پرستاریم کردى مادران مهربان را و از آسیب جنیان نگهداریم کردى و از زیادى و نقصان سالمم داشتى، پس برترى تو اى مهربان و اى بخشاینده.

 

نماز و حس نیازمندی

اقامه نماز نوعی قدرشناسی به درگاه خالق کریمی است که لحظه به لحظه عنایتش را بر ما مستدام می‌دارد و انسان با عبادت خود، ضمن سپاسگزاری از نعمت‌های موجود، جبهه شکر به درگاه الهی می‌ساید، از این رو در حالات پیامبر گرامى(صلی الله علیه وآله) می‌خوانیم که آن قدر براى نماز و عبادت مى‌ایستاد که پاهایش ورم مى کرد، آن قدر نماز شب مى‌خواند که چهره‌اش زرد می‌شد، به آن حضرت عرض شد: چرا خود را این گونه زحمت مى‌دهى؟

حضرت در پاسخ فرمود: «افلا اکون عبداً شکوراً»؛ آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟

این سوی بهشت

این سوی بهشت


معرفی و خلاصه کتاب های  یادداشت های سال بد ، سنتائور ، سیمای مرد هنرآفرین در جوانی ، این سوی بهشت ، فراموش شدگان و کتاب مورونای سبزپوش

کتاب

یادداشت های سال بد

 جی . ام . کوتسی

حمید یزدان پناه

 انتشارات افراز

از حیطه کلاسیک اومدم بیرون و دوباره سری می زنم به تازه های نشر کوتسی که ازش قبلا کتاب هایی را خوندم که خیلی دوست داشتم . این یکی خیلی متفاوته سبک خاصی داره یه جورایی پیرمردی که داره مقاله می نویسه تایپیسیتی که داره تایپ می کنه و دوست پسر تایپیست کنار هم . صفحه سه قسمته بخشی از مقاله قسمتی از گفت و گوهای ذهنی نویسنده و قسمتی از گفت گوهای ذهنی دخترک تایپیست .

نسبتا خوب بود نمی گم چیز خراق العاده و پرهیجانی بود اما در نوع خودش ابتکار جالبی بود و آدم را جذب می کرد حتی تا اون حد که بخوای خود مقاله ها را هم بخونی و ازش سر دربیاری .

قسمت های زیبایی از کتاب

تاریخ درباره ی ما قضاوت می کند ، قضاوت در مورد آنچه حاصل عمر ما بوده و در پشت سر به جای می گذاریم .

از تو نمی خواهم که رفتارت را عوض کنی ، این هم بخشی از جذابیت توست .

 

سنتائور

 جان آپدایک

سهیل سمی

 انتشارات مروارید

کتاب بیانگر رابطه یک پدر و پسر هست . پدر معلم افسرده ای هست که خودش را احمق و مورد تنفر بقیه می دونه کارهای احمقانه ای می کنه اما دلش خیلی پاکه خیلی فداکاره خیلی به فکر بچه هاست و در حقیقت بچه ها هم عاشقش هستند و همه اونو می شناسن . پسر بچه از یک نوع ناراحتی پوستی رنج می بره زیاد با پدرش صمیمی نیست اما سعی داره از اون محافظت کنه . اتفاق خاصی نمی افته این دو به مدت سه روز خارج از خانه هستند و رابطه شون را توی سه روز مورد بحث قرار می دهیم و البته یه مایه های اسطوره ای هم قاطیش می شه .

بد نبود اعتراف می کنم از قسمت اسوطره ایش چیز زیادی نمی فهمیدم اون یکی داستانش زیبا بود نه تا حدی که منو شدید مشغول خودش کنه و برام خیلی زیبا باشه اما در نوع خودش خوب بود قشنگ پرورنده بود و شخصیت های جالبی ابداع کرده بود خیلی هنرمندانه بود فقط باید مطابق سلیقه تون باشه .

اینم یکی دیگه از تازه های نشر از آپدایک قبلا فرار کن خرگوش را معرفی کردم .

 قسمت های زیبایی از کتاب

تا وقتی برف نیاد باکیم نیست . هر روز صبح دعا می کنم و می گم : خدای عزیز ، برف نه .

 زندگی این قدر کوتاهه که جایی برای دروغ گفتن باقی نمی مونه .

 

سیمای مرد هنرآفرین در جوانی

 جیمز جویس

پرویز داریوش

 انتشارات اساطیر

در مورد افكار یك پسر جوون هست از كودكی سر بچه شروع می كنه از خامی خودش و افكارش ، رفتنش به مدرسه ، اموزش های مدرسه ، نصایح والدینش و نهایت تردیدها و اعتقاداتی كه براش به وجود می آید ، جهت گیری های مذهبی اش و .....

خوب یك جورایی شباهت هایی به كتاب قبلی داره هر چند شاید نشه اسمش را شباهت هم گذاشت ولی حداقل محوریتشون به هم نزدیكه . من كتاب قبلی را بیشتر دوست داشتم فضایی كه این كتاب می خواست نشون بده و تاثیرات محیطش خیلی قدیمی بود و بنابرین لمسش واقعا سخت بود در ضمن كه خود نثر هم برای من تا حدودی كسل كننده بود .

 

این سوی بهشت

 اساكت فیتز جرالد

سهیل سمی

انتشارات ققنوس

داستان یك پسر جوان زیبا پسری كه مادرش عاشق شیوه زندگی اشرافی است و تا مدتی خودش مسئول آموزش پسرش هست بعد رفتن پسر به مدرسه وارد شدنش به اجتماع دانشگاه علاقه مندی اش به ادبیات و .... را داریم . جنگی که پیش رو هست طرز فکر دانشجویان و ....موضوع دیگه ای نیست بیشتر بررسی افكار و زاویه دید پسر جوان هست .

نسبتا خوب بود جملات زیبای زیادی هم داشت هر چند چیزی ننوشتم . كتاب خوب نوشته شده ولی راستش اینا موضوعاتی نیست كه منو درگیر خودش كنه من كلا منطقی تر و استوارتر از این حرف ها هستم و این جور قهرمان ها با این دغدغه ها و بلاتكلیفی ها برام ناشناخته ان .

موضوع بچه های فقر هستند بچه هایی که توی حومه شهرهای بزرگ بدون مهر و عاطف بزرگ می شوند خشن اند و از همون اول جبر زندگی اونها را وارد مسیر نادرستی می کنه . اینجا هم یک سری پسر بچه را داریم با شیطنت های ناجور ولگردی و دردسرهایی که ایجاد می کنند . خوب تصمیم گرفتم یک سر به این فیلم نامه بزنم برای این که خیلی خیلی دلم می خواست از بونوئل چیزی بخونم و گفتم عقبش نندازم . هر چند چندان فیلم نامه دوست ندارم . کتابش برای من متوسط بود البته خوب نوشته شده خوب پرداخت شده ولی در درجه اول من خوندن این موضوعات را دوست ندارم غمگین و افسرده ام می کنه یک سلیقه شخصی و از طرف دیگه مقادیری هم تکراری می زنه

فراموش شدگان

 لوئیس بونوئل

حسین علی طباطبایی

 انتشارات دید

موضوع بچه های فقر هستند بچه هایی که توی حومه شهرهای بزرگ بدون مهر و عاطف بزرگ می شوند خشن اند و از همون اول جبر زندگی اونها را وارد مسیر نادرستی می کنه . اینجا هم یک سری پسر بچه را داریم با شیطنت های ناجور ولگردی و دردسرهایی که ایجاد می کنند .

خوب تصمیم گرفتم یک سر به این فیلم نامه بزنم برای این که خیلی خیلی دلم می خواست از بونوئل چیزی بخونم و گفتم عقبش نندازم . هر چند چندان فیلم نامه دوست ندارم . کتابش برای من متوسط بود البته خوب نوشته شده خوب پرداخت شده ولی در درجه اول من خوندن این موضوعات را دوست ندارم غمگین و افسرده ام می کنه یک سلیقه شخصی و از طرف دیگه مقادیری هم تکراری می زنه

 

مورونای سبزپوش

 شارلوت مری ماتیسن

حسن صفوی

 انتشارات جامی

مورونا دخترک فوق العاده زیبایی است که خانواده او روزی از سرشناسان منطقه بوده اند اما حالا در سطح دهقانان عادی هستند و از گذشته تنها ظرف و ظورف و تابلوهایی بر جا مانده . بن پسر خوش قیافه دهکده عاشق موروناست هر چند مورونا حسی نسبت به او ندارد و فکرش در جهت دیگری است ...

متوسط بود خوب کتاب های این مدلی مورد علاقه من نیستند نمی پسندمشون اما در نوع خودش و چنانچه سبک کلاسیک و داستان های سرگرم کننده را دوست دارید به نظرم چیز بدی نیست و از خیلی کتاب های این دسته سرگرم کننده تره یعنی حداقل اوایل کتاب جذابیت های خاص خودش را داره فقط بعدش هست که به مسیری می ره که کمی برای ایزن سبک سردگرم کننده و خسته کننده می شه . داستان پر را قبلا از ایشون خونده بودم که خوب خیلی اسمش را شنیده بودم و بعد هم اصلا خوشم نیومد ولی توی روند کلاسیک خوانی گفتم به این کتاب هم نگاهی بکنم که برام خوشایندتر از قبلی بود .

 قسمت های زیبایی از کتاب

در دنیا هیچ خشمی چون صبر شدید نیست .

از دست دادن یک عشق بهتر از آن است که انسان تا ابد با آن نا آشنا بماند .

 در یک لحظه پر عظمت به سوی من بر می گردی و هر فکر یا هر شخص دیگری را از یاد می بری

به این دلایل از دارو استفاده نکنید!


در احادیث و روایت متعدد از ائمه بزرگوار اسلام به این موضوع که چرا در بیماری‌ها تا حدی که امکان دارد نباید از دارو استفاده کرد و تا چه زمان نباید بیماری را با دارو درمان کرد؟ سفارش شده است که در ادامه تعدادی از این احادیث را ذکر می‌کنیم.


دارو

امام علی علیه‏‌السلام در حکمت‏‌های منسوب به ایشان می‌فرمایند:" نوشیدن دارو برای بدن، به صابون برای جامه می‏‌مانَد؛ آن را تمیز می‏‌کند، امّا کهنه‏‌اش هم می‏‌کند"1.

امام کاظم علیه‏‌السلام: "تا زمانی که بیماری، به جد با شما درگیر نشده است، درگیر معالجه طبیبان نشوید، که درمان به مانند ساختمان است که مقدار کمی از آن، شخص را به مقدار فراوانش می‌‏کشاند2".

همچنین درباره این‌که تا چه زمان نباید بیماری را با دارو درمان کرد؟

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمودند: "تا زمانی که بدنت بیماری را تحمّل می‏‌کند، از مصرف دارو بپرهیز و هرگاه آن را تحمّل نکرد، آن‏گاه به دارو روی آر3".

امام علی علیه‌‏السلام: "مسلمان خود را مداوا نکند مگر آن‏گاه که بیماری او بر سلامتیش چیره گردد4".

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله): "تا هنگامی که بدنت درد را تحمّل می‏‌کند، از دارو بپرهیز و آن‏گاه که درد را تحمّل نکرد، پس دارو5".

رسول خدا(صلی الله علیه وآله): "هر کس سلامت تنش بر بیماری‏‌اش چیرگی دارد، مداوا نکند6".

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله): "هر کس می‏‌تواند با بیماری خود، سر کند، از درمان بپرهیزد؛ زیرا بسا دارویی که خود، بیماری بر جای می‏‌نهد7".

امام علی علیه‏‌السلام: "با درد خویش، تا آن هنگام که با تو مدارا می‏‌کند، مدارا کن8".

امام صادق علیه‏‌السلام: "هر کس تن‏درستی‏‌اش بر بیماری‏‌اش چیرگی داشته باشد و دارو بنوشد، به زیان خویش، اقدام کرده است

امام علی (علیه السلام): "مسلمان به دارو توسّل نمی‏‌جوید، مگر آن هنگام که بیماری‏‌اش بر تن‏درستی‏‌اش چیرگی یابد9".

امام صادق علیه‏‌السلام: "سه چیز، ناخوشایندی در پی می‏‌آورد: ... و نوشیدن دارو بدون بیماری، هر چند شخص از آن دارو، جان به در بَرَد10 ".

امام صادق علیه‏‌السلام: "هر کس تن‏درستی‏‌اش بر بیماری‏‌اش چیرگی داشته باشد و دارو بنوشد، به زیان خویش، اقدام کرده است11".

امام صادق علیه‏‌السلام: "هر کس تن‏درستی‏‌اش بر بیماری‏‌اش غلبه داشته باشد و خود را به چیزی درمان کند و پس از آن بمیرد، من در پیشگاه خداوند، از او بیزاری می‏‌جویم12".

 

پی نوشت ها:

1- شرح نهج البلاغه، جلد 20 ، صفحه 300 ، حدیث 422 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 90

2-علل الشرائع، صفحه 465 ، بحارالأنوار، جلد 62 ، صفحه 63 ، حدیث 4 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 92

3-بحارالأنوار: 81 / 211 / 30 منتخب میزان الحکمة : 202

4- الخصال: 620 / 10 منتخب میزان الحکمة: 202

5- مکارم الأخلاق، جلد 2 ، صفحه 179 ، حدیث 14 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 90

6- مکارم الأخلاق ، جلد 2 ، صفحه 179 ، حدیث 2464 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 66 ، حدیث 14

7- نثرالدرّ، جلد 1 ، صفحه 181 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 90

8- نهج‌البلاغة، الحکمة 27 ، بحار الأنوار، جلد 81 ، صفحه 204 ، حدیث 7 دانش‌نامه احادیث پزشکی : 1 / 90

9-الخصال، صفحه 620 ، حدیث 10 عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم‏‌السلام، تحف العقول، صفحه 110 ،

10- تحف‌العقول، صفحه 321، بحار الأنوار، جلد 78 ، صفحه 234 ، حدیث 53 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 90

11- طبّ الأئمّة لابنی بسطام، صفحه 61 عن سالم بن أبی خیثمة، بحارالأنوار، جلد 62، صفحه 65، حدیث 8 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 92

12- الخصال، صفحه 26 ، حدیث 91 عن إسماعیل بن أبی زیاد، بحارالأنوار، جلد 62، صفحه 64، حدیث 5 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 92

اگر قصد ترک خودارضایی دارید ، بخوانید


فرد گرفتار آمده به خود ارضایی آخرت خود را تباه می سازد: هیچ کدام یک از آسیب های گذشته، به اهمیت آسیب های معنوی نیست؛ زیرا آسیب های معنوی، جان و دل و به عبارت دیگر کنه حقیقت وجود آدمی را تباه می سازد. خود ارضایی از نظر دین یک گناه است و به تعبیر قرآن زنگار بر دل می نهد: «کلاَّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یکسِبُونَ»؛ «چنین مباد! بلکه اعمال (ناشایست) دل های آنان را زنگار زده است»


خودارضایی

خود ارضایی یا استمنا از نظر اسلام حرام و گناه است و در این جهت فرقی بین دختر و پسر نیست. قرآن کریم می‌فرماید: "هر کس از راهی، غیر از همسرش، شهوتش را دفع کند، از تجاوز کاران است".[1] یعنی از حکم الهی و انسانی تجاوز کرده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: "هر کس شهوتش را با دست ( و هر طریق دیگری غیر از مسیر طبیعی و ازدواج) دفع کند، مورد لعنت و نفرت خداوند است".[2] امام صادق(علیه السلام) فرمود: "خود ارضایی (یا دفع شهوت از غیر مسیر طبیعی) از گناهان بزرگ است".[3] نیز فرمود: "خداوند با نظر رحمت به استمنا کننده نمی نگرد".[4] فعل حرام، عصیان و مخالفت با فرمان حق تعالی است. کم و زیادش در حکم اصلی تفاوت ایجاد نمی کند. هر مقدار به اندازه خود گناه است. اگر کم صورت گیرد، به اندازه خود و اگر زیاد باشد، به همان اندازه، اما در مورد تعداد دفعات زیاد، گناه دیگری هم هست و آن تکرار گناه است که تکرار و اصرار بر گناه، گناه دیگری محسوب می‌شود.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: "لا تنظروا الی صِغِرَ الذنب و لکن انظروا اِلی مَنِ اجتَر أتم؛[5] به کوچکی گناه منگرید، بلکه بر عظمت و بزرگی کسی بنگرید که نسبت به او گستاخی و نافرمانی کرده‌اید". از دیدگاه پزشکان استمنا آثار زیانباری بر جسم و روح و روان وارد می سازد که ذیلا مطالبی به استحضار می رسد.

در اهمیت گناه از دیدگاه اسلام همین بس که اسلام ؛

اولاً: کیفر و اثر آن را منحصر به دنیا نکرده است.(مائده، آیه 33)

ثانیاً: از اندیشه و فکر گناه هم منع کرده است تا گناه را از سرچشمه خشک کند. على (علیه السلام) مى‏فرماید: کسى که در انجام گناه زیاد فکر کند، بالاخره به گناه کشیده مى‏شود (غررالحکم)

ثالثاً: از گناه به عنوان درد و بیمارى یاد کرده است. (على (علیه السلام) براى دل‏ها بیمارى‏اى، دردناک‏تر از گناه نیست (بحار الانوار، ج 73، ص 342)

رابعاً: از رفاقت و دوستى با گنهکار و شرکت در مجالس گناه به شدت نهى کرده است. على (علیه السلام): بر فرد مسلمان شایسته نیست که با گنهکار طرح رفاقت و دوستى بریزد. (وسائل الشیعه، ج‏2، ص 269)

روزه گرفتن دو روز در هفته برای کم کردن حس شهوت جویی شما بسیار مفید است. اگر قادر به روزه گرفتن نیستید، غذای خود را به حداقل برسانید و وعده غذایی ظهر را نخورید. سعی کنید به هنگام خواب شکم شما بیش از حد معمول پر نباشد

خامساً: ترک گناه را بهترین عبادت برشمرده است. (على (علیه السلام): برترى عبادت، دورى گزیدن از گناه است.)

 

درمان خودارضایی

سه نكته‌ی مهم مشترك برای تخفیف و درمان میان همه‌ی امراض و عادات وجود دارد:

• در درمان هر بیماری یا ترك هر عادت، مهم‌ترین قسمت عزم و اراده‌ی فرد برای درمان و ترك عادت است.

• عدم یأس و ناامیدی برای ترك و ایمان به علاج آن.

• در نظر گرفتن زمان برای ترك و درمان.

1. نخستین گام برای درمان استمناء، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری آن و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به كارگیری دقیق دستورها است. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كلیدی و محوری را ایفا می‏كند. درمان و چاره جویی باید منطبق با خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی كه او نخواهد، می‏توان با قاطعیت گفت كه درمان نخواهد شد.

ترک گام به گام خود ارضایی

بنابر این بیمار اگر بخواهد، می‏تواند بر بیماری اش غلبه كند و جمله معروف – خواستن توانستن است- عین حقیقت است.

2. تلاش برای تقویت اراده از گام‏های مهم در امر بهبود است. نگویید اراده از ما سلب شده است! ممكن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمی‏رود. نشانه اینكه هنوز اراده باقی است، این است كه شخص این عمل را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی‏دهد. برای تقویت اراده، راه‏های زیادی پیشنهاد شده كه از جمله آنها تلقین به خود است. اراده همچون نهالی است كه باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشكوفایی و ثمردهی برسد.

ویكتور پوشه – روان شناسِ فرانسوی – می‏گوید: افراد مبتلا به استمناء، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این اعتیاد را از خود دور كنم، من قادرم». تكرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد.

پل ژاگو بر آن است كه: تلقین، قبل از خواب نیز مۆثر است.

3. سعی شود شكم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.

4. از پوشیدن لباس‏های تنگ و چسبان اجتناب گردد.

5. از نگاه كردن به مناظر، فیلم‏ها و تصاویر تحریك كننده، خودداری شود

6. از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی‏های تحریك‏كننده و فكر كردن در این امور، دوری شود.

7. از خوردن مواد غذایی محرك، مانند خرما، پیاز، مرچ، تخم‏مرغ، گوشت سرخی، و غذاهای چرب – اجتناب و به میزان ضرورت اكتفا شود.

قاطعانه برای ترک این عمل تصمیم بگیرید. (اگر قبلاً نیز تصمیم به ترک خودارضایی گرفته باشید اما موفق نشده باشید، اراده شما تا حدی ضعیف شده است. در این صورت باید به خود تلقین کنید که اراده قوی ای دارید. برای این کار موفقیت های خود در زندگی را در ذهن مرور کنید و مرتب به خود بگویید که من بسیار پر اراده هستم و تصمیم به هر کاری که بگیرم، آن کار را انجام خواهم داد)

8. قبل از خواب مثانه تخلیه شود.

9. از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز شود.

10. از دست ‏ورزی با اندام جنسی، باید اجتناب نمود و در هیچ شرایطی، نباید دست‏ ورزی كرد

11. هرگز نباید به رو خوابید.

12. به منظور تخلیه انرژی – زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش كرد.

13. برای اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، عبادت و … پر كند.

14. سعی کنید کمتر در مكانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران باشید. هرگاه مورد هجوم افكار جنسی واقع شدید، باید بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شود و خود را به كاری سرگرم كند. در این زمینه گفت و گو با دوستان، مشاركت در برنامه های جمعی بسیار مفید است. تلقین به شخص كمك می‌كند تا اراده‌ی خود را تقویت كند و به خود بگوید كه می‌تواند استمنا را كنار بگذارد.

15. منحرف كردن فكر به سوی دیگری در صورتی كه تحریكی برای استمناء اتفاق افتاد.

خودارضایی: گناه یا بیماری

16. دوری از خیال‌پردازی و سرگرم بودن به كارهای مفید مانند مطالعه، ورزش و …

17. تنهایی، كلید اقدام به استمنا است. لذا تنها نمانید.

18. هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که آلان خدا من را می بیند.

19. هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که می خواهید در مقابل چه کسی گناه کنید.

20. هر کاری که شما را به فکر این کار بیندازد آن کار را سریع ترک کنید.

21. هر صحنه ای که شما را تحریک می کند آن صحنه را ترک کنید.

22. به خدا توکل کنید.

23. قاطعانه برای ترک این عمل تصمیم بگیرید. (اگر قبلاً نیز تصمیم به ترک خودارضایی گرفته باشید اما موفق نشده باشید، اراده شما تا حدی ضعیف شده است. در این صورت باید به خود تلقین کنید که اراده قوی ای دارید. برای این کار موفقیت های خود در زندگی را در ذهن مرور کنید و مرتب به خود بگویید که من بسیار پر اراده هستم و تصمیم به هر کاری که بگیرم، آن کار را انجام خواهم داد)

24. از رفت و آمد با کسانی که شما را مستقیم و غیر مستقیم به خودارضایی دعوت می کنند، دوری کنید و رابطه خود را با این گونه دوستان قطع کنید.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: "لا تنظروا الی صِغِرَ الذنب و لکن انظروا اِلی مَنِ اجتَر أتم؛به کوچکی گناه منگرید، بلکه بر عظمت و بزرگی کسی بنگرید که نسبت به او گستاخی و نافرمانی کرده‌اید". از دیدگاه پزشکان استمنا آثار زیانباری بر جسم و روح و روان وارد می سازد که ذیلا مطالبی به استحضار می رسد

25. از صحبت کردن در مورد مسایل شهوت انگیز دوری کنید.

26. از بودن در مکان های تنها خودداری کنید و وقتی به حمام و دستشویی می روید، در را قفل نکنید. بعد از شستشو حمام را سریع ترک کنید.

27. از نگاه کردن به بدن عریان خود نیز اجتناب کنید.

28. سعی کنید تماس بدنی با دیگران و لو در شوخیهای دستی پرهیز کنید.

29. روزه گرفتن دو روز در هفته برای کم کردن حس شهوت جویی شما بسیار مفید است. اگر قادر به روزه گرفتن نیستید، غذای خود را به حداقل برسانید و وعده غذایی ظهر را نخورید. سعی کنید به هنگام خواب شکم شما بیش از حد معمول پر نباشد.

30. شبها قبل از خواب مطالعه کنید و با لباس کامل بخوابید و بعد از بیدار شدن سریع رختخواب را ترک نمایید. همچنین هرگز به رو نخوابید.

31. سعی کنید دائما وضو داشته باشید.

32. از ذکر خدا ولو در دل غافل نشوید.

33. شبها تنها نخوابید و یا در جایی بخوابید که فرصت انجام این عمل نباشد.

34. بیاد داشته باشید که تصمیم دارید این عمل را ترک کنید.

35. بعد از تصمیم حتی یک بار هم سراغ این عمل نروید زیرا اراده شما را سست خواهد کرد.

36. یاد مرگ انسان ساز است .

37. پشیمانی بعد از عمل را بیاد داشته باش.

38. این احتمال را بده که دیگر زنده نمانی و بدون توبه در پیشگاه خدا حاضر شوی.

39. مضرات این عمل را بیاد داشته باش.

40. این را بدان که بخاطر لذت چند لحظه ای از رحمت خدا دور می شوی.

شش خصلت شیطان آزار !


شیطان به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفت که طاقت دیدن و تحمل این شش خصلت را از امت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) را ندارد؟ و آن شش خصلت عبارتند از : هنگامیکه به هم می رسند سلام می کنند. با هم مصافحه می کنند.برای هر کاری که می خواهند انجام دهند ان شاالله می گویند. از گناه استغفار می کنند.تا نام حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) را می شنوند صلوات می فرستند . ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند.


سلام

شیطان به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفت که طاقت دیدن و تحمل این شش خصلت را از امت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) را ندارد؟ و آن شش خصلت عبارتند از :

1- هنگامیکه به هم می رسند سلام می کنند

 "سلام" چراغ سبز آشنایی

"سلام" اطمینان دادن به فرد مقابل است که: هم سلامتی و تندرستی تو را خواستارم، هم از جانب من آسوده باش و مطمئن، که گزندی به تو نخواهد رسید. من خیرخواه تو هستم، نه بدخواه و کینه ورز و دشمن. نیز نوعی درود و تحیّت اسلامی است که دو مسلمان به هم می گویند.

معنی «سلام علیکم» در اصل «سلام الله علیکم» است، یعنی درود پروردگار بر تو باد، یاد خداوند تو را به سلامت دارد، و در امن و امان باشی؛ به همین جهت سلام کردن یک نوع اعلام دوستی و صلح و ترک دشمنی و جنگ محسوب می شود. این معنای شعار اسلامی سلام است.

کلمه «سلام» از مقدس ترین کلمات است. از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نقل شده است که: «السلام اسم من اسماء الله وضعه الله فی الارض، فأفشوه بینکم» سلام نامی از نامهای خداست، آن را در زمین به امانت نهاده است، پس سلام را در میان خودتان فاش کنید.

2- با هم مصافحه می کنند

واژه «مصافحه»، از ریشه «صفح» گرفته شده است که به طور کلی، این واژه دو معنا دارد: یکی، بخشایش و گذشت و دیگری، گستره و پهنا.

ابن منظور در مورد معنای مصافحه گفته است: «مصافحه؛ یعنی گرفتن با دست. هنگامی که کسی کف دست دیگری را با گستره کف دستش بگیرد، می گویند آن دو مصافحه کرده اند.»( لسان العرب، ج7، ص 356؛ ماده ی «صفح»)

خدای متعال برای اینکه به انسان‌ها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده است و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز در حدیثی فرمود «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است»

اهمیت دست دادن یا مصافحه كردن

روایات بسیاری، مسلمانان به ویژه هنگام دیدار با یکدیگر را به مصافحه سفارش کرده اند.

پیامبر در مورد اهمیت مصافحه فرموده است:

«تمام تحیاتکم بینکم المصافحه؛ (محجه البیضاء،ج3، ص387؛ بحار الانوار، ج73؛ ص42) تحیت کامل بین شما (کامل کننده تحیت های شما)، دست دادن است».

«چون یکدیگر را ملاقات کردید، سلام و مصافحه کنید و چون از یکدیگر جدا شدید، برای هم طلب آمرزش کنید».( بحار الانوار، ج73، ص28؛ حلیه المتقین(چاپ سنگی)، ص 139)

«هرگاه یکی از شما برادر دینی اش را دید، بر او سلام کند و با او دست بدهد...»( کافی، ج2، ص181)

«هرگاه برادران خود را ملاقات کردید، با آنها مصافحه کنید...»( خصال شیخ صدوق، ج2، ص632؛ بحار الانوار، ج73، ص20)

از برخی روایات چنین استفاده می شود که دست دادن با برادران دینی آن قدر مهم است که حتی در حال ناپاکی باطنی نیز نباید آن را ترک کرد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) حذیفه را دید ودست مبارک خود را (برای مصافحه) به سوی او گرفت، اما حذیفه دست خود را عقب می کشید. پیامبر فرمود: ای حذیفه! دست خود را به سوی تو آوردم، اما تودست خود را دور کردی!

حذیفه در پاسخ گفت: ای رسول خدا! همگان مشتاق دستان مبارک شما هستند، اما چون ناپاک بودم (و هنوز غسل نکرده ام)، نمی خواستم دستم در چنین حالتی دست مبارکتان را لمس کند.

پیامبر فرمود: آیا نمی دانی که هر گاه دو مسلمان با یکدیگر دیدار کنند و سپس دست بدهند، گناهانشان چون برگ های درختان می ریزد؟!» .( بحارالانوار، ج73، ص32، به نقل از کافی، ج2، ص 183)

3- برای هر کاری که می خواهند انجام دهند ان شاالله می گویند

اکثر ما به خواست و مشیت خداوند متعال اعتقاد داریم و ته دلمان مطمئنیم که بدون خواست و ارداه خداوند متعال برگی از جای نمی جنبد و قدمی از قدم  برداشته نمی شود ولی در مقام عمل گاه این اعتقاد متعالی را فراموش می کنیم و به جای تکیه بر یاد و خواست خداوند متعال بر خود و منیّت خود تکیه می کنیم . و این یعنی عملی محکوم به شکست .! 

خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید :

«وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا إِلَّا أَن یَشَاء اللَّه ؛هرگز نگوید من فردا فلان كار را انجام می‌دهم، مگر اینكه خدا بخواهد» یعنی: هرگا ه از تصمیم به انجام كاری در آینده سخن می‌گویی، حتما تكیه بر مشیت خدا كن و جمله «ان شاءالله»،«اگر خدا بخواهد» را فراموش مكن.

توبه

 

4- از گناه استغفار می کنند

راه های استغفار از گناهان

گناهان در یک تقسیم به دو بخش حق الناس و حق الله تقسیم می‌شوند. در صورتی که حق الله باشد یا قابل جبران است یا وقت جبران آن از دست رفته است اگر قابل جبران است وظیفه آدمی آن است که ضمن ندامت و پشیمانی از ضایع کردن این حق و وظیفه در جبران آن کوشا باشد و اگر قابل جبران نبود همان پشیمانی و عزم بر ترک دائمی آن کافی است و اگر حق الناس است چنان چه العیاذ بالله از نوع قتل عمد باشد واجب است که خود را به اولیاء دم معرفی و تسلیم کند و اگر غیر آن باشد چنانچه مفسده‌ای در کار نباشد باید از آنان حلالیت بطلبد و اگر این معنا ممکن نشد باید تا سر حد توان حقوق مالی و معنوی آنان را جبران کند و اگر حقوق مالی جبرانش به واسطه ناشناختن صاحب آن ممکن نباشد باید از طرف او صدقه دهد و اگر احیاناً از دار دنیا رخت بر بسته است به وارثان او پرداخت نماید و در همه حال حقوق معنوی او را پاس بدارد اگر غیبت و بدگویی او را کرده است اکنون به ذکر فضایل و خوبی‌های او بپردازد و... برای مطالعه عمیق و جدی‌تر می‌توانید به کتاب گرانسنگ مرحوم شهید دستغیب تحت عنوان گناهان کبیره در دو جلد مراجعه کنید.

5- تا نام حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) را می شنوند صلوات می فرستند 

علاوه بر آیه شریفه إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً [سوره احزاب / 56]

ترجمه: «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می‏فرستند ای کسانی که ایمان آورده‏اید بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبی گردن نهید

روایات کثیره‏ای از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم وائمه‏علیهم السلام در دست است که به همه مسلمانان سفارش فرموده‏اند که هر وقت و در هر حال اسم مبارک حضرت رسول ‏صلی الله علیه وآله و سلم یا لقب و کنیه آن جناب را بگویند یا بشنوند صلوات بفرستند و در کتاب های اهل سنّت که به نظر خودشان صحیح و از معتبرترین کتابها می‏دانند مانند «صحیح مسلم» نقل شده که حضرت رسول‏صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

کلمه «سلام» از مقدس ترین کلمات است. از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نقل شده است که: «السلام اسم من اسماء الله وضعه الله فی الارض، فأفشوه بینکم» سلام نامی از نامهای خداست، آن را در زمین به امانت نهاده است، پس سلام را در میان خودتان فاش کنید

وقتی مۆذن اذان می‏گوید، جمله‏های اذان را مانند او بگویید (حکایت کنید) و بر من صلوات بفرستید، به درستی که هر کس بر من صلوات بفرستد خداوند به هر صلواتی ده صلوات بر آن کس می‏فرستد.[صحیح مسلم، کتاب الصلاة، ص 198، باب 7:استحباب القول مثل قول المۆذن لمن سمعه ثمّ یصلّی علی النبی.... قال النبی ‏صلی الله علیه وآله و سلم إذا سمعتم المۆذن فقولوا مثل ما یقول ثمّ صلّوا علیّ فانه من صلّی علیّ صلاةً صلّی اللَّه علیه عشراً.... و در کتاب صحیح ابن خزیمة، ج 1، ص 218 (58) باب فضل الصلاة علی النبی‏علیه السلام بعد فراغ سماع الاذان، ح 418: روایتی به همین مضمون آمده است.] [همچنین کتاب صلاة المۆمن، القحطانی، ص 157، همین مضمون را آورده است.]

بر این اساس شیعه خود را موظّف می‏داند که وقتی نام مبارک رسول‏ خدا صلی الله علیه و آله وسلم را به زبان آورد یا شنید صلوات بفرستد ولی اهل تسنن و حتی خود مۆذّن که نام مقدّس آن حضرت را به زبان جاری می‏کند شنیده نشده که صلوات بفرستند و به روایاتی که در کتابهای معتبر نزد خودشان، آمده عمل نمی‏کنند و خود را از ثواب صلوات محروم می‏سازند.

6- ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند

خدای متعال برای اینکه به انسان‌ها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده است و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز در حدیثی فرمود «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است.»

خدای سبحان با آغاز سوره فاتحة الکتاب به بسم الله به ما آموخت که این حمد و عبادت خدا را نیز به نام خدا آغاز کنید تا به مقصد برسید.

معلوم می‌شود اگر عبادت هم به نام خدا نباشد ابتر است چون حسن فعلی دارد ولی ارتباط را انسان حفظ نکرده است. هر چه به نام خدا نباشد، او هالک است زیرا چیزی که به نام خدا نباشد لا شیء است به صورت شئ.

بدبینی خود را چگونه ریشه کن کنم؟

بدبینی خود را چگونه ریشه کن کنم؟


می دانم بدبینی و سوء ظن بسیار تلخ و آزار دهنده است. زندگیم را تیره و تباه کرده. خیلی تلاش کرده ام، امّا فایده ای ندارد. دیگر خسته شده ام. آیا روزی را خواهم دید که طی آن این بیماری کشنده را مهار کرده باشم؟

بد بینی

در پاسخ به سؤال مذکور که از سوی مراجعه کنندگان فراوان به دفاتر مشاوره ای طرح و تکرار می شود، راهکارهای عملی و کاربردی ذیل پیشنهاد می‌شود:

بدون شک با عمل به این توصیه ها به سلامت دوباره خواهید رسید:

1- ذهن و ضمیر ما همچون ظرفی بزرگ و بهتر بگوییم مثل کامپیوتری پیچیده، اطلاعات، تجربیات و اخبار را در خود جای داده، آن ها را پردازش نموده و دستورات لازم را صادر می کند. آدم بدبین به دلیل دیدن و شنیدن مکرر و مداوم بدی ها و شکست و ناکافی های فراوان، اطلاعاتی منفی و سیاه از محیط در مخزن ذهن خود بایگانی نموده و تحت تأثیر آن ها به مرور به تجربه و تحلیل ورودی ها می پردازد. اگر چه انسان می‌تواند بر خلاف اطلاعات عمل کند و با اراده و اعتقاد خویش در برابر تمامی تحمیلات و تلقینات و تعلیمات بایستد، امّا این گروه جزو اقلیت بسیار ناچیز قرار می گیرند. اکثریت مطلق افراد بشر بر اساس فرایند تعلیم و تربیت عمل نموده و تحت تأثیر وراثت و داده های محیطی، رویکرد و عملکردشان همآهنگ با این دو عنصر هم تربیتی می شود.

بنابراین برای معالجه و درمان ریشه ای سوءظن و بدبینی می بایست ورودی های ذهن و ضمیر خود را کنترل کنید چشم و گوش و دهان سه شاهراه مهم ورودی های ذهن ما می باشند، لذا مراقب دیدنی ها و شنیدنی ها و خوردنی ها باشید و سلامت آن ها را تضمین کنید، تا داشته ها و وردی های سالم  ذهن، موجب نظر و خروجی های سالم آن شود. فراموش نکنید، نگاه و عمل مثبت محصول نظر و اندیشه مثبت می باشد.

احترام به شخصی که نسبت به او بدبین هستید و نیز دعا برای توفیقات روزافزون او و عدم خوشنودی از عمل زشت دیگران از پیش نیازهای اصلی ریشه کن نمودن بدبینی و سوء ظن می باشد

2- عوارض و آسیب های تلخ و گزنده نگاه منفی و بدبینی را برای خود تداعی کنید و گاهی بنویسید این اقدام، هر چند ساده و به ظاهر کوچک، اثر بسیار مهمی را در کنترل بدبینی خواهد داشت همان طور که میزان شناخت مادر زمینه عدم رعایت بهداشت جسمی موجب حساسیت و دقت بیشتر ما در رعایت ضوابط بهداشتی خواهد شد، آگاهی از آثار آزار دهنده بدبینی (از جمله از دست دادن آرامش و نشاط روحی، انزوا و گوشه گیری و کناره گیری اطرافیان از معاشرت با فرد بدبین، افسردگی و کسالت، دیگری با اعضای خانواده، بیکاری، فقر و اعتیاد) نیز ما را از فرو غلتیدن در گرداب بدبینی و سوء ظن باز خواهد داشت.

3- فاصله گرفتن از افراد بدبین و سیاه اندیش و نق زن از پیش شرط های مهم مهار و درمان بدبینی است. چرا که آدمی بر کیش و روش معاشران خود زندگی می کند بهتر است هم نشینان ما از نظر عقلی و ایمانی و علمی برتر از ما باشند تا بر دانش و نشاط فکری ما بیفزایند.

مشورت

4- مطالعه کتب دینی، عرفانی، اخلاقی و روانشناسی کاربردی، تأثیر فوق العاده ای در ذهن و زندگی زیبای علمی و اخلاقی داشته و همچون چراغی راه را بر ما روشن و بدی ها و بدبینی ها (که اغلب ریشه در جهل و نادانی دارد) را از میان بر خواهد داشت.

5- بعد از مطالعه و مشورت معاشرت با خوبان، مصمم و قاطع بر اساس آن چه از این طریق به دست می آورید عمل کنید. این امر موجب خروج از بلاتکلیفی، تأثیرپذیری های کاذب ذهن بینی و بدبینی خواهد شد.

6- انسان مومن و معتقد طهارت و پاکی و خوبی را اصل و عدم پاکی را فرع می داند. ما بر اساس آموزنده های دینی حق نداریم در برخورد با افراد آنان را ناسالم و ناصالح بدانیم. در رساله عملیه هم مراجعه تقلید آمده است: حق ندارید آب جوی شهر و یا فرش و لباس آدم حتی بی نماز را نجس بدانید. اصل در برخورد با اشیاء و کالاها بر طهارت و پاکی است مگر عکس آن ثابت شود.

بنابر این آموزه مهم، در تعاملات اجتماعی به خصوص در ارتباط با دوستان و آشنایان و اعضای خانواده باید تابع اصالت پاکی و طهارت و سلامت باشیم.

مطالعه کتب دینی، عرفانی، اخلاقی و روانشناسی کاربردی، تأثیر فوق العاده ای در ذهن و زندگی زیبای علمی و اخلاقی داشته و همچون چراغی راه را بر ما روشن و بدی ها و بدبینی ها (که اغلب ریشه در جهل و نادانی دارد) را از میان بر خواهد داشت

7- مسائل، حوادث و برداشت های گذشته خود را مرور کنید تا به این واقعیت برسید که چه میزان از برداشت ها و تحلیل‌های ذهنی منفی شما با واقعیت منطبق بوده است. آنچه مسلم است بر اساس اصل عبرت گرفتن از گذشته خود، میزان بدبینی و سوء ظن شما به شدت کاهش خواهد یافت.

8- بر اساس، این روایت از امام علی (علیه السلام) عمل کنید که فرمود: «برای تربیت خود همین کافی است که از آن چه در دیگران می بینید و نمی پسندید دوری کنید».

بنابراین اصل مهم دینی و روانشناختی، آیا تمایل دارید که دیگران شما را فردی غیر قابل اعتماد و ناسالم بدانند؟ آیا مایلید اطرافیان و معاشران شما هم نسبت به شما نگاهی منفی داشته باشند؟

فراموش نکنید که بدبینی عامل گناهان زیادی از جمله خیانت، غیبت، تهمت، تحقیر دیگران قطع رحم، اختلافات و منش های خانوادگی و فامیلی، قتل و ... خواهد شد. لذا اگر نمی خواهید مرتکب گناهان مذکور شده و یا دیگران علیه شما وارد سخن و عمل شوند [به خاطر منافع دینوی هم شده] بدبینی و سوء ظن را ترک کنید.

9- احترام به شخصی که نسبت به او بدبین هستید و نیز دعا برای توفیقات روزافزون او و عدم خوشنودی از عمل زشت دیگران از پیش نیازهای اصلی ریشه کن نمودن بدبینی و سوء ظن می باشد.

10- در پایان تمرین برای تحقق محورهای فوق الذکر، و عهد بستن با خود که موازین زیربط را عمل کنید، اصلی ترین عنصر در علاج بیماری بدبینی است.

بعد از این مرحله جریمه کردن خود به هنگام لغزش در فرآیند تمرین می باشد. صدقه دادن یا گرفتن یک روز روزه مستحبی، یا به جا آوردن چند رکعت نماز و ... می توانند موارد جریمه و بهتر بگوییم تربیت و تمرین باشد

اصالت فرد یا اصالت جامعه کدامیک؟


قَالَ الامام الصَّادِقَ(علیه السلام): «إِنَّی  لاَُسَارِعُ إِلَی حَاجَةِ عَدُوِّی خَوْفَاً أَنْ أَرُدَّهُ فَیَسْتَغْنِی عَنِّی ».(1)

امام صادق (علیه السلام) می  فرماید: من سرعت می  گیرم در قضی  حاجت دشمنم بری  اینکه می  ترسم تأخیر بیندازم و او از من بی  نیاز شود (و این بری  من مایه تأسّف است که دشمن به من نیاز پیدا کند و من نیاز او را برنیاورم).


یک موقعیت منحصر به فرد!

شرح حدیث:

دانشمندان علوم اجتماعی  در اینکه آیا در جامعه بشری  اصالت با جامعه است یا فرد اختلاف نظر دارند.

روشن است که از نظر طبیعی  تا اجزا نباشد، کل نیست و تا افراد نباشند، جامعه نیست، و تا قطره ها نباشند، دریا نیست بنابراین اصل، اجزا و افراد است، ولی  منظور آنها این نیست، بلکه منظورشان یکی  از این دو چیز است:

 

1. اصالت جامعه

نتایج فعالیت های  جمعی  اکثراً موفقیت آمیز است در صورتی  که در فعالیت فردی  کمتر نتیجه مهم و قابل قبولی  به دست می آید. تمدن ها را همکاری  جمعی  بشر به وجود آورده است.

 

2. اصالت فرد

در رابطه ی  که بین منافع فرد و جامعه وجود دارد اگر منافع جامعه را در نظر بگیریم، باعث قربانی  شدن افراد می  شود.

طرفداران اصالت جامعه، منافع جمع را مقدّم می  دارند. اسلام هم اصالة الاجتماعی  است و می  گوید «یَدُاللّهِ مَعَ الجَمَاعَةِ ؛ خداوند با جماعت است» و یا «عَلَیْکَ بِالسَّوَادِ الأعْظَمِ;؛ بر تو باد همراهی  جماعت» و یا «الشّاذُ مِنَ الغَنَمِ لِلذَّئْبِ گوسفند جدا شده از گلّه نصیب گرگ است». پس مطابق این تعبیرات هر چه هست در جامعه است و گاهی  افراد باید فدای جامعه شوند  به عنوان مثال وقتی  کیان اسلام به خطر می افتد افرادی  باید جان خود را فدی  جامعه خود کنند. مانند حرکتی  انتحاری  که در اصل شهادت طلبانه است؛ یعنی  شخص خود را قربانی  دین اسلام می  کند.

در میان اعمال هیچ عملی مانند انفاق پاداش ندارد. در بعضی از تعابیر بری اعمال حسنه ده برابر و در بعضی هفتاد برابر ثواب گفته شده است، ولی در مورد انفاق حداقل ثواب آن هفتصد برابر است

عبادت های ما هم جمعی است به عنوان مثال اصل نماز به جماعت است و یا عمره مراسم فردی است ولی حج تمتّع که داری اهمیّت است گروهی و جمعی انجام می گیرد، پس اسلام طرفدار جامعه است; و بر همین اساس یکی از اموری که در اسلام جایگاه مهمّی  دارد کمک مردمی است. پیامبر اکرم(صلی  الله علیه وآله)می فرماید: «الخَلْقُ کُلُّهُمْ عِیَالُ اللّهِ; مردم همگی  تحت سرپرستی  خداوند هستند»(2) و انفاق در راه خدا هم انفاق بر بندگان خداست و خداوند می فرماید: «(لَنْ تَنَالُوا البِرِّ حَتَّی  تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ); هرگز به (حقیقت) نیکوکاری  نمی  رسید مگر اینکه از آنچه دوست می  دارید (در راه خدا) انفاق کنید».(3) پس اگر می  خواهید بنده حقیقی  باشید انفاق کنید.

در میان اعمال هیچ عملی  مانند انفاق پاداش ندارد. در بعضی  از تعابیر بری  اعمال حسنه ده برابر و در بعضی  هفتاد برابر ثواب گفته شده است، ولی  در مورد انفاق حداقل ثواب آن هفتصد برابر است: «(مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی  سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّة أنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی  کُلِّ سُنْبُلَة مِئَةُ حَبَّة وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ)؛ کسانی  که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند بذری  هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه یک صد دانه باشد و خداوند آن را بری  هر کس که بخواهد (و شایستگی  داشته باشد) دو یا چند برابر می  کند».(4)

خداوند با جماعت است» و یا «عَلَیْکَ بِالسَّوَادِ الأعْظَمِ؛ بر تو باد همراهی جماعت» و یا «الشّاذُ مِنَ الغَنَمِ لِلذَّئْبِ گوسفند جدا شده از گلّه نصیب گرگ است». پس مطابق این تعبیرات هر چه هست در جامعه است و گاهی افراد باید فدی جامعه شوند به عنوان مثال وقتی کیان اسلام به خطر می افتد افرادی باید جان خود را فدی جامعه خود کنند. مانند حرکتهی انتحاری که در اصل شهادت طلبانه است؛ یعنی شخص خود را قربانی دین اسلام می کند

مهمتر اینکه لازم نیست کمک شوندگان حتماً از مسلمانان باشند بلکه پیامبر اکرم(صلی  الله علیه وآله)می فرماید: «فِی  کُلِّ ذَاتِ کَبَد حَرّاء أجْرٌ؛ (سیراب کردن) هر جگر تشنه ای  پاداش دارد».(5) حتّی  حیوان را هم شامل می شود، پس دامنه کمک ها و انفاق شامل دوست و دشمن، مسلمان و غیر مسلمان و انسان و حیوان می شود. نمونه آن حدیث امام صادق (علیه السلام)است که می  فرماید: اگر کسی  چیزی  از من بخواهد و دشمن من باشد بیشتر عجله می  کنم تا اینکه مبادا سراغ من نیاید تا من از کمک کردن محروم شوم.

حال با وجود این تعالیم چگونه مکتب اسلام را به خشونت طلبی  متّهم می  کنند؟! در کدام مکتب دینی  چنین برنامه هایی  را سراغ دارید؟ این نوع تعالیم است که به اسلام جاذبه می  دهد. انتقام باعث تداوم عداوت است که اگر ادامه یابد به جاهی  خطرناک می رسد، ولی  چیزی  که دشمنی  را خاتمه می دهد، عدم مقابله به مثل است.

اگر می  خواهیم مردم عاشق امام زمان (عج)، ائمّه (علیهم السلام) و پیامبر(صلی  الله علیه وآله)شوند همانا راه آن، عمل به این تعالیم ارزشمند است.

 

پی نوشت ها :

1. بحار الأنوار، ج 75، ص 207.

2. وسائل الشیعه، ج 11، ص 566.

3. سوره آل عمران، آیه 92.

4. سوره بقره، آیه 261.

5. کنز العمّال، ج 6، ص 361.

6راه کنترل شهوات

6راه کنترل شهوات


چگونگی كنترل خودم را در برابر شهوات كاملاً از دیدگاه قرآن و اسلام توضیح دهید؟


جهاد با نفس

پاسخ :

منشأ تمام اعمال و حركات و گفتار و خوبی‌ها و بدی‌های انسان نفس است. اگر نَفْس اصلاح شد، در دنیا و آخرت سعادت انسان تأمین خواهد شد. و اگر به فساد كشیده شد، منشأ بدی‌ها خواهد بود و هلاكت دنیوی و اخروی را در پی خواهد داشت. اگر در راه انسانیت قدم نهاد، می‌تواند از فرشتگان مقرب الهی نیز بالاتر رود و اگر گوهر شریف انسانیت را نادیده گرفت و در طریق حیوانیت و اطاعت شهوات قرار گرفت از حیوانات پست تر می‌شود بلكه به مقام شیطنت سقوط می‌كند. اسباب و وسایل پیمودن هر یک از این دو راه در نهاد انسان نهفته است. هم عقل دارد و می‌تواند از طریق متابعت آن به كمال برسد و هم غرایز و قوای شهوانی دارد كه اگر از آنها به طور غیر متعارف و افراط آمیز متابعت كند و از چهارچوب شرع مقدس خارج شود به ضلالت و هلاكت خواهد رسید.

با توجه به این مقدمه‌ برای حل مشكل می‌توان چند راهكار مبنایی و اصولی ارایه داد و چند راهبرد عملی بیان نمود.

الف. راهكارهای مبنایی و اصولی:

1. تفكر و اندیشه: یكی از موانع مهم تهذیب نفس و یكی از علل انجام گناه غفلت و بی‌خبری است. اگر ما در شبانه روز سرگرم زندگی دنیا باشیم و یاد خدا و مرگ را فراموش كنیم و اگر ساعتی در كارهای خود و عواقب آن اندیشه نداشته باشیم، به احتمال قوی گرفتار گناه و معصیت می‌شویم و اگر به دستورات الهی توجه داشته باشیم و حساب و كتاب قیامت را همواره در نظر داشته باشیم، مسلماً خود را آلوده به گناه و معصیت نخواهیم كرد.

2. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: هر كس كه قلبش را با تداوم فكر و اندیشه، آباد سازد، افعالش در باطن و ظاهر خوب خواهد شد.[1]

2. تأدیب و مجازات: برای این كه در تهذیب نفس و ترك گناه پیروز شویم می‌توانیم از تنبیه و مجازات استفاده كنیم. در آغاز نفس خودمان را مورد خطاب و تهدید قرار دهیم كه: من تصمیم گرفته‌ام كه فلان گناه را ترك كنم، اگر در این كار با من همكاری نكنی و مرتكب گناه شوی فلان مجازات را درباره‌ات اجرا می‌كنم، مثلاً اگر به نامحرم نگاه كنی، 3 روز روزه می‌گیرم.

اگر مدتی انسان به این برنامه ادامه دهد و مقید به انجام آن باشد راه شیطان را می‌تواند محدود كند و نفس امّاره را مهار كند، یعنی اینكه راه ورود شیطان بسته می‌شود. علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «گرسنگی برای به اسارت در آوردن نفس و شكستن عادت‌های بد، كمك خوبی است.»[2]

جلو مقدمة تحریك شهوت را بگیریم و یكی از مقدمات تحریك شهوت نگاه به نامحرم و جنس مخالف است و قرآن كریم می‌فرماید: «قُل للمۆمنین یغضّوا مِن ابصارِهم؛ به مۆمنان بگو چشم‌ها و دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو بندند

3. توجه به كرامت ذات و تقویت ارزش‌های انسانی: اگر انسان توجه كند كه موجود گرانبهایی است و از علم و كمال و جمال الهی برخوردار است و مقامی بس بلند و رفیع دارد، اخلاق رذیله و ارتكاب گناه را دون شأن خویش می‌داند و طبعاً از آنها بیزار خواهد بود. وقتی فهمید روح انسان، موجودیت حقیقی انسان الهی است و از عالم بالا آمده، شهوت‌ها و خواسته‌های حیوانی در نظرش بی‌ارزش و تمایل به فضایل اخلاقی در وجودش احیاء خواهد شد.

علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: هر كس كه نفس خودش را گرامی بدارد، شهوت‌های برایش كوچك و بی‌ارزش خواهد بود.[3]

4. ترك معاشرت با دوستان بد: انسان موجودی است اثر پذیر و مقلّد، بسیاری از صفات و آداب و رفتارش را از انسان های دیگر كه با آنها در ارتباط است فرا می‌گیرد، مخصوصاً دوستان نزدیك تأثیری شگرف بر رفتار انسان می‌گذارند و دوستی با افراد فاسد باعث یادگیری رفتارهای زشت آنان و افتادن در دام گناه و معصیت خواهد شد.

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: از همنشینی با دوست بد جداً اجتناب كن كه همنشین خود را به هلاكت می‌رساند و به آبرویش لطمه می‌زند.[4]

قربانی شهوت

5. دوری از جاها و مكانهای لغزش انگیز: برای كسانی كه در صدد ترك گناه و شهوات هستند ضرورت دارد كه چشم و گوششان را از مناظر شهوت انگیز و فساد و انحراف ممنوع سازند، و در مجالسی كه احتمال قوی می‌دهند گناه انجام می‌شود شركت نكنند و لذا در اسلام توصیه شده كه انسان در مجالس حرام از قبیل مجلس قمار، شراب، و غیره، شركت نكند از نگاه به نامحرم و خلوت با زن اجنبی نداشته باشد و با نامحرم خنده و شوخی نكند.

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «اذا ابصرت العین الشهوة عمی القلب عن العاقبة؛ وقتی چشم، شهوت را ببیند، قلب از عاقبت اندیشی نابینا می‌گردد.»[5]

6. جلو مقدمة تحریك شهوت را بگیریم و یكی از مقدمات تحریك شهوت نگاه به نامحرم و جنس مخالف است و قرآن كریم می‌فرماید: «قُل للمۆمنین یغضّوا مِن ابصارِهم؛ به مۆمنان بگو چشم‌ها و دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو بندند.[6]

از این آیه استفاده می‌شود كه نگاه به نامحرم باعث تحریك شهوت می‌شود و لذا باید چشم‌ها را محافظت نمود.

شاعر می‌گوید:

                                                 ز دست دیده و دل هر دو فریاد هر آنچه دیده بیند دل كند یاد

                                                   بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

یكی از موانع مهم تهذیب نفس و یكی از علل انجام گناه غفلت و بی‌خبری است. اگر ما در شبانه روز سرگرم زندگی دنیا باشیم و یاد خدا و مرگ را فراموش كنیم و اگر ساعتی در كارهای خود و عواقب آن اندیشه نداشته باشیم، به احتمال قوی گرفتار گناه و معصیت می‌شویم و اگر به دستورات الهی توجه داشته باشیم و حساب و كتاب قیامت را همواره در نظر داشته باشیم، مسلماً خود را آلوده به گناه و معصیت نخواهیم كرد

ب.‌ راهبردهای عملی:

1. افكار جنسی را كه به افكارتان خطور می‌كند بلافاصله با ذكر خدا و یاد آسیب‌های معنوی گناه از ذهن خود دور سازید.

2. اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش،‌زیارت، عبادت و سایر فعالیت‌های مثبت پر كنید.

3. از نگاه كردن به مواضع جنسی و برجستگی‌های بدن دیگران پرهیز نمایید.

4. ایمان مذهبی خود را تقویت كنیدو توسل و دعا داشته باشید.

5. از نگاه كردن به تصاویر و فیلمهای تحریك كننده و لباس جنس مخالف، جدا پرهیز نمایید.

6. از فكر كردن و تصور و تخیل جنس مخالف و مسائل جنسی خودداری كنید.

7. از مشاهدة اعمال، رفتار و گفتار زوج های جوان خودداری كنید.

8. از معاشرت و سخن گفتن و نگاه كردن به جنس مخالف، حتی كودكان جذاب و خوش سیما خودداری ورزید.

9. خوردن غذاهای محرك و دارای كالری زیاد، مانند خرما، پیاز، فلفل و غیره را به حداقل برسانید.

10. به بدی و عواقب گناه و شهوترانی فكر و اندیشه كنید.[7] 

 

پی نوشت ها :

[1] . ابراهیم امینی، خودسازی، (قم، انتشارات شفق)، چ دهم، 1380، ص 101.

[2] . منبع قبلی، ص 102.

[3] . منبع قبلی، ص 104.

[4] . منبع قبلی، ص 108.

[5] . منبع قبلی، ص 109.

[6] . سوره نور،‌آیه 29.

[7] . موسسه پژوهشی فرهنگی اشراق، خود ارضایی یا ارضای انحرافی جنسی، (نشر مبعث، چ اوّل، 1379). 

حکمت‌های سلام نماز به زبان ساده


یکی از حکمت‌های سلام، احساس یگانگی و همدلی با مسلمون‌هاست. با «السلام علیکم» شما می‌خوای بگی در این خصوص تنها نیستم و من یکی از افراد جامع بزرگ اسلامی در سراسر عالم هستم، یه احساس همبستگی بهت دست می‌ده.


نماز

نماز جویبار پاکی، راه رسیدن به کمال، ستون نور، پیچک راه عاشق، نور الانوار، سیم وصل میان انسان و خدا، تسلی‌بخش دل‌های خسته، توانایی پرواز در آسمان معنویات، سر چشمه نیکی‌ها و جاری شدن زیبایی‌ها در جویبار عشق است.

*سعید و حاج آقا حسینی

السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاتة

الله اکبر الله اکبر الله اکبر

هنوز مکبر آیه صلوات و سلام رو تموم نکرده بود که سعید خودشو به حاج آقا حسینی (امام جماعت مسجد) رسوند.

سرشو برد نزدیک گوش حاج آقا حسینی؛ حاج آقا قبول باشه یه سئوال برام پیش اومده، راستش گیر کردم.

خب بگو پسرم توی چی گیر کردی؟

حاج آقا هر چی فکر می‌کنم معنی دو سلام آخر نماز را نمی‌فهمم! یعنی چه درود و رحمت و برکت خدا بر شما؟ سلام و درود بر ما و بر بندگان شایسته خدا؟

- باشه سعید آقای گل، اگه چند دقیقه‌ای صبر کنی این یه صفحه قرآن رو بخونند، بعد راحت می‌تونیم با هم حرف بزنیم، پس به احترام قرآن ما هم گوش می‌کنیم.

سعید قرآنی رو از قفسه برداشت و صفحه و آیه مورد نظر را پیدا کرد و نشست و با قاری زیر لب همنوا شد، قرائت قرآن تموم شد. حاج آقا حسینی بلند شد و رفت جایی که سعید بود. کنارش نشست.

- خب پسرم حالا می‌تونیم آروم و با تمرکز با هم حرف بزنیم، آماده‌ای؟

- بله آقا بفرمایین.

- همونطور که می‌دونی تکبیره الاحرام اجازه ورود ما به حضور در پیشگاه خداوند هست و سلام آخر نماز هم اجازه خروج و به امور خود و دیگران پرداختنه. چیزهایی که درباره رمز و رازهای سلام نماز تو ذهنمه رو با هم مرور می‌کنیم.

نماز مثل یه درخت تنومند و باروره که میوه شیرینش، رفتار درست و شایسته در خلوت و جامعه است و تا آدم با شایستگان انسی نداشته باشه، نمی‌تونه به طور کامل این شیرینی رو در جان و روح خودش حس کنه، با گفتن حقیقی «السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین» مرتباً یادآوری می‌کنیم که باید برای درست بودن و درست رفتار کردن با بندگان صالح خدا، مرتب باشیم و این کار رو حتماً می‌کنیم

-یکی از حکمت‌های سلام، احساس یگانگی و همدلی با مسلمونهاست. با«السلام علیکم» شما می‌خوای بگی در این خصوص تنها نیستم و خودم نیستم. من یکی از افراد جامع بزرگ اسلامی در سراسر عالم هستم، من همراه مردان الهی هستم. یه احساس همبستگی بهت دست می‌ده.

-دیگه اینکه می‌دونی سلام یکی از نام‌های مقدس خداوند هست و شما با این سلام، سلامتی و آرامش و امنیت رو برای مۆمنان از خداوند درخواست می‌کنی. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) می‌خونیم؛ «السلام فی دبر کل صلوة الامان»، یعنی که اگه نماز با حضور قلب خونده بشه نمازگزار از بلاهای آخرت در امان خواهد بود.

- در روایتی از امام علی(علیه السلام): السلام علیکم ورحمة الله و برکاتة» به معنای جلب رحمت الهی اومده؛ درخواست مهر و رحمت پروردگار عالم برای خود و بنده‌های دیگرش.

-ما با اسم جلاله الله که در برگیرنده همه نام‌ها و ویژگی‌های خداوند هست، وارد این حضور می‌شیم و با سلام هم که یکی دیگه از نام‌های مبارک اوست، از نماز بیرون می‌آییم.

امام صادق(علیه السلام) فرموده‌اند: «سلام یکی از نام‌های خداست و اگر می‌خواهی سلام نماز را به خوبی به جای آوری و حق نماز را ادا کنی، پس باید خداترس باشی و دین و قلب و عقلت را سالم نگه داری و آنها را با تاریکی گناه نیالایی»

آره پسرم؛ شاید معنی سلام این باشه که حرمت این حضور رو بعد از اینکه وقتش تموم شد و به کارهای دیگه زندگیت پرداختی هم رعایت کنی.

یکی از حکمت‌های سلام، احساس یگانگی و همدلی با مسلمونهاست. با«السلام علیکم» شما می‌خوای بگی در این خصوص تنها نیستم و خودم نیستم. من یکی از افراد جامع بزرگ اسلامی در سراسر عالم هستم، من همراه مردان الهی هستم. یه احساس همبستگی بهت دست می‌ده

- حاج آقا حسینی با چهره خندان همیشگیش گفت: خب سعید آقا، اگه خسته شدی باشه برای یه وقت دیگه.

- نه! نه ! اگه شما وقت دارین باز هم بگین. دارم به یه چیزهایی می‌رسم.

- خب هر طور که شما بخوای. نماز مثل یه درخت تنومند و باروره که میوه شیرینش، رفتار درست و شایسته در خلوت و جامعه است و تا آدم با شایستگان انسی نداشته باشه، نمی‌تونه به طور کامل این شیرینی رو در جان و روح خودش حس کنه، با گفتن حقیقی «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» مرتباً یادآوری می‌کنیم که باید برای درست بودن و درست رفتار کردن با بندگان صالح خدا، مرتب باشیم و این کار رو حتماً می‌کنیم.

- با گفتن این سلام‌ها، نمازگزار با دیگر نمازگزاران و بنده‌های خوب خدا پیمان دوستی و محبت برقرار می‌کنه. از خدا براشون سلامتی، امنیت، خیر و برکت و عاقبت به خیری طلب می‌کنه و با زبان دل و با زبان سر، نشون می‌ده که خوبان عالم رو دوست داره و خیرخواهشونه و می‌دونه که این دوستی و محبت قلبی و خیرخواهی چه قده فاصله‌ها رو نزدیک می‌کنه و برادری‌ها و دوستی‌ها محکمتر می‌شه.

- خب سعید جان، شاید چیزای دیگه‌ای هم باشه که من بلد نباشم یا الان به ذهنم نیاد، خودت هم می‌تونی مطالعه کنی و بیشتر در مورد نماز بدونی.

7راه پرورش قدرت تعقل


اگر قدرت تفکر، تعقل و اندیشه ورزی در یک انسانی زنده و شکوفا نشود چطور می تواند، علم بیاموزد و آن را در خدمت کمال خود قرار دهد.

تفکر? معجزه می‌کند

روشن است که اگر قدرت تفکر و تعقل در انسان شکوفا نگردد، نمی تواند حقایق را آنطور که بایسته است درک کند؛ در چنین مواردی راه حل منطقی این است که فرد به دنبال شکوفا کردن عقل و قدرت تفکر باشد. تا بتواند به وسیله آن حقایق را بهتر درک کرده و آن را در خدمت کمال قرار دهد.

در اینجا چند نمونه از راههایی که برای شکوفا کردن عقل ذکر شدن است را می آوریم امیدواریم با مطالعه دقیق آنها بتوانید به پاسخ خود دست یابید.

 

راههای شکوفا کردن عقل

راه های زیادی برای پرورش عقل و فکر و کسب استقلال فکری وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

1- استفاده از معلم و استاد دلسوز؛ امام علی (علیه السلام) یکی از گروه های سعادتمند را دانشجویانی می داند که در پی یافتن راه از طریق تعلیم و بهره گیری از اساتید و معلمان دلسوز هستند (النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِی وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاع. نهج‏البلاغة، ص 496)

2. ارتباط با کتاب و مطالعه؛ چنان که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «مطالعه فراوان در مطالب علمی عقل را باز و شکوفا می سازد».[ طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ، ج 5، ص 413.]

3. سیر و سفر در زمین و مطالعه تاریخ گذشتگان؛ قرآن در موارد متعددی انسان را امر به مسافرت های تحقیقاتی کرده و فرموده است: «قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبینَ ـ بگو: روی زمین گردش کنید! سپس بنگرید سرانجام تکذیب‏کنندگان آیات الهی چه شد؟!»( انعام،11) ؛ «قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمین َـبگو: در روی زمین سیر کنید و ببینید عاقبت کار مجرمان به کجا رسید!) (نمل،69) ؛ «قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ ینْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَی‏ءٍ قَدیرٌ-بگو: در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همین گونه) جهان آخرت را ایجاد می‏کند یقیناً خدا بر هر چیز توانا است!( عنکبوت ،20 ) ؛ «قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ مِنْ قَبْلُ کانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکینَ ـ بگو: در زمین سیر کنید و بنگرید عاقبت کسانی که قبل از شما بودند چگونه بود؟ بیشتر آنها مشرک بودند!( روم،42)

ارتباط با خردمندان و دانشمندان و دانایان؛ امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) می فرماید: قطع ارتباط از خردمند مساوی با پیوستن به نادان است . و یا در بخشی از حدیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) آمده است: شایسته است که شخص خردمند عاقل شبانه روز خود را به چهار بخش تقسیم کند: بخشی را به همنشینی با دانشمندی که او را در امر دینش یاری دهد، صرف نماید.

حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: « مۆمن به ایمان کامل نمى‏رسد مگر اینکه عقلش کامل باشد و عقلش به کمال نخواهد رسید مگر اینکه در او ده خصلت باشد ؛ خیرش به همه برسد و مردم از شرش در امان باشند، کارهاى نیک را از خود اندک بداند و کارهاى اندک دیگران را بسیار بشمارد. اگر اندک کار زشتى از او پیدا شد او را زیاد بداند، و اگر زشتیهاى زیادى از دیگران مشاهده نمود آنها را اندک بداند، اگر مردم از وى حاجات زیادى خواستند خسته نشود و در تمام عمرش از طلب علم دست باز ندارد

4. پرهیز از تقلید کورکورانه؛ قرآن مشرکان را که به تقلید کورکورانه از پدران مشرک خود می پرداختند به شدت مذمت می نماید و می فرماید: و هنگامی که کار زشتی انجام می‏دهند می‏گویند: پدران خود را بر این عمل یافتیم و خداوند ما را به آن دستور داده است! « وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَیها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون ‏ـ بگو: خداوند (هرگز) به کار زشت فرمان نمی‏دهد! آیا چیزی به خدا نسبت می‏دهید که نمی‏دانید؟!( اعراف،28 )

5. ارتباط با خردمندان و دانشمندان و دانایان؛ امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) می فرماید: قطع ارتباط از خردمند مساوی با پیوستن به نادان است .[ طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ، ج 5، ص 114] و یا در بخشی از حدیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است: شایسته است که شخص خردمند عاقل شبانه روز خود را به چهار بخش تقسیم کند: بخشی را به همنشینی با دانشمندی که او را در امر دینش یاری دهد، صرف نماید.[ همان، ص 113]

6- عمل کردن به دانسته راه شکوفا شدن عقل آن است که انسان به آن مقدار که علم دارد عمل نماید؛ آنگاه عقل نیز تا حدودی شکوفا می گردد و بیشتر می فهمد. وقتی بیشتر فهمید باز باید به فهمیده ها عمل نماید تا باز عقلش بیشتر شکوفا گردد. و به این طریق عقل و عمل هر دو باهم پیش می روند تا آدمی را به مقام قلب برسانند ؛ که از آنجا به بعد دیگر تنها رفتن نیست بلکه انسان یک قدم می رود و صد قدم او را می برند.

عمل

پس رشد وجودی با عقل حاصل می گردد ؛ و عقل نیز با عمل به دانسته ها رشد می کند. البته هر کسی آن عقل اوّلیه و به تعبیری عقل فطری را دارد و خوب و بدهایی اوّلیه را هم می شناسد که باید عمل کند تا عقلش به کارافتد. البته کمال عقل را نیز علائمی است که رصد نمودن آنها می توان میزان عقل حقیقی اشخاص را سنجید.

حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: « مۆمن به ایمان کامل نمى‏رسد مگر اینکه عقلش کامل باشد و عقلش به کمال نخواهد رسید مگر اینکه در او ده خصلت باشد ؛ خیرش به همه برسد و مردم از شرش در امان باشند، کارهاى نیک را از خود اندک بداند و کارهاى اندک دیگران را بسیار بشمارد. اگر اندک کار زشتى از او پیدا شد او را زیاد بداند، و اگر زشتیهاى زیادى از دیگران مشاهده نمود آنها را اندک بداند، اگر مردم از وى حاجات زیادى خواستند خسته نشود و در تمام عمرش از طلب علم دست باز ندارد و خسته نشود، خوارى نزد او گرامى‏تر از عزت و فقر در نزد او از ثروت محبوب‏تر باشد. او در دنیا به روزى اندک قناعت کند، دهمى نداشته باشد، مى‏دانى که دهمى چیست؟ آن این است که با هر کس برخورد کرد بگوید: او از من بهتر و متقى‏تر است مردم دو نفر بیشتر نیستند، مردى از وى بهتر و تقوایش بیشتر است، و دیگرى بدتر و پست‏تر مى‏باشد و هر گاه با کسى که از او متقى‏تر است ملاقات کرد در برابر او تواضع کند. اما اگر با کسى که بدتر از او باشد برخورد کرد، با خود گوید شاید این مرد در ظاهر بد مى‏باشد و باطنش خوب است، و هر گاه در جامعه چنین فکر کند بر مردمان عصرش برترى پیدا مى‏کند و به آنان ریاست مى‏نماید.» ( بحار الأنوار ،ج‏64، ص: 297)

قرآن مشرکان را که به تقلید کورکورانه از پدران مشرک خود می پرداختند به شدت مذمت می نماید و می فرماید: و هنگامی که کار زشتی انجام می‏دهند می‏گویند: پدران خود را بر این عمل یافتیم و خداوند ما را به آن دستور داده است!

7- استفاده از حواس و همچنین دقت به مثل ها به منظور درک بهتر پدیده‌ها

الف- خوب دیدن:

1- آیا آنان به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده است؟ و به آسمان نگاه نمی کنند که چگونه برافراشته شده؟ و به کوه ها که چگونه در جای خود نصب گردیده !و به زمین که چگونه گسترده و هموار گشته .( غاشیعه/17الی20)

2- همان کسی که هفت آسمان را برفراز یکدیگر آفرید. در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبی نمی بینی. بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکافی و خللی مشاهده می کنی ؟

بار دگر ( به عالم هستی ) نگاه کن، سرانجام چشمانت ( درجستجوی خلل و نقصان ناکام مانده ) به سوی تو باز می گردد در حالی که خسته و ناتوان است(ملک/3)

ب- خوب گوش کردن:

همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند، آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنها خردمندانند.( قصص /43)

ج- استفاده از عبارات حسی و تصویری

در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود و در آن هنگام که ستارگان بی فروغ شوند و در آن هنگام که کوه ها به حرکت درآیند و در آن هنگام که با ارزش ترین اموال به دست فراموشی سپرده شود و در آن هنگام که وحوش جمع شوند و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند.... و در آن هنگام که بهشت نزدیک شود. (تکویر/1الی6)

د- مثل های قرآنی :

1- مثل آنان مثل کسی است که به زحمت آتشی بیفروخت و همین که اطراف وی را روشن ساخت، خدا نورشان را برد و در تاریکی ها رهایشان کرد که نبینند. (بقره/17)

2- و مثل تو در دعوت کافران مثل کسی است که بر حیوان زبان بسته ای که جز صدا و ندایی نشنود بانگ زند. اینها نیز چنین اند کرانند و گنگانند و کورانند پس نمی اندیشند. (بقره/ 171))

توجه به این امور چهار گانه در رشد قوه ی تفکر اهمیت دارد. به راستی چرا ساعتی اندیشه بهتر از یک سال عبادت است؟!!

10 سوالی که خدا از ما نخواهد پرسید!!

10 سوالی که خدا از ما نخواهد پرسید!!

1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

 2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

 3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

 4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

 5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

 6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟

 7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟

 8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

 9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

 10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می‌کردی؟

نصایحی سعادت آفرین از باقر العلوم علیه السلام


 روایت شده است كه امام باقر علیه السلام با جابر گفتگو می‌نمودند و در این كلام نورانی ـ كه یادگار آن دیدار است‌ ـ معارف عالیه‌ای را بیان فرمودند كه در آن روش و طریق زندگی در دنیا و آخرت مطرح شده است که در حد توان آن را شرح می‏دهیم:


امام باقر

غم آخرت

هنگامی كه امام باقر علیه السلام، به همراه جابر از منزل خارج می‌شدند، جابر مشاهده می‌كند كه در سیمای مبارك امام آثار ناراحتی هویداست. روایت چنین است:‌«خَرَجَ یَوْماً وَهُوَ یَقُولُ: اَصْبَحْتُ‌ وَاللهِ یَا جَابِرُ مَحْزُوناً مَشْغُولَ الْقَلْبِ. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا حُزْنُكَ وَ شُغْلُ قَلْبِكَ؟ كُلُّ هَذَا عَلَی الدُّنْیَا؟ فَقَالَ علیه السلام: لَا یَا جَابِرُ! وَلَكِنْ حُزْنُ هَمِّ الْآخِرَة؛ (1) روزی امام باقر علیه السلام خارج شد در حالی که به جابر می‏فرمود: ای جابر! به‏خدا سوگند من امروز دل گرفته‌ و محزون صبح كردم. گفتم: فدایت شوم، غم شما چیست؟ و دل گرفتگی شما برای چیست؟ آیا همه اینها برای دنیا است؟ حضرت فرمود: نه ای جابر! ولیكن از غم آخرت است

برای آنكه علت ناراحتی و گرفتگی امام باقر علیه السلام روشن شود، از روایت دیگری كه از محضر نورانی امام صادق علیه السلام صادر ‌شده است استفاده می‌كنیم. «سفیان ثوری» نقل می‌كند: «دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقُلْتُ كَیْفَ أَصْبَحْتَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ علیه السلام وَ اللَّهِ إِنِّی لَمَحْزُونٌ وَ إِنِّی لَمُشْتَغِلُ الْقَلْبِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا أَحْزَنَكَ وَ مَا شَغَلَ قَلْبَكَ فَقَالَ علیه السلام لِی یَا ثَوْرِیُّ! إِنَّهُ مَنْ دَاخَلَ قَلْبَهُ صَافِی خَالِصِ دِینِ اللَّهِ شَغَلَهُ عَمَّا سِوَاهُ؛ (2) خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض كردم: یا بن رسول‏الله صلی الله علیه و آله! چگونه صبح كردی؟ امام علیه السلام فرمود: به خدا محزون هستم و قلبم مشغول. به امام علیه السلام عرض كردم: چه شما را غمگین کرده؟ و چه چیزی دلتان را مشغول كرده است؟ امام علیه السلام به من فرمود: ای ثوری! همانا هر كس دین پاك و خالص خدا را در دل خود جای دهد، از غیر خودش بازش می‌دارد.»

 

جایگاه دنیا

برای اینكه ما بتوانیم شناخت درستی از جایگاه دنیا پیدا كنیم، در این قسمت امام باقر علیه السلام، دو مثال درباره دنیا بیان می‌كنند و می‌فرمایند: «فََأَنْزِلْ نَفْسَكَ مِنَ الدُّنْیَا كَمَثَلِ مَنْزِلٍ نَزَلْتَهُ سَاعَةً ثُمَّ ارْتَحَلْتَ عَنْهُ أَوْ كَمَثَلِ مَالٍ اسْتَفَدْتَهُ فِی مَنَامِكَ فَفَرِحْتَ بِهِ وَ سُرِرْتَ ثُمَّ انْتَبَهْتَ مِنْ رَقْدَتِكَ وَ لَیْسَ فِی یَدِكَ شَیْ‏ءٌ وَ إِنِّی إِنَّمَا ضَرَبْتُ لَكَ مَثَلًا لِتَعْقِلَ وَ تَعْمَلَ بِهِ إِنْ وَفَّقَكَ اللَّهُ لَه‏؛ (3) نفس خود را نسبت به دنیا چنان بدار كه یك ساعت در آن منزل كردی،‌ و سپس از آن كوچ خواهی كرد. یا چون مالی كه در خواب از آن بهره ببری و بدان شاد و مسرور گردی،‌ و سپس از خواب بیدارشوی، در حالی كه چیزی در دست نداری.

و من همانا برای تو مثلی زدم تا تعقل كنی و بكار بندی و این در صورتی خواهد بود كه خداوند توفیقت دهد.»

دنیا چیست؟ و امید می‌رود كه چه باشد؟ آیا دنیا جز لقمه‌ای است كه می‌خوری یا جامه‏‌ای كه می‌پوشی و یا مركبی كه سوار می‌شوی؟

امام علیه السلام پس از آنكه دنیا را شناساند،‌ با ارائه این دو مثال زیبا و گویا، صحابه خویش را برای انتخاب روش و طریق سلوك دنیایی راهنمایی می‌كنند. این دو مثال را فرزند بزرگوارش،‌ امام صادق علیه السلام نیز در روایتی بیان می‌فرمایند: «فَأَنْزِلِ الدُّنْیَا كَمَنْزِلٍ نَزَلْتَهُ فَارْتَحَلْتَ عَنْهُ أَوْ كَمَالٍ أَصَبْتَهُ فِی مَنَامِكَ فَاسْتَیْقَظْتَ وَ لَیْسَ فِی یَدِكَ شَیْ‏ءٌ مِنْهُ؛ (4) دنیا را چنان دان كه بار انداختی و از آن می‌كوچی، یا چون مالی كه به خواب بینی و چون بیدار شوی، چیزی از آن به دست نداری

ائمه هدی)، اخبار و احادیثی را كه در شكل و لعاب مثال صادر شده است،‌ اكثراً جهت تنبه و عبرت شنوندگان به‏كار برده‌اند؛ مثلاً از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه: «مَثَل دنیا،‌ مثل آب دریاست،‌ هر قدر كه تشنه لب از آن بیاشامد، سیراب نمی‌گردد؛ بلكه بر تشنگیش می‌افزاید تا او را بكشد.» (5)

همچنین از آن امام همام علیه السلام روایت شده است كه: «دنیا مانند پلی است،‌ زود از آن بگذرید و به تعمیرش نپردازید.» (6)

در اینجا مثال دیگری را ذكر می‌كنیم كه بیش‌تر به بیان غفلت و غرور (فریفتگی) و نادانی اهل دنیا پرداخته است: «حكیمی بیان نمود: حال آدمی و فریفتگی او به دنیا و غفلتش از مرگ و سختیهای پس از آن (آخرت) و مشغول شدن به خوشیهای فانی و غم‌انگیز،‌ شبیه آدمی است كه در چاهی افتاده و كمر او را با ریسمان بسته باشند، در ته آن چاه اژد‌های بسیار بزرگی منتظر نشسته تا او به اندرون چاه افتد و او را ببلعد و در بالای چاه دو موش سیاه و سپید هستند كه پیوسته به جویدن آن ریسمان مشغولند و این مرد با آنكه اژد‌های ته چاه را می‌بیند و موشهای سرگرم به جویدن ریسمان را مشاهده می‌كند، به خوردن مقداری عسل كه به دیوار چاه مالیده شده و با خاك مخلوط گردیده و زنبورهای بسیاری گرداگرد آن جمع آمده‌اند مشغول است و با كمال میل و اشتیاق با زنبورها مبارزه می‌كند و عسل می‌خورد و از بالا و پایین خود به كلی غافل است.

حكیم از ایراد مثال فوق چنین نتیجه می‌گیرد كه چاه «دنیا»ست و ریسمان «عمر» و اژد‌ها «مرگ» و دو موش سیاه و سپید، «شب و روز»ند كه عمرها را به آخر می‌رساند و عسل مخلوط با خاك،‌ «خوشیهای توأم با بدبختی و رنج‌« است و زنبوران «دنیا‏داران».

باری،‌ اگر كسی با دیده دقت و عبرت به این مثال توجه كند،‌ آن را با شرایط خود به تمام معنا مساوی خواهد یافت.» (7)

 

توشه آخرت

آخرت مداری

آخرت مداری؛ یعنی با نگاه به آخرت، شكل و طریق زندگی در دنیا را انتخاب كنیم؛ چرا كه براساس زندگی در دنیاست كه آخرت خود را می‌سازیم. پس از این مقدمه كوتاه به قسمت دوم كلام نورانی امام باقر علیه السلام می‌پردازیم: «یَا جَابِرُ! مَنْ دَخَلَ قَلْبَهُ خَالِصُ حَقِیقَةِ الْإِیمَانِ شُغِلَ عَمَّا فِی الدُّنْیَا مِنْ زِینَتِهَا إِنَّ زِینَةَ زَهْرَةِ الدُّنْیَا إِنَّمَا هُوَ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُُ یَا جَابِرُ! إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَرْكَنَ وَ یَطْمَئِنَّ إِلَى زَهْرَةِ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا؛ (8) ای جابر! بر دل هر كسی كه خالص حقیقت ایمان وارد شود، از زینتی كه در دنیا است رو برتابد؛ زیرا كه زینتهای دنیایی در واقع بازی و سرگرمی هستند. به راستی كه خانه آخرت، زندگی حقیقی است.

ای جابر! به راستی كه مؤمن را نشاید كه به شكوفایی زندگی در دنیا تکیه و اطمینان پیدا كند.»

در واقع،‌ امام باقر علیه السلام برای بنیان زندگی آخرت گرا، سه دلیل روشن می‌آورد كه اساس و خواستگاهش قرآن می‌باشد.

روایت فوق به آیاتی از قرآن اشاره دارد كه تعدادی از آنها ذكر می‌شود:

)(وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ)؛ (9) «این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست، و زندگی حقیقی همانا در سرای آخرت است، اگر می‌دانستند!» )(إِنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْو)؛ (10) «زندگی این دنیا لهو و لعبی بیش نیست.» (اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ)؛ (11) «بدانید، كه زندگی دنیا، در حقیقت بازی و سرگرمی و آرایش (زینت) و فخر فروشی شما به یكدیگر و فزون طلبی در اموال و فرزندان است

امام صادق علیه السلام نیز در معرفی دنیا می‌فرمایند: «مَا الدُّنْیَا وَ مَا عَسَى أَنْ تَكُونَ هَلِ الدُّنْیَا إِلَّا أَكْلٌ أَكَلْتَهُ أَوْ ثَوْبٌ لَبِسْتَهُ أَوْ مَرْكَبٌ رَكِبْتَهُ؛ (12) دنیا چیست؟ و امید می‌رود كه چه باشد؟ آیا دنیا جز لقمه‌ای است كه می‌خوری یا جامه‏‌ای كه می‌پوشی و یا مركبی كه سوار می‌شوی؟»

و در ادامه سه اصل اساسی كه امام باقر علیه السلام نیز به آن اشاره داشته‏اند بیان می‌دارند كه: «إِنَّ الْمُؤْمِنِینَ لَمْ یَطْمَئِنُّوا فِی الدُّنْیَا وَ لَمْ یَأْمَنُوا قُدُومَ الْآخِرَةِ دَارُ الدُّنْیَا دَارُ زَوَالٍ وَ دَارُ الْآخِرَةِ دَارُ قَرَارٍ؛ (13) مؤمنین به دنیا اطمینان ندارند، از رفتن به آخرت خود را در اَمان نمی‏دانند، دنیا، خانة زوال و آخرت منزل قرار می‌باشد.»

بازیچه‌ای است طفل فریب این متاعِ دهر

بی عقل مردمان كه بدو مبتلا شدند

مردِ آگاه كسی است كه به فریب او مقیّد نگردد، كه او جادویی است جاهل فریب، و پیرزنی دستان نمای و نو عروسی شوهر كش.

از همین جهت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام به عنوان بیدارباش فرمودند: «الدُّنْیَا تَعُرُّ وَتَضُرُّ وَتَمُرُّ؛ (14) دنیا بفریبد و [چون فریفته او شدی،] زیان به تو رساند و بگذرد.»؛ یعنی تو را از خدا باز دارد و به خود مشغول گرداند و با این همه بگذرد و نپاید. (15) 

دنیا را چنان دان كه بار انداختی و از آن می‌كوچی، یا چون مالی كه به خواب بینی و چون بیدار شوی، چیزی از آن به دست نداری

توصیه آخر

امام باقر علیه السلام‌ در پایان سخنانشان به جابر می‌فرمایند: «فَاحْفَظْ یَا جَابِرُ! مَا أَسْتَوْدِعُكَ مِنْ دِینِ اللَّهِ وَ حِكْمَتِهِ وَ انْصَحْ لِنَفْسِكَ وَ انْظُرْ مَا اللَّهُ عِنْدَكَ فِی حَیَاتِكَ فَكَذَلِكَ یَكُونُ لَكَ الْعَهْدُ عِنْدَهُ فِی مَرْجِعِكَ وَ انْظُرْ فَإِنْ تَكُنِ الدُّنْیَا عِنْدَكَ عَلَى غَیْرِ مَا وَصَفْتُ لَكَ فَتَحَوَّلْ عَنْهَا إِلَى دَارِ الْمُسْتَعْتَبِ الْیَوْمَ فَلَرُبَّ حَرِیصٍ عَلَى أَمْرٍ مِنْ أُمُورِ الدُّنْیَا قَدْ نَالَهُ فَلَمَّا نَالَهُ كَانَ عَلَیْهِ وَبَالًا وَ شَقِیَ بِهِ وَ لَرُبَّ كَارِهٍ لِأَمْرٍ مِنْ أُمُورِ الْآخِرَةِ قَدْ نَالَهُ فَسَعِدَ بِهِ؛ (16) ای جابر! آنچه از دین خدا و حكمتش به تو سپردم،‌ حفظ كن! و خیر خود را بخواه! و ببین كه خدا در زندگی‌ات نزد تو چه مقامی دارد؟ پس همچنین در نزد او عهدی برای تو است چون به سوی او برگردی[، که به همان اندازه از تو وارسی كند]. ببین اگر دنیا نزد تو جز آنی است كه برایت شرح دادم، پس از آن صرف نظر كن و به خانه آخرت گله پذیر رو كنی. امروز، چه بسیار كسی كه بر امری از امور دنیا كه بدان رسیده حریص است،‌ و چون بدان رسیده،‌ وبال او شده و باعث بدبختی او گردیده است. و بسا كسی كه برای امری از امور آخرت كراهت دارد و بدان رسد و به آن سعادتمند گردد.»

امام صادق علیه السلام نیز در مورد جهل و عدم آگاهی ما نسبت به بعضی از امور فرموده‌اند: «فَكَمْ مِنْ حَرِیصٍ عَلَى أَمْرٍ قَدْ شَقِیَ بِهِ حِینَ أَتَاهُ وَ كَمْ مِنْ تَارِكٍ لِأَمْرٍ قَدْ سَعِدَ بِهِ حِینَ أَتَاهُ؛ (17) چه بسیار حریص بر امری كه چون آیدش،‌ بدبختش كند و چه بسیار تارك امری كه چون آیدش، سعادتمندش سازد.»

حقیقت آن است كه بسیاری از عمر ما،‌ تلاش برای رسیدن به امیال و آرزوهایی می‌شود كه نتیجه‌ای جز وزر و وبال ندارد و اگر انسانی بیدار باشیم، تازه باید دو صد چندان تلاش نماییم، تا از آن رهایی یابیم. بزرگواری ضمن خاطره‌ای نقل می‌كند: «من چقدر می‌سوزم، وقتی به یاد می‌آورم كه من، آری همین من، مدعی و حسابگر، شش ماه برای رسیدن به بتی [كه می‌تواند، هر آرزو و خواسته‌ای باشد،] كوشیدم و از توسل و تضرع و توكل گرفته تا اقدامهای مستمر و رصدكردنهای مداوم استفاده كردم و به مقصود رسیدم و پس از آن رسیدن، راستی كه بیش از شش ماه، دوباره توسل و تضرع داشتم كه نجات بیابم و هزار حیله به كار بردم كه خلاص شوم و با بشارتِ‌ خلاصی چه قدر به خودم خندیدم، كه یك روز صرف بستن دل شد به این و آن،‌ و روز دیگر به كندن دل زین و آن. آیا این مسخره نیست؟ و آیا این زندگی مسخره، سوزنده و همچون آتش جهنم نیست؟!» (18)  

 

پی نوشت ها :‌

1) تحف العقول، حسین بن شعبة الحرانی، تصحیح: علی اكبر غفاری، انتشارات اسلامیه، چ‏سوم، 1366، ص 295، و بحار الانوار، علامه مجلسی، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، چ‏سوم، 1403 ق، ج 75، ص 165.

2) تحف العقول، ص 393.

3) همان، ص 295 ـ 296.

4) كافی،‌ کلینی، تحصیح: استادعلی‏اکبر غفاری، دار صعب و دار التعارف، بیروت، چ دوم، 1401 ق، ج 2، ص 132.

5) حقایق در اخلاق و سیر و سلوک، ملامحسن فیض کاشانی، ترجمه محمدباقر ساعدی خراسانی، انتشارات علمیه، چ اول، ج 1، ص237.

6) همان، ص 237.

7) حقایق، فیض كاشانی، ج 1، ص 238 ـ 237.

8) تحف العقول، ص 295 و كافی، ج 2، ص132.

9) عنكبوت / 64.

10) محمد / 36.

11) حدید / 20.

12) تحف العقول، ص 398.

13) همان.

14) بحار الانوار، ج 70، ص 119 و 132 و نهج‏البلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات تهذیب، 79، چ اول، ص 728، حكمت 415.

15) الرسالة العلیة فی الاحادیث النبویة، كمال الدین، حسین كاشفی بیهقی سبزواری، تصحیح محدث ارموی، انتشارات 16) تحف العقول، ص 296.

17) بحار الانوار، ج 75، ص 262.

18) از معرفت دینی تا حكومت دینی، علی صفایی حائری (عین ـ صاد)، انتشارات اطلاعات،‌ 1379، چ اول، ص 27.

جهاد علمی امام باقر علیه السلام

امام باقر

شکافنده علوم

لقب باقر و شکافنده علوم توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت باقر علیه السلام داده شده است. این مطلب در روایات بسیاری از طریق شیعه و سنی نقل شده است؛ در منابع شیعه در کتابهایی مانند: بحار الانوار، رجال کشی، کشف الغمة، امالی صدوق، امالی شیخ طوسی، اختصاص مفید، عیون الاخبار. و در منابع اهل سنت در کتابهای: مرآة الزمان فی تواریخ الاعیان (ج 5، ص 78)، تاریخ ابن عساکر، غایة الاختصار (ص 64)، تذکرة الخواص ابن جوزی (ص 337).

جابر بن عبداللَّه انصاری می گوید: روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به من فرمود: "بعد از من شخصی از خاندان مرا خواهی دید که همنام من و شبیه من است "وَیبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً؛ علم را می شکافد، شکافتنی [و او درهای دانش را به روی مردم خواهد گشود]."

پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله زمانی این پیشگویی را کرد که هنوز حضرت باقرعلیه السلام چشم به جهان نگشوده بود.

می توان گفت بین مورخین از مسلّمات است که لقب باقر و شکافنده علوم توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به آن حضرت داده شده است. (1)

 

جهاد علمی امام باقر علیه السلام

حضرت باقر علیه السلام از فرصت پیش آمده بیشترین بهره را برد و جهاد علمی خویش را آغاز کرد. جهاد علمی حضرت در سه بخش قابل تبیین است:

الف. تشویق به فراگیری علوم

پایه و اساس هر عمل و فعالیت و کاری، اندیشه سازی و سالم سازی فکر است. اگر بخواهد در جامعه، علم رواج پیدا کند، در گام اول باید درباره اهمیت فراگیری دانش، ارزش و عظمت علما، مراد از فراگیری علم، و آفات آن و... اندیشه سازی شود.

حضرت باقرعلیه السلام این گام اول را به خوبی با بیان احادیث برداشته و سخنان گهر بار و نورانی فراوانی در این زمینه بیان کرده است.

در مورد تشویق به فراگیری علم فرمود: "اَلْکمالُ کلُّ الْکمالِ التَّفَقُّهُ فِی الدّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَی النَّائِبَةِ وَ تَقْدیرُ الْمَعیشَةِ؛(2) کمال تمام کمال [در سه چیز]: فهمیدن دین، بردباری بر سختیها و اندازه گیری معیشت است."

از مهم ترین انواع جهاد علمی حضرت باقرعلیه السلام، تأسیس دانشگاه علوم اسلامی و تربیت شاگردان فراوان در عرصه های مختلف است. تعداد شاگردان آن حضرت را 465 نفر شمرده اند.هنگام صدور دستور عمر بن عبدالعزیز مبنی بر جمع آوری و تدوین حدیث، هر کدام از یاران و شاگردان برجسته حضرت باقرعلیه السلام، هزاران حدیث را حفظ داشتند و با فرصت پیش آمده، به تدوین و جمع آوری احادیث نیز می پرداختند

 

آن حضرت درباره روش فراگیری علوم از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل فرمود: "اَلْعِلْمُ خَزائِنُ وَ مِفْتاحُهَا السُّؤالُ فَاسْئَلُوا یرْحَمُکمُ اللَّهُ فَاِنَّهُ یؤْجَرُ فیهِ اَرْبَعَةٌ السَّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَالْمُجیبُ لَهُمْ؛(3) علم گنجینه هایی است و کلید آن پرسش است. پس سؤال کنید! خدا شما را مورد رحمتش قرار دهد؛ زیرا پرسش باعث می شود چهار کس اجر برد: پرسشگر، معلم، شنونده و کسی که جواب می دهد."

و در مورد جایگاه با ارزش علما و دانشمندان فرمود: "عالِمٌ ینْتَفَعُ بِعِلْمِهِ اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ عابِدٍ؛(4) عالمی که از علمش بهره برده شود، برتر از هزار عابد است."

و فرمود: "وَاللَّهِ لَمَوْتُ عالِمٍ اَحَبُّ اِلی اِبْلیسَ مِنْ مَوْتِ سَبْعینَ عابِداً؛(5) به خدا سوگند! مرگ یک عالم در نزد شیطان، محبوب تر از مرگ هفتاد عابد است."

ب. نشر علوم

از نکاتی که حضرت باقر علیه السلام در مرحله اندیشه سازی بدان توجه داشته، توجه به نشر علوم و توسعه آن است. فقط فراگیری علوم کافی نیست؛ باید در راه نشر آن نیز سعی کرد. در این زمینه، حضرت سخنان نغز و دلکشی دارد که فقط به نمونه هایی اشاره می شود:

1. "مَنْ عَلَّمَ بابَ هُدی فَلَهُ اَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَلا ینْقُصُ اُولئِک مِنْ اُجُورِهِمْ شَیئاً؛(6) کسی که باب هدایتی را تعلیم دهد، مانند اجر کسی را دارد که به آن عمل کرده است و از پاداش عمل کنندگان کاسته نمی شود."

2. در جای دیگر فرمود: "تَذاکرُ الْعِلْمِ دِراسَةٌ وَالدِّراسَةُ صَلاةٌ حَسَنَةٌ؛(7) مذاکره علمی، درس [و تعلیم ] است و درس، نمازی است نیکو (پذیرفته شده)."

علم

3. و فرمود: "زَکاةُ الْعِلْمِ اَنْ تُعَلِّمَهُ عِبادَ اللَّهِ؛(8) زکات علم آن است که آن را به بندگان خدا تعلیم دهی."

4. و فرمود: "رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اَحْیا الْعِلْمَ... اَنْ یذاکرَ بِهِ اَهْلَ الدِّینِ وَ اَهْلَ الْوَرَعِ؛(9) خدا رحمت کند بنده ای را که علم را زنده کند... و زنده کردن علم به این است که با اهل دین و افراد با ورع مذاکره کنی."

به راستی هر یک از نکات پیش گفته، درهای زیادی را بر روی انسان در فراگیری علم و ارائه آن باز می کند. حال اساسی ترین پرسش رخ می نماید و آن اینکه حالا که متوجه شدیم علم پاداش فراوان و عالم منزلت والایی دارد، علم را از چه کسانی باید بگیریم؟ و برای فراگیری علوم اسلامی درِ خانه چه کسانی برویم؟ و زانوی ادب در خدمت چه کسانی بزنیم؟ در این بخش نیز امام باقر علیه السلام اندیشه سازی و راهنماییهایی دارد.

اولاً، علوم قرآن را تماماً مختص به اهل بیت علیهم السلام می داند و می فرماید: "لَیسَ عِنْدَ اَحَدٍ مِنَ النَّاسِ حَقٌّ وَلا صَوابٌ وَلا اَحَدٌ مِنَ النَّاسِ یقْضی بِقَضاءِ حَقٍّ اِلاَّ ما خَرَجَ مِنَّا اَهْلَ الْبَیتِ؛(10) در نزد هیچ کسی از مردم حق وجود ندارد، و [سخن ] صواب و راست پیدا نمی شود و هیچ کسی از مردم به حق قضاوت نمی کند، مگر از ما اهل بیت باشد."

و در جای دیگر فرمود: "ما یسْتَطیعُ اَحَدٌ اَنْ یدَّعِی اَنَّ عِنْدَهُ جَمیعُ الْقُرْآنِ کلِّهِ ظاهِرِهِ وَ باطِنِهِ غَیرُ الْاَوْصِیاءِ؛(11) هیچ کس توان ندارد ادعا کند که جمیع [علوم ]قرآن، ظاهر و باطنش در نزد اوست، جز اوصیاء [پیامبر و امامان معصوم علیه السلام ]."

و آن گاه صریحاً فرمود که اصل قرآن در نزد اهل بیت علیهم السلام است: "اِنَّ الْعِلْمَ الَّذی نَزَلَ مَعَ آدَمَ علیه السلام لَمْ یرْفَعْ، وَالْعِلْمُ یتَوارَثُ وَ کانَ عَلِی علیه السلام عالِمَ هذِهِ الْاُمَّةِ وَ اِنَّهُ لَمْ یهْلَک مِنَّا عالِمٌ قَطُّ اِلّا خَلَفَهُ مِنْ اَهْلِهِ مِنْ مِثْلِ عِلْمِهِ اَوْ ما شاءَ اللَّهُ؛(12) به راستی علمی که با آدم علیه السلام نازل شد، برنگشته [و از بین نرفته ]، بلکه به ارث گذاشته می شود و [آن علوم به علی علیه السلام رسیده اند و ]علی علیه السلام عالم این امّت است و به راستی عالمی از ما از دنیا نمی رود، مگر اینکه کسی جانشین او می شود که مثل علم او را دارد و یا آنچه که خداوند بخواهد."

پایه و اساس هر عمل و فعالیت و کاری، اندیشه سازی و سالم سازی فکر است. اگر بخواهد در جامعه، علم رواج پیدا کند، در گام اول باید درباره اهمیت فراگیری دانش، ارزش و عظمت علما، مراد از فراگیری علم، و آفات آن و... اندیشه سازی شود

 

متأسفانه در جامعه اسلامی این اندیشه صحیح جا نیفتاد و الاّ مردم درِ خانه علی علیه السلام را رها نمی کردند تا جای دیگر روند و امام صادق علیه السلام را ترک نمی گفتند تا به دنبال امثال ابوحنیفه بروند.

امام باقر علیه السلام در کنار این اندیشه سازی، مذاهب منحرفی همچون: غلات و مرجئه و... را به شدت مورد انتقاد قرار داد و آنان را به مردم معرفی کرد که جای تفصیل(13) آن فرصت دیگری می طلبد.

ج. تدوین کتب

حضرت در کنار فرهنگ سازی به تدوین کتب پرداخته اند که مواردی ذیلاً ذکر می شود:

1. تفسیر القرآن، چنان که محمد بن اسحاق بن ندیم در "الفهرست" به آن تصریح نموده، می گوید: "تفسیر القرآن، کتاب محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام است که ابی الجارود زیاد بن منذر رئیس جارودیة از آن حضرت نقل کرده است" و سید حسن صدر می گوید: "جمعی از ثقات شیعه همچون ابو بصیر، یحیی بن القاسم الاسدی نیز نقل نموده اند و علی بن ابراهیم بن هاشم قمی در تفسیر خود آن را از طریق ابی بصیر نقل کرده است." (14)

2. نسخة احادیث؛ 3. صحیفة احادیث؛ 4. الرسالة الی سعد الاسکاف؛ 5. کتابی که زراره روایت کرده؛ و کتابی دیگر که عبدالمؤمن بن القاسم آن را نقل کرده است. (15)

د. تربیت شاگردان

از مهم ترین انواع جهاد علمی حضرت باقرعلیه السلام، تأسیس دانشگاه علوم اسلامی و تربیت شاگردان فراوان در عرصه های مختلف است. تعداد شاگردان آن حضرت را 465 نفر شمرده اند. (16) هنگام صدور دستور عمر بن عبدالعزیز مبنی بر جمع آوری و تدوین حدیث، هر کدام از یاران و شاگردان برجسته حضرت باقرعلیه السلام، هزاران حدیث را حفظ داشتند و با فرصت پیش آمده، به تدوین و جمع آوری احادیث نیز می پرداختند .

ه . مناظرات حضرت باقرعلیه السلام

نوع دیگر از جهاد علمی امامان ما، از جمله باقر العلوم علیه السلام مناظراتی است که با افراد مختلف از مذاهب گوناگون داشته اند و مجموع این مناظرات را مرحوم طبرسی در احتجاج گرد آورده است .

 

پی نوشت:

1) اعلام الهدایة، ج 7، ص 41.

2) الکافی، کلینی، ج 1، ص 32، ح 4؛ اعلام الهدایة، ج 7، ص 154.

3) حلیة الاولیاء، ج 3، ص 192؛ اعلام الهدایة، ج 7، ص 155.

4) حلیة الاولیاء، ج 3، ص 183؛ اعلام الهدایة، ج 7، ص 155.

5) تذکرة الخواص، ص 304.

6) الکافی، ص 35، ح 4.

7) همان، ص 41، ح 9.

8) همان، ح 3.

9) همان، ح 7.

10) همان، ص 399، ح 1.

11) همان، ص 228، ح 2.

12) همان، ص 233، ح 2.

13) اعلام الهدایة، ج 7، صص 106 - 116.

14) تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام، ص 327؛ الفهرست للشیخ الطوسی، ص 98؛ المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحار الانوار، ج 1، ص 38؛ تدوین السنة الشریفة، ص 154 - 156.

15) المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحارالانوار، ج 1، ص 38؛ تدوین السنة الشریفة، صص 154 - 156.

16) رجال شیخ طوسی، صص 102 - 142.

آیا برای خوشبختی، تنها امید کافیست؟

امام باقر

رسول اکرم صلی الله علیه وآله و ائمه هدی علیهم السلام در راستای هدایت انسانها دو دسته تعلیمات داشته اند: تعلیمات ایجابی و تعلیمات سلبی. منظور از تعلیمات ایجابی ، مواضع و آموزه هایی است که در آن، راه حق و مزیت های آن برای حقیقت جویان معرّفی و تبیین شده و افراد به آن ترغیب می گردند. و بالطبع منظور از تعلیمات سلبی، آن موضع گیری هایی است که در آن مسلک باطل نفی شده و افراد بشر از گرویدن به آن برحذر داشته می شوند.

شایان توجه آنکه زندگانی اهل بیت علیهم السلام همواره مشحون از هر دوی این مواضع، در کنار هم بوده است، چراکه اصولا هدایت امری دوسویه می باشد که هر یک از آن دو، بدون دیگری فاقد کارایی لازم خواهد بود.

 

امید بدون عمل

گه گاه شنیده می شود که برخی افراد متفکر مآب می گویند: هر عقیده و مسلکی آدمی را به سرمنزل سعادت یا حداقل به قسمتی از سعادت می رساند. همچنانکه گاهی اوقات گفته می شود: صرف اعتقاد قلبی به خدای متعال برای وصول به خوشبختی ابدی کافیست، هر چند این اعتقاد همراه با گناهان بزرگ و کوچک باشد و بدون پایبندی به دستورات عملی.

خوبست بدانیم شبیه این اندیشه منحرف در زمان امام محمد باقر علیه اسلام وجود داشته و پیروان آن فرقه ی «مُرجئه» نام داشته اند که افزون براین اعتقاد باطل در زمینه ی دشمنی با اهل بیت علیهم السلام نیز دارای اندیشه ی نادرستی بوده اند.(1)

 

شبیه ترین دشمن به یهود

یکی از تعلیمات و مواضع سلبی حضرت امام باقر علیه اسلام، موضع آن حضرت در قبال این فرقه منحرف است. بدیهی است از رهگذر این تعلیم، هم بطلان این اندیشه هویدا می شود و هم نادرستی این تفکر که هر عقیده و مسلکی می تواند آدمی را به سر منزل مقصود برساند. گفتنی است سایر ائمه نیز در قبال این فرقه ضالّه موضعگیری نموده اند که به جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنیم.

سائر مذاهب شما را به گمراهی نکشاند. پس به خدا قسم! هیچکس شیعه ما نیست مگر آنکس که خداوند عزّوجلّ را اطاعت می کند

اما سخن حضرت امام باقر علیه اسلام که در انتهای روایتی از ایشان نقل شده است چنین است:

«اللهم العن المرجئة فانهم اعداؤنا  فی الدنیا و الاخرة؛ (2) خدایا! فرقه مرجئه را لعنت کن، همانا آنان دشمنان ما در دنیا و آخرت هستند».

افزون بر این مورد، دو روایت دیگر از آن امام بزرگوار نقل شده که هر دو مورد متضمن ابطال اعتقاد «مُرجئه» می باشد. حضرت می فرماید:

«ابرؤا من خمسة : من الرجئة و الخوارج و القدریه و .... (3) یعنی از پنج گروه دور باشید: از مرجئة و خوارج و قدریه و ...».

همچنین آن حضرت می فرمایند: «ما اللیلُ باللیل و لاالنهارُ بالنهار أشبه من المرجئه بالیهود و لا من القدریة بالنصرانیة» (4) یعنی شباهت یک شب به شبی دیگر و یک روز به روزی دیگر بیش از شباهت مرجئه به یهودیان و بیش از همانندی فرقه قدریه به نصرانیها نمی باشد.

شایان ذکر اینکه آنچه دلالت این حدیث را بر إبطال مرجئه تأکید می کند، فرموده خداوند متعال در آیه 82 سوره مبارکه مائده می باشد که شدید ترین دشمنی با اهل ایمان را از آن یهودیان و مشرکین بیان می کند: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشرَْكُوا...».

شباهت یک شب به شبی دیگر و یک روز به روزی دیگر بیش از شباهت مرجئه به یهودیان و بیش از همانندی فرقه قدریه به نصرانیها نمی باشد

همچنین در روایت دیگری حضرت امام باقر علیه السلام ضمن تحذیر پیروان خود از گرویدن به سایر دسته ها و مذاهب، ملاک همیشگی سعادت را بیان می کنند و می فرماید:

«لاتذهب بکم المذاهب فوالله ما شیعتنا الاّ من أطاع الله عزّوجلّ؛(5) سائر مذاهب شما را به گمراهی نکشاند. پس به خدا قسم! هیچکس شیعه ما نیست مگر آنکس که خداوند عزّوجلّ را اطاعت می کند».

بنابراین با توجه به فرمایشات پنجمین امام هدایت، درمی یابیم که:

اولا، به هر مسلک و عقیده ای نمی تواند تمسک جست و راه سعادت را در آن جستجو نمود، بلکه چه بسا دست یازیدن به آن موجب گمراهی از مسیر حق می گردد.

و ثانیا، عمل به دستورات الهی نقشی کلیدی را در وصول انسان به سعادت حقیقی ایفا می کند، و همانگونه که ملاحظه شد این امر مورد تأکید بسیار واقع شده است.

به امید اینکه با تمسک به تعلیمات ایجابی و سلبی امامان معصوم علیهم السلام در مسیر حق و حقیقت گام برداریم. چنانکه آموزه ها و تعلیمات الهی آن بزرگواران تا همیشه تاریخ روشنگر مسیر سعادت بوده است و تشنگان حقیقت را زلال گوارا.

 

پی نوشت ها :

1) علاقمندان می توانند به کتاب «بحوث فی الملل و النحل» طبع موسسةالنشر الاسلامی، جلد سوم، تألیف حضرت آیت الله سبحانی مدظله مراجعه نمایند.

2) الروضة من الکافی، طبع دار الکتب الاسلامیه، ص276.

3) الاصول الستة عشر، طبع دلیرالحدیث، ص 364: البته توضیح کامل این حدیث در این مختصر نمی گنجد، کما اینکه همین مطلب در مورد حدیث بعدی نیز صدق می کند.

4) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، طبع دارالشریف الرضی للنشر، ص213.

5) اصول کافی، ج1، ص73.

8 کمبود رایج بدن


در این مطلب می‌خواهیم شما را با 8 کمبودی که در بین مردم رایج‌تر است آشنا می‌کنیم. با ما همراه باشید.

تغذیه سالم

نیازی به تخصص و سواد خیلی بالا ندارد. همه‌ی ما می‌دانیم که تغذیه چه تأثیر مهمی روی سلامتی می‌گذارد. با وجود این هنوز افراد زیادی هستند که به بهانه های مختلف (و متأسفانه گاه به دلیل قیمت مواد غذایی) تغذیه‌ی سالم را نادیده می‌گیرند. اما سلامتی بزرگ‌ترین و با ارزش‌ترین سرمایه‌ی زندگی ماست. بدن سالم نیازی به دوا و دکتر پیدا نمی‌کند و سلامتی نیز در گرو تأمین تمام نیازهای بدن است. برای همین خواهش می‌کنیم تا جایی که می‌توانید به تغذیه‌ی تان اهمیت دهید (خیلی بیشتر از رخت و لباس و هزینه های جانبی دیگر).

مشکل دیگری که وجود دارد تب لاغری است که این روزها بسیار باب شده است. اینکه به فکر زیبایی اندام خود هستید جای تحسین دارد. اما توجه داشته باشید لاغر شدن اصولی دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد. اینکه این روزها خانم‌ها و دخترهای جوان به خود گرسنگی می‌دهند نتیجه‌ای جز کمبود مواد مورد نیاز بدن و ضربه به سلامتی چیز دیگری در پی نخواهد داشت. در این مطلب می‌خواهیم شما را با 8 کمبودی که در بین مردم رایج‌تر است آشنا می‌کنیم. با ما همراه باشید.

 

پروتئین

هر روز به تعداد افرادی که به سمت گیاه‌خواری روی می‌آورند افزوده می‌شود. اما حواستان باشد اگر بخواهید پروتئین حیوانی را با پروتئین ناچیز گیاهی جایگزین کنید و به فکر تنوع منابع پروتئین نباشید به بدنتان آسیب خواهید زد. چون خیلی ساده بدن دچار کمبود پروتئین می‌شود. عدم مصرف گوشت بدون یافتن منابع جایگزین مناسب باعث می‌شود برخی از گیاه‌خواران دچار کمبود آهن و مواد مغذی دیگری مانند ویتامین B12 و زینک (روی) شوند. به خاطر این که گیاهان نمی‌توانند به اندازه‌ی گوشت، پروتئین مورد نیاز بدن را تأمین کنند.

اگر عادت دارید سر میز غذا قبل از هر چیزی سراغ نمکدان را بگیرید و آن را داخل غذایتان خالی کنید یا عادت دارید غذاهای آماده، فست‌فود و غذاهای یخ زده‌ی زیادی مصرف کنید بدانید که نمک (سدیم) زیاد می‌تواند باعث کمبود مواد معدنی بدن شود. متأسفانه خطر کمبود منیزیم، کلسیم، زینک (روی)، سلنیوم و کروم شایع است

گیاه‌خواران برای این که بتوانند پروتئین بیشتری جذب کنند باید به فکر ترکیب مواد غذایی باشند. مثل مصرف غلات با حبوبات، غلات با دانه ها و مغزهای روغنی و غلات با محصولات لبنی. در واقع گیاه‌خواران باید در بین دو وعده‌ی غذایی‌شان از این ترکیبات غذایی استفاده کنند. همچنین باید بدانید که بدن نوجوانان، کودکان و خانم‌های باردار نیز باید این ترکیبات غذایی را در هر وعده‌ی غذایی دریافت کند. پروتئین همچنین برای افراد سالمند نیز مفید و لازم است. پس برای پیشگیری از کمبود پروتئین مواد غذایی سرشار از این ماده را فراموش نکنید: گوشت، مرغ، تخم مرغ، حبوبات و غیره از منابع غذایی سرشار از پروتئین محسوب می‌شوند.

منابع غذايي آهن

آهن

در آمریکای شمالی از هر 5 زن یک زن به کمبود آهن مبتلا است و در سراسر دنیا تعداد خانم‌هایی که از کمبود آهن رنج می‌برند کم نیست. متأسفانه این کمبود در خانم‌های بین 18 تا 49 سال رواج بیشتری دارد.

اما سۆال اینجاست چرا خانم‌ها بیشتر در معرض کمبود آهن قرار می‌گیرند؟ در جواب باید بگوییم خانم‌ها به خاطر عادت ماهانه‌شان خون از دست می‌دهند و برای همین بیشتر در معرض کمبود آهن قرار می‌گیرند. در بین آقایانی که وضعیت سلامت آن‌ها در حالت عادی قرار دارد کمبود آهن تقریباً صفر است به خاطر اینکه آهن بدنشان از طریق خونریزی از بین نمی‌رود. برای مقابله با کمبود آهن مصرف گوشت قرمز بسیار موثر است: گوشت بوقلمون و جگر منابع فوق‌العاده‌ی آهن محسوب می‌شوند. این ماده‌ی موثر همچنین در زرده‌ی تخم مرغ، شکلات، میوه‌ها و حبوبات به وفور یافت می‌شود. اما تکلیف اسفناج چیست؟ به عقیده‌ی متخصصان بر خلاف باورهای رایج اسفناج آهن زیادی به بدن نمی‌رساند به خاطر اینکه آهن موجود در گیاهان خیلی سخت جذب بدن می‌شود.

باید بدانید که وجود آهن برای حفظ سلامت روحی و روانی نیز لازم و ضروری است. توجه داشته باشید اگر خودتان یا در بین اطرافیانتان کسی هست که دچار افسردگی شده حتماً میزان آهن بدنش را چک کنید. چون امکان دارد افسردگی‌تان ناشی از کمبود آهن باشد. باید بدانید که آهن در سنتز هورمون‌های دوپامین - آدرنالین نقش دارد و این‌ها هورمون‌های هشیاری، سرزندگی و شادابی هستند. افرادی که دچار کم خونی و کمبود آهن هستند احساس خستگی جسمی و روحی می‌کنند. اگر مدتی است دچار چنین احساسی شده‌اید لازم است آزمایش خون دهید تا از بابت میزان آهن بدن خود مطمئن شوید.

 

ویتامین C

امان از این استرس و اضطراب! باید بدانید که استرس یکی از مصرف کننده‌ها و بهتر است بگوییم هدر دهنده‌های منیزیم، ویتامین C، نروترانسموتروها (ناقل‌های عصبی) و انرژی محسوب می‌شود. اگر آدم مضطربی هستید، سیگار می‌کشید و یا جنینی در شکم دارید نیازتان به ویتامین C به مراتب بیشتر است. یعنی 120 میلی گرم در روز.

گیاه‌خواران برای این که بتوانند پروتئین بیشتری جذب کنند باید به فکر ترکیب

مواد غذایی باشند. مثل مصرف غلات با حبوبات، غلات با دانه ها و مغزهای

روغنی و غلات با محصولات لبنی

ویتامین C بسیار موثر و مفید است و تأثیر ویتامین‌های A و E را بالا می‌برد. این ویتامین برای ساخت سلول‌ها و بافت‌های بدن، بهبود جای زخم و جذب آهن لازم است. از این گذشته این ویتامین با همکاری کاروتن و ویتامین A از ابتلا به بیماری‌های مزمن پیشگیری می‌کند. اگر می‌بینید که استرستان به اوج رسیده، اگر جزو افرادی هستید که در ساعات نامنظمی غذا می‌خورید و یا در یک چشم به هم زدن غذایتان را تمام می‌کنید شاید لازم باشد که میزان ویتامین و مواد مغذی بدنتان را بررسی کنید. توصیه می‌کنیم آزمایش خون بدهید.

 

نمک زیاد = کمبود مواد معدنی

اگر عادت دارید سر میز غذا قبل از هر چیزی سراغ نمکدان را بگیرید و آن را داخل غذایتان خالی کنید یا عادت دارید غذاهای آماده، فست‌فود و غذاهای یخ زده‌ی زیادی مصرف کنید بدانید که نمک (سدیم) زیاد می‌تواند باعث کمبود مواد معدنی بدن شود. متأسفانه خطر کمبود منیزیم، کلسیم، زینک (روی)، سلنیوم و کروم شایع است.

کمبود املاح معدنی باعث خستگی، بی حالی، آسیب پذیری در برابر استرس، کاهش تمرکز و قدرت ذهنی، مشکلات پوست، دندان، ناخن، پیری زودرس و غیره می‌شود. باید بدانید که کمبود مواد معدنی علاوه بر این مشکلات، خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی را بالا می‌برد، سیستم ایمنی بدن را ضعیف می‌کند، خطر ابتلا به پوکی استخوان و حتی سرطان را نیز افزایش می‌دهد.

قربون و صدقه‌های شبانه روزی


چاپلوسی، تملق و ستایش بیش از حد این روزها به یکی از آفات اخلاقی انسان تبدیل شده است و اگر حواس بشر به این خصیصه ذاتی نباشد احتمال شخم زنی و ویرانی صد درصدی نفس انسان وجود دارد.

چاپلوسی

انسان موجودی است چند بعدی و چند وجهی که اغلب در روابط دو طرفه با جامعه نیازهای خود را برآورده‌ می‌کند. هم دوست دارد دیگران از او تعریف کنند و هم تمایل به ادامه روابط خود با دیگران دارد به همین منظور کمی از چاشنی تعریف اطرافیان برای حفظ روابط بین فردی استفاده می‌کند.

این امر در صورتیکه در حد تعادل باشد قابل قبول است اما احتمالاً همه ما در طول شبانه روز به انسان‌هایی برخورد کرده‌ایم که همه موجودات بشری حتی بدون استثنا قرار دادن ژن‌های مشترک یا همان نسب خویشاوندی همگی را به یک لقب می‌خوانند،عزیزم.

گاهی این ابراز احساسات شدید تر شده و واژه‌هایی ازجمله گلم، الهی قربانت بشم، فقط تو، عزیزمی و ...برای تمامی افراد از والدین گرفته تا همکار و همسایه طبقه بالا به طور یکسان کاربرد دارد و برای تمامی این افراد استفاده می شود.

به هر حال روی خوش و ابراز احساس واقعی و پرهیز از دورویی رفتاری است که شاید به ندرت بتوان در اطرافیان دید و بعید است صداقت محض پشت این همه تعریف‌ها باشد با این همه از قدیم هم گفته‌اند که اندازه نگه دار که اندازه نکوست.

گاهی متأسفانه برخی از ما به قدری درگیر زندگی و خواسته‌ها و روابط اجتماعی می‌شویم که چشم‌ها را بر روی تمامی واقعیت‌ها بسته و سرا پا ثنای مسئول و یا اطرافیان خود را می‌گوییم.

برخی از این چاپلوس‌ها یا همان بادمجان دور قاب چین ها که دیگر از بادمجان هم گذشته به مرحله سیب زمینی بودن رسیده‌اند انگار نسبت به حقایق دچار بی حسی موضعی شده‌اند، چراغ خاموش همچنان به تمجید از افراد خاصی می‌پردازند و در این زمینه بزرگ نمایی‌های خارق‌العاده ای را هم انجام می‌دهند

زبان سرخ تمجید گرایی سر سبز حقیقت بینی دهد بر باد

تعریف‌های بی پایه و اساس که حکم همان چاپلوسی را دارد این روزها حجابی شده است بر روی چشمان و بیان انتقادی ما. این روزها در اداره یا کارخانه و یا هر جای دیگری  که کار می‌کنیم شاهد این مسئله بوده‌ایم که اگر خطا یا لغزشی از مسئولی رخ دهد به ندرت فرد شجاعی لب به انتقاد گشوده و متذکر مسئله می شود، اگر هم همچون ستاره سهیل قهرمانی پیدا شد که این مهم را انجام دهد اطرافیان خطاب به او یادآور این نکته می‌شوند که زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد....

برخی از این چاپلوس‌ها یا همان بادمجان دور قاب چین ها که دیگر از بادمجان هم گذشته به مرحله سیب زمینی بودن رسیده‌اند انگار نسبت به حقایق دچار بی حسی موضعی شده‌اند، چراغ خاموش همچنان به تمجید از افراد خاصی می‌پردازند و در این زمینه بزرگ نمایی‌های خارق‌العاده ای را هم انجام می‌دهند.

چاپلوسی

پشت پرده تعریف‌ها

خیلی از ما زمینی‌ها فکر می‌کنیم اگر به ثنای مسئول و یا افراد خاصی بپردازیم زندگی‌مان از این رو به آن رو شده و اگر چاپلوسی را در حوزه کاری خرج کنیم حتماً ما را جهت اخذ پاداش روانه حسابداری می‌کنند. متأسفانه هستند افرادی که فقط زبان به خوبی و تعریف می‌گشایند حال به هر نیتی. از بهترین وضعیت گرفته یعنی همین نکته که نمی‌خواهند کسی از دست آن‌ها ناراضی باشد و یا اینکه نمی‌توانند حقایق را بگویند تا بدترین حالت این که برای منحرف کردن و فریب طرف مقابل از چرب زبانی استفاده می‌کنند. با این همه مکرر شنیده‌ایم و خوانده‌ایم که دوست واقعی تو کسی است که علاوه بر خوبی،عیب و بدی‌های تو را نیز بازگو کند.

از آن سوی بام نیفتیم

روابط اجتماعی و بین فردی همچون طیفی است که نباید از این سویش بیفتی و نه از آن سو. نه فقط این که زبانت به تخریب اشخاص باز شود و نه تنها ثناگوی بی جهت اطرافیان  باشی.

متأسفانه برخی از افراد زاده شده‌اند برای از ریشه زدن بنده‌های خدا، زبانشان به خوبی و گفتن از واقعیت‌های خوب نمی‌چرخد. همیشه عینک انتقاد را بر چشم دارند و زبان تذکر در دهان. در این رابطه نیز بزرگان دین می‌فرمایند که آنان را که همیشه عیب جو ترند از خود دور کن.

برخی از این  افراط در تعریف و تمجید های بیجا کار دست شخص داده و فرد با شنیدن صفات پسندیده، دچار نوعی غرور و توهم می شود و همین خود پسندی زنجیروار صفات اخلاقی دیگر را نیز به همراه خواهد داشت.

چاپلوسی که این روزها رابطه مستقیم با سیستم بوروکرات(اداری) ما پیدا کرده است به یکی از اجزای روند اداری تبدیل شده است و تعریف‌ها از مدیر مربوطه باعث می شود که وی سرگرم لذت شنیدن تعاریف و تمجیدها شود و از نقاط ضعف مدیریت خود بی خبر شود و دود همین نکته در چشم کارمندان می‌رود.

برخی از این  افراط در تعریف و تمجید های بیجا کار دست شخص داده و فرد با شنیدن صفات پسندیده، دچار نوعی غرور و توهم می شود و همین خود پسندی زنجیروار صفات اخلاقی دیگر را نیز به همراه خواهد داشت

امیر عارفان چه زیبا در نهج‌البلاغه می‌فرمایند که «ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی و کمتر از آن نیز درماندگی یا حسادت است.»همچنین امام به شخصی که در ستایش ایشان افراط کرد و آنچه در دل داشت نگفت، فرمود«من کمتر از آنم که بر زبان آوردی و برتر از آنم که در دل داری.»

القصه اینکه هیچ لذتی در گفتن حقیقت وجود ندارد چرا که هم تخریب‌ها و هم چاپلوسی‌ها دوامی نداشته و همگی زود گذر هستند. در کنار این که می‌توان هم دل افراد را با خود نگه داشت وهم آن‌ها را ناراحت نکرد، می شود در لفافه و بدون هیچ غرضی وقایع اخلاقی ایشان را نیز گفت البته بدون هیچ دلخوری. این مسئله خود نوعی هنرمندی به شمار می‌رود که بتوان عیب‌های نزدیکانمان را کادو پیچ شده و به بهترین نحو به آن‌ها گفت.

ارزشهاى اسلامى در مديريت

گرايش هاى ارزش از نظر فلسفه

در بين فلاسفه حقوق و اخلاق و همه كسانى كه درباره ارزشها بحث كرده اند، دو نوع گرايش متضاد وجود دارد: اول، ارزش چيزى جز تبلور خواست ها و سليقه هاى شخصى و گروهى نيست.

دوم، ارزش از واقعيت نفس الامرى برخوردار است.

از دير باز، در بين فلاسفه معروف بوده كه آيا خوب آن است كه انسان مى پسندد يا چيزى را كه خوب است انسان می پسندد؟ ما كارى را انجام مى دهيم كه خوب است يا خوب آن كارى است كه ما انتخاب مى كنيم؟ اين اختلاف از ديرباز تا كنون در بين فلاسفه بزرگ اخلاق وجود داشته است.

ادامه نوشته

ايروبيك" چيست؟

ايروبيك يعني فعاليتي كه عضلات بزرگ را به كار مي‌گيرد حداقل 12 دقيقه با حالت ريتميك و موزون. در شرايطي كه سرعت و شدت تمرين قابل تحمل است و نياز بدن به استفاده از اكسيژن براي مدتي افزايش مي‌يابد، اين فعاليت انجام مي‌گردد. «ايروبيك» جزو فعاليت هوازي ( شدت تمرين بالاست و مدت تمرين پايين است).

ادامه نوشته

تاريخچه هندبال در جهان

گروهي هندبال را مثل ورزشهايي چون بوکس- کشتي و دو از رشته ها ي سنتي المپيک مي دانند. «هومر» شاعر و مورخ يوناني در اثر خود«اوديسه» از ورزش هندبال بنام «اورانيا » يادکرده است درسال 1926 تصاوير مربوط به اين بازي روي يكي از ديوارهاي آتن قديم حجاري شده بود كشف شد . در قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي تابستانها خانم هاي درباري و شواليه ها و شاعران دربار ي اين ورزش را  سرگرمي خود  قرار داده بودند .  كنراد كخ كه يك معلم ورزش آلماني بود در سال 1890 هندبال را به صورت جدي تري با نام رافابل اشپيل معرفي  كرد . كه آن را بصورت يازده نفري بازي مي كردند . هندبال شباهت زيادي به يكي از بازي هاي محلي چكسلواكي بنام هازنا داشت .

ادامه نوشته

نقش خانواده در آموزش و پرورش

1- مقدمه

 مدارس ابتدايي با توسل به شيوه هاي سنتي تدريس رياضي وتوقع انجام تكليفهاي يكنواخت تاكيد بيش از حد

بر تكرار وتمرين خواه نا خواه خانواده هارا دعوت به مداخله در كار آموزش فرزندان خود مي كنند.از سويي ديگر

رقابتهاي فرسايشي در سطح جامعه خانواده ها را تشويق به اتحاد تصميمهاي مستقل جهت افزايش و تضمين موفقيت تحصيلي فرزندان خود مي نمايد. متاسفانه بازندگان اصلي اين نوع مداخله هاي غير آگاهانه دانش آموزاني هستند كه با يك دنيا شور و لطافت و با اندوخته هايي غني از دانش غير رسمي اما محكم و قابل اتكاي رياضي.

ادامه نوشته

والدین و بازیهای کودکان

بازی کردن یک فعالیت جسمی و ذهنی می‏باشد که انسان را از دیگر افکار جدا کرده و میل رقابت و پیروزی را در او زنده می‏نماید و به انسان هیجان و شادی می‏بخشد. هر گونه فعالیتی که به لذت، سرگرمی و تفریح بیانجامد، بازی نام دارد. بازی نوعی آماده‏سازی برای نقش‏پذیری کودک در بزرگسالی بوده و از طریق بازی با اشیا تجربه کسب می‏کند

ادامه نوشته

ویژگیهای کودک در دوره ابتدایی

ویژگیهای کودک در دوره ابتدایی عبارتند از :

1-رشد جسمانی کودک : در دوره ابتدایی ، تارهای عصبی ، " میه لینی " می شوند ، در نتیجه ، رشد جسمانی کودک در این دوره ، بسیار مهم است . میه لینی شدن تارهای عصبی ، در مقطع دبستان ، به سطوح بالاتر و تکامل می رسد و سبب هماهنگی کامل حس و حرکت کودک می گردد. هماهنگی حسی – حرکتی در این دوره از رشد بالایی برخوردار است. کودک در اثر تکامل مراکز عصبی و تجارب جسمانی خود ، قادر به تعبیر و تفسیر پیامهای دریافتی حواس خود بوده و می تواند بدانها پاسخ صحیحی بدهد . تفاوت رشد جسمانی کودک دبستانی و پیش دبستانی ، از این جنبه است . 

ادامه نوشته

هنر معلمي:

 معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب  مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است

ادامه نوشته

نگاهي به عصر غيبت صغرا

1. تاريخ غيبت و چگونگي آغاز آن

الف) آغاز غيبت امام مهدي(ع)

در ميان علماي اسلام در مورد آغاز »غيبت صغرا« چند نظر وجود دارد:

. برخي، آغاز »غيبت صغرا« را از جريان سرداب مي دانند؛ يعني زماني كه مأموران »معتمد«، خليفه عباسي منزل آن حضرت را در »سامرا« مورد تاخت و تاز قرار دادند تا آن حضرت را دستگير كنند، آنان معتقدند: حضرت »حجت« از اين تاريخ به بعد از ديده ها پنهان و »غيبت صغرا«ي آن حضرت آغاز شد

ادامه نوشته

وقت هرچه باشد طلا نيست!

اشاره:

شايد فكر، كنيد مي خواهيم شوخي كنيم. زيرا از قديم به ما عكس اين مطلب را گفته اند! و ادبيات ايراني پر است از سخنان نغز و دلنشيني كه نسبت به ارزش و قدر و منزلت وقت بيان داشته اند. آري، من هم با شما موافقم ولي شايد توجه كرده باشيد كه متأسفانه اين گفتارها، چندان در نحوه زندگي مردم ما تأثير نكرده است!

ادامه نوشته

هندبال

هندبال ورزشی تیمی است که توسط ۷ نفر ( ۶ بازیکن و ۱ دروازه‌بان ) بازی می‌شود.

در این ورزش هدف وارد کردن توپ به دروازه حریف است. هندبال شبیه فوتبال است با این تفاوت که بجای پا از دست برای انتقال توپ استفاده می‌شود. این بازی حوالی سال ۱۹۲۰ ایجاد شد.

قانون (1) زمين بازي

 (1:1) زمين بازي، محوطه اي است به شکل مستطيل که طول آن 40 و عرض آن 20 متر مي باشد. اين زمين داراي دو محوطه دروازه (قانون 1:4 و قانون 6) و يک محوطه بازي است. دو خط بلند طولي را خطوط کناري و خطوط کوتاه انتهايي را خط دروازه (بين دو پايه دروازه) يا خط بيروني دروازه (دو طرف دروازه) مي نامند.

ادامه نوشته

آموزش و یادگیری

مقدمه

عوامل بسیار زیادی در جریان آموزش و یادگیری تآثیر دارد که طی روش های تحقیق مرسوم دانشگاهی قادر به کنترل آنها نیستند. هدف از پژوهش در تعلیم و تربیت فقط کسب دانش محض نیست،بلکه دانشی است که در عمل بتوان از آن استفاده کرد و در بهسازی محیط آموزشی مفید باشد .چنین هدفی را پژوهش های تربیتی دانشگاهی و مرسوم نتوانسته اند حاصل کنند .این پژوهش ها اطلاعات خوبی در اختیار گذاشته اند که می تواند الهام بخش معلمان باشد اما اکثر آنها قابل استفاده مستقیم توسط معلمان در کلاس های درس و محیط مدارس نبوده اند ،کلاس های درس دارای پویایی ویژه خود هستند و برای بهسازی امر آموزش و پرورش و اثر بخش کردن آن ،لازم است از روش های گوناگون پژوهش ،به ویژه پژوهش های مبتنی برعمل (اقدام پژوهی )بهره جست این روش ها را باید جست و تدوین کرد و در اختیار معلمان قرار داد . این مقاله با این رویکرد تهیه شده است .

ادامه نوشته

چارچوبی برای تحلیل سیاست‌گذاری آموزشی

مفهوم برنامه‌ریزی آموزشی ـ یعنی اثربخش‌ترنمودن رشد و عملکرد بخش آموزش ـ به طور ضمنی مقولات بدون ابهام و صریح، اهداف تعریف شده واضح، انتخاب‌های گزیده، روابط علّی قطعی، عقلانیت قابل پیش‌بینی و تصمیم‌گیرندگانی عقلایی را به ذهن متبادر می‌نماید. تحلیل بخشی نیز، بر همین اساس پیشاپیش خود را مقید به محتوی " چگونگی" توسعه آموزش [ شامل ] : مقولات، سیاست‌ها، راهبردها، معیارها و شاخص‌ها، نتایج و غیره، می‌نماید

ادامه نوشته

تاريخچه امامزاده هاي ايران

اگر چه اين مطلب به صور و اشکال مختلفه در کتب داستانها و امثله مندرج است و حتي نظاير آن در عصر حاضر کم و بيش در گوشه و کنار ايران رخ مي دهد (نگارنده اين کتاب خود شاهد و ناظر بود که قريب سي و پنجسال پيش قبل جمعيت کثيري از مردم آمل و روستاهاي اطراف مثل سيل خروشان يک روز صبح به سوي امامزاده اي در چند کيلومتري شمال شهر آمل به نام يوسف رضا روي آوردند تا امام هشتم "امام رضا (ع)" را که شب قبل به آنجا آمده مهمان يوسف رضا بود زيارت کنند!).

ادامه نوشته

اعتدال در ورزش

یكی از مباحث مهم ورزش بزرگسالان اعتدال در ورزش است. چنان كه بیان شد، افراط در ورزش برای كودكان پیامدهای ناگواری به همراه دارد. در بین جوانان و بزرگسالان نیز افراط در ورزش مشكلاتی را به همراه دارد.

از نظر اسلام در هر كاری افراط و تفریط، ناپسند است. آنها كه هرگز ورزش نمی‌كنند، مورد تأیید نیستند و كسانی كه همه وقت خود را صرف ورزش می‌نمایند نیز افراد مورد تأیید نیستند و كار هر دو گروه ناپسند است.

بهترین و صحیح‌ترین راه، اعتدال و میانه‌روی در همه امور زندگی می‌باشد. علی ـ علیه السلام ـ در تعریف افراد میانه‌رو می‌فرماید: بهترین مردم درباره من گروه میانه می‌باشند، پس همراه این گروه باشید.[1]

ادامه نوشته

اهداف مطرود و منفی در ورزش

گرچه ورزش یكی از تفریحات سالم و مورد نیاز جسم و جان انسان به شمار می‌آید ولی گاهی اهدافی منفی، ورزش را از حالت طبیعی آن خارج كرده و به صورت یك وسیله، برای اغراض شوم استعمارگران در می‌آورد.

تا آنجا كه ورزش سالم و در مسیر سالم سازی فرد و اجتماع باشد، جای هیچ بحثی ندارد. امّا اگر ورزش به صورت وسیله و ملعبه‌ای برای تخدیر افكار جوانان درآید. این ورزش مطرود است و اثرات آن نیز منفی و مخرّب می‌باشد.

ادامه نوشته

روانشناسی

یکی از علومی که برنامه ریزان آموزشی و درسی باید به آن آشنا باشند تا بتوانند از اصول قواعد و یافته های آن در مراحل مختلف طراحی و اجرای برنامه های آموزشی و درسی استفاده نمایند علم روانشناسی است.این علم بخصوص از نیمه دوم قرن نوزدهم توسعه قابل ملاحظه ای یافته و کمک های شایان توجهی به اغلب علوم انسانی نموده است.امروزه جای کوچکترین تردیدی نیست که استفاده از اصول قوانین و یافته های علم روان شناسی یکی از ارکان اصلی پیشرفت ها و ترقیات انسان در شأن های مختلف زندگانی بوده است.انسان بخصوص طی قرن اخیر برای حل بسیاری از مسایل فردی و اجتماعی خود از این علم کمک های سودمندی دریافت داشته است(پروند،1385،ص 137).

ادامه نوشته

معلم کارآمد کیست؟

هرگاه دانش آموزان متوجه شوند که آنچه معلم به هنگام وعظ و خطابه در کلاس بيان مي دارد، با آنچه وي عملااز خود بروز مي دهد متفاوت است، يعني هماهنگي بين عقيده وعمل او وجود نداشته باشد، آنان به چنين موعظه هايي توجه نخواهند کرد و در پي عمل کردن به آنها برنخواهند آمد. اين تفاوت و ناهماهنگي ممکن است بين انتظارات معلم از دانش آموزان و امکاناتي که عملابه آنان داده مي شود نيز مشاهده شود. اگر معلم به دانش آموزان گوشزد کند که مجاز نيستند قبل از آنکه زنگ تفريح زده شود کلاس را ترک کنند اما در عمل نتواند اين قانون را جامه عمل بپوشاند اعتماد دانش آموزان نسبت به قدرت رهبري معلم به تدريج کاهش مي يابد.
ادامه نوشته

معلمي جايي براي آزمون و خطا نيست!

معنای لغوی افت عبارت است از كمبود، كمی، كم و كاست و نقصان. لذا افت تحصیلی به معنای كمبود و نقصان در فرآیند تحصیل است. یا به معنای تحت اللفظی آن سنجش علل آمار تجدیدی و مردودی دانش آموزان است.

فرآيند آموزش به معناى مجموعه اى است از آنچه كه شاگرد در مدرسه از طريق برنامه درسى آشكار و پنهان مى آموزد و يا فرصت آموزش را به خاطر جاى نگرفتن در برنامه درسى پيدا نمى كند.

ادامه نوشته